مقدمه

خدای بر اساس نظریه‌ی «خالقیت» برای هدایت و راهیابی انسان به سوی کمالات انسانی¬اش، پیامبرانی را مبعوث کرد و هر پیامبر را به سلاح معجزه‌یی مسلح نمود تا این معجزه بتواند گواهی روشن بر حقانیت دعوت آن پیامبر در میان امتش باشد.

با نگرشی کوتاه به تاریخ دعوت انبیای عظام علیهم افضل الصلاة والسلام در عصرهای مختلف، این حقیقت را به وضوح درمی‌یابیم که معجزات پیامبران در هر عصر از سنخ اموری بوده اند که مردم آن عصر در آن امور، نبوغ و آگاهی بالایی داشته اند، زیرا درک این حقیقت که معجزه‌ی آن پیامبر، خارق و شکننده‌ی توانمندیهای بشری است، فقط از این راه امکان ظهور می¬یافته است از آن روی که «تحدّی» یا هماوردخواهی در امری که مردم در آن از نبوغ و توانایی برخوردار نباشند، در واقع تحدّی به شمار نمی‌آید. مثلاً اگر ما قهرمان وزنه‌برداری جهان را با مرد عادّیی که هیچ مهارتی در این فن ندارد، به مبارزه فراخوانیم این امر به هیچ وجه تحدّی شمرده نمی‌شود به این دلیل که آن شخص عادّی در این فن هیچ مهارت و آشنایی¬ای نداشته است. اما اگر دو قهرمان همطراز از قهرمانان جهان را با هم رو در رو گردانیم، در اینجاست که معنی «تحدّی» در میان آنها به درستی تحقق پیدا می¬کند.

بنابراین، معجزه‌ی یک پیامبر به علاوه‌ی آنکه باید شکننده‌ی قوانین بشری و خارج از حوزه‌ی توانمندیهای آن باشد در عین زمان باید از سنخ اموری نیز باشد که در عصر آن پیامبر، مردم و یا نخبگانی از آنان، در آن به نبوغ و کمال بشری رسیده باشند. از اینها گذشته، اسباب و ابزارهای آن تحدی نیز می‌باید برای هماورد خواهان فراهم باشد. به این معنی که مخاطبان معجزه به وسایل مورد نیاز برای مبارزه با آن نیز باید دسترسی داشته باشند و سپس آن وسایل در میدان مبارزه با آن معجزه به کار افتد ولی سر انجام در برابرآن ناتوان گردد.

البته مثال‌های صریح در این باره، معجزات ابراهیم، موسی و عیسی علیهم السلام است که همه به ویژگی‌های آنها آشنا هستیم.

تردیدی نیست که پیامبر خاتم در عصر بلوغ عقلی بشر به رسالت مبعوث گردیدند. آری، در شب خجسته¬ای از شب‌های ماه رمضان سال (۶۱۰ م) وحی الهی بر پیامبر امیج نازل شد و تعجب‌برانگیز نبود که اولین پیغام وحی، ایشان را به خواندن دستور داده و بحث علم و شاخص‌ترین ابزار تولید آن، یعنی «قلم» را به میان می‌کشید که این خود بدون شک اعلام صریح این حقیقت به تاریخ بود که بشر وارد عصر جدیدی گردیده است که عصر «علم» است.

بر همین مبنی است که معجزه‌ی پیامبر خاتمج «کتاب» است، کتاب بزرگ خدای دانا و توانا که ابعاد و جوانب اعجازی آن فراتر از حد و حصر بشر می‌باشد. کتابی که معجزه است در لفظ و معنی، در امروز و فردا، در ادب و بلاغت، در ترکیب و ترتیب، در علوم و معارف، در برنامه و شریعت، در پاسخگویی همیشگی به نیازهای معنوی و مادی بشر، در اصلاح عقاید، اصلاح عبادات، اصلاح اخلاق، اصلاح اجتماع، اصلاح سیاست و اصلاح اقتصاد.

و در حوزه‌ی آزادی، آزادی خرد و اندیشه، آزادی شعور و ضمیر و آزادی روح و روان از بند هر نوع بند‌گی وبرد‌گی ذلّت‌آور برای غیر پروردگار یکتا.

و معجزه است در عرصه‌ی خبر، یعنی إخبار از امور غیبی و تاریخی، از گذشته‌های دور تا آینده‌های دور و نزدیک.

و معجزه است در تأثیرگذاری خارق‌العاده بر فطرت و روان بشر و بالاخره معجزه است در عرصه‌ی علوم هستی شناسی و تجربی که موضوع بحث این کتاب می¬باشد.