خانه‌هاي مسلمانان اين چنين بود

وقتی پدر فاطمه وفات یافت، فاطمه آرزو کرد که از پدرش ارث برد و نزد ابوبکر رفت و ارث پدرش را از او خواست. ابوبکر به وی گفت که از پیامبر ص شنیده که می‌فرمود: «لا نورث، ما تركناه صدقة» [۲۵۰]: «از ما پیامبران، مالی به ارث برده نمی‌شود، آن‌چه را که پس از خود به جا می‌گذاریم، صدقه است». فاطمه ابتدا بر او خشم گرفت و سپس از این مسئله گذشت.

اسماعیل بن ابی خالد از شعبی روایت کرده که شعبی گفت: وقتی فاطمه بیمار شد، ابوبکر آمد و اجازه ورود خواست. علی گفت: ای فاطمه! این ابوبکر است که از تو اجازه ورود می‌خواهد. فاطمه گفت: آیا دوست داری که به وی اجازه دهم؟ علی گفت: بله.

امام ذهبی می‌گوید: گویم: فاطمه ل به سنت عمل کرد، پس در خانه شوهرش بدون اجازه او، اجازه نداد.

شعبی می‌گوید: پس فاطمه به ابوبکر اجازه داد که داخل شود. ابوبکر داخل شد و فاطمه را راضی و قانع می‌کرد و گفت: به خدا قسم، خانه و مال و خانواده و قوم و فامیل را فقط به خاطر رضایت و خشنودی خدا و پیامبرش و رضایت و خشنودی شما اهل بیت رها کردم. سپس ابوبکر هم‌چنان با او صحبت کرد، تا این‌که فاطمه راضی و خشنود شد [۲۵۱].

گویم: خانه‌های پاک این چنین بود ... و زن خوب از پیشینیان خوبمان این چنین بود که بدون اجازه شوهرش ـ یا در حضور او ـ به احدی اجازه نمی‌داد که داخل خانه‌اش شود.

از خداوند خواستاریم که بار دیگر مسلمانان را به دین خود برگرداند تا تمام هستی بداند که زندگی حقیقی و پاک جز در سایه تعالیم اسلام میسر نمی‌شود و هرگز میسر نخواهد شد.

[۲۵۰] بخاری در مبحث «المغازی»، باب : «آخر ما تکلم به النبی ص»، ۸/۱۱۳ آن را روایت کرده است. [۲۵۱] ابن سعد در «الطبقات»، ۸/۲۷ آن را آورده است. و اسناد آن، صحیح اما مرسل است. و حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب «فتح الباری»، ۶/۱۳۹ آن را آورده و آن را به بیهقی نسبت داده و گوید :‌این حدیث هر چند مرسل است، اما اسناد آن تا شعبی، صحیح است.