اینک زمان رحلت فرا رسیده

در سال ۲۰ هجری برابر با ۶۴۱ میلادی، ام‌المؤمنین زینب ل احساس کرد که دیدارش با خدا نزدیک شده است. او برای این دیدار مبارک همیشه آماده بود و هنگام مرگ گفت: من کفن خودم را آماده کرده‌ام. شاید عمر کفن را برایم بفرستد؛ پس اگر کفنی فرستاد، یکی از آن دو کفن را (کفنی که خود آماده کرده‌ام یا کفنی که عمر برایم فرستاده) صدقه بدهید، اگر توانستید. هرگاه صلاح دانستید که إزار مرا صدقه دهید، آن کار را بکنید [۱۳۲].

از عبدالرحمن بن أبزی روایت شده است که وی همراه عمر، بر جنازه زینب بنت جحش نماز خواند. زینب از میان همسران پیامبر ص اولین زنی است که پس از پیامبر ص وفات یافت. عمر چهار تکبیر نماز میت را به جا آورد و سپس کسی را نزد همسران پیامبر ص فرستاد که به چه کسی دستور می‌دهید او را به خاک بسپارد؟ عبدالرحمن گوید: عمر دوست می‌داشت که خودش این کار را انجام دهد. پس همسران پیامبر ص کسی را نزد عمر فرستادند که زینب در زمان حیاتش ایشان را در نظر داشت. عمر بن خطاب گفت: آنان راست می‌گویند [۱۳۳].

امام نووی / گفته که زینب در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد، و حضرت عمر بن خطاب س بر او نماز جنازه خواند. و اسامه بن زید، محمد بن عبدالله بن جحش، عبدالله بن أبی احمد بن جحش، محمد بن طلحه بن عبیدالله که پسرخواهرش حمنه بود، همگی بر سر قبرش حضور یافتند، که همه‌شان محارم زینب بودند [۱۳۴]. شرح حال و زندگینامه زینب بنت جحش را با این گفته مادرمان عایشه ل خاتمه می‌دهیم:

وی گوید: رحمت خدا بر زینب! او در دنیا به بزرگواری و شرافتی رسید که هیچ بزرگواری و شرافتی به آن نمی‌رسد؛ همانا خداوند او را به ازدواج پیامبر ص درآورد و قرآن به تصریح آن را بیان کرد. و رسول الله ص به ما گفت: «أسرعکن بي لحاقاً أطولکن باعاً»: «از میان شما همسران من، آن کس که دستش از همه درازتر باشد، زودتر به من ملحق خواهد شد». یعنی پیامبر ص به زینب مژده داده که خیلی زود به او ملحق می‌شود و او همسر پیامبر ص در بهشت است [۱۳۵].

زینبل در سال ۲۰ هجری وفات یافت و مادر محبوبمان که خداوند ـ ـ از بالای هفت آسمان او را به ازدواج رسول الله ص درآورد، از دنیا رفت تا داخل بهشت خداوند رحمان شود؛ بهشتی که در آن نعمت‌هایی است که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.

خداوند از او راضی باد و او را راضی و خشنود گرداند و بهشت برین را جایگاهش گرداند!.

[۱۳۲] طبقات ابن سعد، ۸/۱۰۹. [۱۳۳] ابن سعد در «الطبقات» ۸/۸۸ آن را روایت کرده، و اسناد آن، صحیح است. [۱۳۴] تهذیب الأسماء و اللغات، ۲/۳۴۵-۳۴۶. [۱۳۵] سیر أعلام النبلاء، اثر ذهبی، ۲/۲۱۵.