فرق شيعه پس از امام باقر÷

۱- باری، پس از وفات جعفر بن محمد، پیروانش به شش دسته تقسیم شدند:

۲- گروهی به امامت محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن المجتبى÷ معروف به نفس زکیه گرویدند. وی در مدینه قیام کرد و در همانجا شهید شد. ولی این گروه معتقدند که مهدی قائم اوست و مرگش را منکر شدند و گفتند او زنده و مقیم کوهی در بین راه مکه و مدینه است و به زودی خروج خواهد کرد!

۳- فرقه‌ای دیگر به امامت ابوعبدالله جعفر بن محمد معتقد شدند و بر این عقیده باقی بودند تا اینکه آن حضرت اسماعیل را به عنوان امام پس از خویش معرفی کرد، اما اسماعیل در زمان حیات آن حضرت دار فانی را وداع گفت! و امام پس از مرگ فرزندش فرمود: همانا در مورد امامت اسماعیل برای خداوند بَداء حاصل شده است! از این رو عده‌ای از پیروان آن حضرت از اعتقاد به امامتش عدول کرده و مسئله بداء را نیز نپذیرفتند و گفتند: آن حضرت به ما سخن نادرست گفته و معلوم می‌شود که وی امام نبوده است! در نتیجه به فرقة بتریه پیوسته و سخن سلیمان بن جریر را در مورد شیعیان پذیرفتند که می‌گفت: ائمة شیعه برای پیروان خویش دو عقیده وضع کرده‌اند که با این دو عقیده هیچ وقت کذب و خطای امامشان آشکار نمی‌شود، این دو عقیده عبارت اند از: مسئله «بَداء» و دیگری مسئله «تقیه».

الف) مسئله بداء: چون ائمة شیعه از نظر پیروانشان در امر توضیح و تبیین احکام و معارف دین، همچون انبیاء دارای منصبی إلهی هستند و در علم به آنچه بوده و خواهد بود و در خبر دادن از آینده، گویی قائم مقام انبیاء می‌باشند؛ پس اگر چیزی که گفته اند واقع شد، می‌گویند: آیا از قبل نگفتیم که چنین خواهد شد؟ زیرا ما از جانب خداوند همچون پیامبران تعلیم گرفته‌ایم! و اگر چیزی که گفته اند واقع نشد، می‌گویند: برای خداوند بداء حاصل شده و آنچه را گفتیم محقق نفرمود!!

ب) مسئله تقیه: چون سؤالات شیعیان از ائمه در معارف و احکام شرع و مسائل حلال و حرام و دیگر امور دین بسیار شد و آنان نیز به این سؤالات پاسخ گفتند، پیروانشان این جواب‌ها را نوشته و تدوین کردند و ائمه نیز این پاسخ‌ها را به سبب طول زمان و تفاوت اوقات حفظ نکردند، زیرا این مسائل در یک زمان واحد گفته نشده بود، بلکه در سال‌های متعدد و ماه‌ها و اوقات گوناگون بیان گردیده بود. در نتیجه در یک مسأله چندین جواب مختلف و متباین گرد آمد و پیروان در مورد این اختلاف و تخلیط در پاسخ‌ها، از ائمه سؤال کردند و این کار را نادرست شمردند! اما ائمه گفتند که ما این جواب‌ها را به عنوان تقیه گفته ایم و ماییم که باید پاسخ بگوییم، زیرا پاسخ گویی بر عهدة ماست، و ما به مصلحت و اینکه برای بقای ما و شما و محافظت خودمان و شما از دشمن، چه بایدکرد، آگاه تریم [۲۲۵]!!.

بدین ترتیب، در چه صورت خطای آنان آشکار می‌‌شود و چگونه می‌‌توان درست را از نادرست تشخیص داد؟!

سخنان سلیمان بن جریر را عده‌ای از شیعیان پذیرفتند و از قول به امامت "جعفر بن محمد" عدول کردند!