سورۀ طارق مکی و دارای ۱٧ آیه می‌باشد

سورة الطارق (مكية وهي سبع عشرة آية)

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ ١ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلطَّارِقُ ٢ ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ ٣ إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ ٤[الطارق:۱-۴].

ترجمه: به نام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. سوگند به آسمان و به ستارۀ شب‌رو(۱) تو چه دانی که ستارۀ‌ شب‌رو چیست(۲) همان ستارۀ نافذ(۳) کسی نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.(۴)

نکات: سوگندهائی که در قرآن به مخلوقات ذکر شده برای توجه‌دادن به آنها و عظمت آنهاست، و ممکن است مقصود قسم به قدرت پروردگار آنها باشد، ﴿وَٱلسَّمَآءِ یعنی؛ ورب السماء، زیرا سوگند به موجودات با عظمت در حقیقت سوگند به قدرت خالق آنهاست. و بر خدا جایز است که به قدرت خود قسم بخورد ولی بندگان نمی‌توانند و نهی شده از اینکه به غیر خدا قسم بخورند زیرا غیر از خدا شاهد و ناظری نیست و قسم در حقیقت یک نوع شاهد گرفتن می‌باشد. اگر کسی در بیابان و کوهستانی که برق نباشد و هوا صاف باشد نظری به کواکب کند و ترتیب و نظم حرکت آنها را در نظر گیرد پی به عظمت خالق آنها می‌برد.

﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ ٥ خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ ٦ يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ ٧ إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ ٨ يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ ٩ فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ ١٠ وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ ١١ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ ١٢ إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ ١٣ وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ ١٤ إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا ١٥ وَأَكِيدُ كَيۡدٗا ١٦ فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا ١٧

[الطارق:۵-۱٧].

ترجمه: پس انسان باید بنگرد از چه خلق شده(۵) از آبی جهنده خلق شده(۶) که خارج می‌شود از میان کمر و دنده‌ها(٧) قطعاً خدا به برگردانیدن او تواناست(۸) روزی که نهانها آشکار گردد(٩) زمانی که برای او نه نیرو و نه یاوری است(۱۰) سوگند به آسمان دارای باران(۱۱) و به زمین قابل شکاف(۱۲) که این قرآن گفتاری است جداکنندۀ (حق از باطل)(۱۳) و شوخی نیست(۱۴) به درستی که کافران نیرنگ و فریبی عجیب دارند(۱۵) و من جزای نیرنگی شدید دارم(۱۶) پس کافران را اندکی مهلتشان ده.(۱٧)

نکات: صُلب یعنی مهره‌های کمر و به معنی محکم آمده و به معنی نژاد نیز آمده است. می‌گویند فلانی از صلب فلان یعنی از نژاد فلان است. به هر حال صُلب نسبت به پدر و تَرائِب از مادر است و آن جمع تریبه به معنی استخوانها و دنده‌های سینه است. و مقصود از جملۀ: ﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ، قیاس عقلی است یعنی قدرتی که او را از منی خلق کرده می‌تواند زنده‌اش کند برای قیامت، چنانکه عقلا می‌گویند کسیکه رادیو را اختراع کرده که صوت را می‌گیرد و می‌رساند می‌تواند صورت صاحبش را نیز بگیرد و منعکس نماید.