کاش می‌دانستند

کسانی‌که صحابه را و جامعه صحابه را تخطئه می‌کنند کاش درک می‌کردند که چه تیشه‌ای به ریشه اسلام می‌‌زنند، کاش می‌فهمیدند که اسلام فقط شعار نیست، واقعیت است و تصویر این واقعیت در قرآن کریم همچون نور می‌درخشد و سنت و سیرت رسول ص و زندگی نمونه این بزرگمردان تاریخ بشریت این واقعیت را بخوبی ترسیم نموده است.

البته اگر بعضی‌ها فکر می‌کنند که خداوند باید فرشتگانی را می‌فرستاد که صد در صد معصوم باشند و هیچ اشتباهی مرتکب نشوند تا اسلام را بتوانند در عمل پیاده کنند کاملاً به خطا رفته‌اند و اسلام را نشناخته‌اند، خداوند حتی پیامبران را از جنس خود مردم فرستاد که صد در صد انسانهای معمولی باشند به اضافه فضیلت نبوت وعصمت در تبلیغ ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ [الکهف: ۱۱۰] . پس چگونه باید جامعه بشری معصوم باشد؟!.

آری عرض می‌کردیم که جامعه صحابه را وحی کنترول می‌کرد، اشتباهاتشان را تصحیح می‌کرد، و در کارهای شایسته آنان را تشویق می‌‌نمود، و جایزه می‌داد حتی در مسایل شخصی گاهی چنین می‌‌شد، چون منظور ساختن و معرفی کردن یک جامعه بشری نسبتاً متکامل است. چون جامعه بشری محال است صد در صد کامل باشد حتی با حضور پیامبر ص مثل داستان آن زن شکایت کننده ﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ [المجادلة: ۱] . لذا پس از وفات پیامبر ص هنگامیکه ابوبکر صدیق س به ملاقات ام‌هانی رفت، ام‌هانی از غم قطع شدن وحی گریه می‌کرد و سایر صحابه‌ای که خدمت این زن بزرگوار آمده بودند گریه می‌‌کردند، البته انگیزه این ملاقات پیروی از سنت رسول اللهص بود چون آنحضرت ص همواره به ملاقات این پیر زن دانشمند تشریف می‌‌بردند.

خواننده گرامی! به آیه دیگری ازین سوره شریفه توجه فرمایید. ﴿وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَزَيَّنَهُۥ فِي قُلُوبِكُمۡ [الحجرات: ۷] . «و لیکن خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آنرا زینت دلهایتان کرده است»، آری این فضل و احسان خداوند است، که ایمان را در دلهای صحابه جان نثار پیامبر ص راسخ گردانیده، به شکلی که گویا ایمان جزو فطرت و سرشت‌شان است.

دلیلش این است که محبت آنان به ایمان از محبت‌شان نسبت به هر چیز دیگری بیشتر بود، تأکیدی که خداوند برای بیان این محبت فوق العاده ذکر کرده بیانگر این واقعیت است ﴿وَزَيَّنَهُۥ فِي قُلُوبِكُمۡ در این تعبیر معجز دقت کنید که چقدر رسا و شیوا و جالب است، زینت باغ، گل است. زینت خانه، آویز و لوستر است، یعنی بهترین و زیباترین داشته هرجا زیب و زینت آن است، معلوم نیست زینت دلها چیست؟ اما خداوند عالم الغیب گواهی می‌دهد که زینت دلهای صحابه ایمان‌شان است، به همین دلیل حلاوت و شیرینی ایمان را محسوس می‌‌کردند سپس خدوند متعال توضیح می‌دهد که کفر و فسق و عصیان را که با ایمان سازگاری ندارد در نزد شما مکروه و ناپسند داشته است. شما از هرگونه کفر و فسق و عصیان یعنی شرک و کفر و گناه و نا فرمانی بیزارید، این گواهی خداوند است که نسبت به صحابه رسول الله ص در کتاب عزیزش ثبت کرده است.

اصلاً چون خداوند این انسانهای برگزیده را برای صحبت و همنشینی با پیامبرش انتخاب کرده بود فطرت آنان را جوری ساخته که از همه مظاهر مخالف ایمان بیزارند شما پایان این آیه را ملاحظه کنید که خداوند چه مدال افتخاری نصیب آنان کرده است ﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ الله اکبر! اینها هستند رستگاران، وقتی می‌‌گوییم خلفای راشدین یعنی چه؟ چونکه هر چهار خلیفه راشد جزو پرچمداران صحابه و مصداق اول همه این فضائل و افتخارات هستند، خیلی طبیعی بود که خداوند این عده را یعنی مجموعه صحابه ش را یاران جان نثار پیامبرش ص برگزید زیرا دلهای آنان را می‌‌دید و می‌‌فمهید لذا آنان را کاملا برای چنین مسؤلیتی آماده کرد و طبق این آیه کریمه دلهایشان را از هرگونه کفر و فسق و عصیان پاک نمود آنگاه ایمان را محبوب و زینت دلهایشان قرار داد. تا اینکه برای محبت و همنشینی پیامبرش اهل باشند و شایستگی داشته باشند، لذا زندگی نمونه آنان که سر شار از کاملترین و بازرترین صفات فاضله در تاریخ بشریت است گواه روشن این حقیقت است، و اینکه بعضی‌ها به هر دلیلی نمی‌توانند این همه افتخارات در قرآن کریم و سنت و سیرت مطهر رسول گرامی ص را که به نام آنان ثبت شده ببینند و تحمل کنند به خودشان بر می‌‌گردد حال اگر کسی مثلا با خورشید و مهتاب و ستارگان حسادت کرد و از نور و جمال و زیبایی آنان انکار کرد یا برای سلب این افتخارات از آنان خودش را به این طرف آنطرف زد از آنان چه کم می‌‌شود؟! این کم سعادتی اوست که نمی‌تواند با محبت، احساس و افتخار نسبت به آنان کسب فیض کند.
این سعادت به زور بازو نیست
تا نبخشـــــــد خدای بخشنده
چقدر زیبا فرموده صحابه جلیل القدر رسول الله ص حضرت عبدالله ابن مسعود س که:

«خداوند به قلبهای بندگانش نگاه کرد قلب محمد ص را ازمیانقلوب بندگانش بهترین قلب یافت لذا آنرا برگزید، و برای رسالتش مبعوث فرمود، پس از پیامبر ص (وسایر پیامبران) به قلبهای بندگان نگاه کرده بعد از قلب ایشان قلبهای صحابه رسول الله را بهترین قلبهای بندگانش یافت پس آنان را یار و یاور پیامبرش انتخاب نمود تا در دفاع از دینش بجنگند».

آری آیات مذکوره سوره حجرات معانی بسیاری را درباره فضیلت صحابه ش و عدالت و شایستگی آنان می‌رساند کما اینکه نشان می‌دهد که آنان در نزد خداوند متعال دارای چه مقام و منزلتی هستند!. دقت کنید بعد از اینکه خداوند ﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ فرمود بلافاصله می‌فرماید: ﴿فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَنِعۡمَةٗ [الحجرات: ۸] . افتخار صحبت با رسول الله ص فضل و نعمتی از طرف خداوند است و خداوند دانا و با حکمت است.

آری، واقعا صحبت با رسول الله ص نعمت بزرگی از جانب خداوند بر صحابه بزرگوار آنحضرت ص است شکی نیست که خداوند در انتخاب افراد شایسته برای این مقام بسیار دانا و با حکمت بوده و هست ﴿ٱللَّهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَهُۥ [الأنعام: ۱۲۴] . «خداوند بهتر می‌داند که رسالت خودش را در کجا و (در سینه کدام بنده بر گزیده‌اش) قرار دهد»، در انتخاب رسول الله ص نیز آن ذات علیم و حکیم خودش بهتر می‌داند که چه کسانی را برای خدمت پیامبر بزرگوارش ص انتخاب کند پس انتخاب رسول الله ص به عنوان آخرین و بهترین و افضل‌ترین پیامبران و انتخاب صحابه جان نثارش برای آنحضرت بیانگر کمال علم و حکمت او تعالی است.

بد نیست اشاره کنیم که مطلق صحبت یا دیدن پیامبر ص نشانه فضیلت نیست صحبت، همراه با ایمان و صداقت و استقامت، به انسان شرافت و افتخار می‌بخشد چونکه صحبت با رسول الله ص از خود، شروط و حقوقی دارد که بدون رعایت آن کسی نمی‌تواند صحابی شود وإلا منافقین زیاد بودند به هیچکدام آنان صحابی گفته نمی‌شود، صحابه فقط کسانی هستند که حضرت را دیدند و به ایشان ایمان آوردند و با همان ایمان از دنیا رفتند.

اینجا بعضی‌ها که دشمنی با صحابه را برای خودشان مایه افتخار می‌دانند و از هیچگونه دروغ پردازی و شایعه پراکنی و تحریف حقایق، دریغ نمی‌ورزند، مغلطه می‌کنند و گویا چنین وانمود می‌کنند که اهل سنت هر کس را که پیامبر را دیده باشد صحابه می‌گویند حتی اگر منافق باشد، این فقط تلبیس و مغلطه است و إلا همه می‌دانند که صف منافقین را خود قرآن کریم جدا کرده است، ولی اگر این آقایان را کمی گرم کنید قشنگ حقایق رو می‌شود! می‌بینید که اصلا مسئله این نیست، مشکل جای دیگری است! این دانشمندان و تئوریسینهای اسلام ناب (نعوذ بالله) جز چند نفر، تمام صحابه را مرتد می‌دانند!! ولی بحمدلله خود قرآن پاسخ می‌‌دهد اگر واقعا کسی قرآن بخواند و واقعا بخواهد حقیقت را بفهمد روشن است مگر اینکه قسم خورده باشد که ماست سیاه است!! اینرا دیگر نمی‌توان کارش کرد! ولی به لطف الله اینگونه افراد که قسم خورده باشند ماست سیاه و زغال سفید است کم است.