شروع از همین‌جا بود

زینب ل سی و سه سال قبل از بعثت در مکه به دنیا آمد و در خانه شرف و حسب و نسب بزرگ شد.

نفس زینب به حیاتی پاک و پاکیزه و به دور از پلیدی‌های شرک و جاهلیت تمایل داشت. کم کم نسیم‌ اسلام، بوهای خوش و عطرآگینش را در مکه مکرمه پخش می‌کرد و کم کم خورشید اسلام تمام قسمت‌های هستی را نورانی می‌کرد، آن وقت قلب‌های پاک، با آغوش باز به استقبال نوری که پیامبر محبوب ص از جانب پروردگارش آورده بود، می‌رفتند.

عبدالله بن جحش، برادر شقیقی زینب، پیامبر ص را قبل از بعثتش دیده بود؛ از فراوانی عقل و امانتداری و صداقت و حسن برخوردش بسیار تعجب می‌کرد. به همین خاطر در قلبش محبت و تقدیر و احترام زیادی نسبت به پیامبر ص داشت.

از همین رو به محض این‌که پیامبر محبوب ص مبعوث شد، عبدالله اسلام آورد و لحظه‌ای درنگ نکرد و تردیدی به دل راه نداد. اسلام آوردنش قبل از موقعی بود که پیامبر ص وارد خانه ارقم شود. پس او از پیشگامان و سابقین به سوی اسلام بود [۱۱۰].

[۱۱۰] أصحاب الرسول ص، اثر نگارنده، ۲/۴۷۸-۴۷۹.