استخـاره

یکى از خرافاتى که در جامعه ى ما ایران، به اسم اسلام رایج است و در واقع برخلاف اسلام مى باشد، استخاره است، چه بسا از افرادى که در اثر استخاره نمودن با قرآن و یا تسبیح و خوب و یا بد آمدن، راهى را به پیروى استخاره پیموده اند که به زیان خودشان و خانواده و جامعه شان بوده است.

در گوشه ى مسجدى فرادا نماز مى خواندم و عده اى در آن طرف مسجد در حال خواندن نماز جماعت بودند. بعد از تمام شدن نماز جماعت شنیدم خادم مسجد با صداى بلند به پیش نماز گفت: «خانمى مى خواهد برایش استخاره کنید» پیش نماز هم قرآن را باز نمود و بعد از مدتى گفت: «خیر است انشاءالله».

در ایران روزانه هزارها استخاره انجام مى شود و برخى که معتقد به استخاره هستند راه زندگیشان را به گمان خود به وسیله استخاره پیدا مى کنند. در صورتى که خداوند در هیچ جاى قرآن نفرموده است که راه زندگى خود را با فال-زدن به قرآن و یا تسبیح و نظایر آن معلوم کنید، بلکه فرموده که مؤمنین در کارها عقل خود را به کار اندازند و با یکدیگر مشورت نمایند.

خداوند در قرآن یکى از صفات مؤمنین را مشورت نمودن با یکدیگر بیان نموده است. و در سوره شورى، آیه ۳۸ مى فرماید:

﴿وَٱلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِرَبِّهِمۡ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَمۡرُهُمۡ شُورَىٰ بَيۡنَهُمۡ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ ٣٨ [الشوری: ۳۸].

یعنى: «مؤمنین که قبول نمودند فرمان پروردگار خود را و بر پا داشتند نماز را، کارشان میانشان با مشورت انجام شود و از آن چه ایشان را روزى دادیم انفاق نمایند».

خداوند در قرآن انسان ها را به تعقل و تفکر امر نموده است و در بیش از پنجاه آیه از قرآن سفارش به تعقل و تفکر وجود دارد و حتى در آیه ۱۰۰ سوره یونس کسانى را که تعقل نمى کنند پلید نامیده است و مى-فرماید:

﴿وَيَجۡعَلُ ٱلرِّجۡسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَعۡقِلُونَ [یونس: ۱۰۰].

یعنى: «... (خداوند) پلیدى را برکسانى که تعقل نمى کنند قرار مى دهد».

و در آیه ۲۲ سوره انفال مى فرماید:

﴿إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلصُّمُّ ٱلۡبُكۡمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡقِلُونَ ٢٢ [الأنفال: ۲۲].

یعنى: «همانا بدترین جنبندگان در نظر خدا آن کر و لال هایى هستند که عقل خود را به کار نمى اندازند».

از این آیات و برخى دیگر از آیات قرآن به دست مى آید که مؤمنین باید در کارها تعقل نمایند و با یکدیگر مشورت نیز بنمایند.

دیگر این که خداوند در آیه ٩۰ سوره مائده به «ازلام» اشاره نموده است و فرموده «ازلام» از عمل شیطان است از آن دورى نمایید و همچنین در آیه ۳ سوره مائده نیز از «ازلام» به بدى یاد نموده است و در تفسیر «مجمع البيان» که از تفاسیر شیعى است و در تفسیر طبرى و برخى دیگر از تفاسیر در ذیل آیه ۳ سوره مائده گفته اند: « (ازلام) تیرهایى بوده که مشرکین دوران جاهلیت بر روى بعضى از آنها نوشته بودند «امر ربى» (پروردگارم امر نمود) و بر روى برخى از تیرها نوشته بودند «نهانى ربى» (پروردگارم نهى نمود) و بر روى بقیه آن تیرها چیزى نمى نوشتند و تیرها را در قدحى ریخته و هنگامى که مى خواستند به مسافرت بروند و یا کار مهمى را انجام دهند قدح را تکان مى دادند و تیرها را مخلوط مى کردند و دستشان را داخل قدح مى بردند اگر تیرى بیرون مى آمد که بر روى آن نوشته شده بود «امر ربى» آن کار را انجام مى دادند مثلاً اگر مى خواستند به مسافرت بروند به مسافرت مى رفتند و اگر بر روى تیرى که از قدح بیرون مى آوردند نوشته شده بود «نهانى ربى» آن کار را انجام نمى دادند و اگر بر روى تیرى که از قدح بیرون مى آوردند چیزى نوشته نشده بود مخیر بودند که آن کار را انجام دهند و یا انجام ندهند و یا در برخى از مواقع آن تیرى را که روى آن چیزى نوشته نشده بود دوباره به قدح مى انداختند و استخاره مى نمودند» و در آیه ٩۰ سوره مائده مشاهده مى-نماییم که خداوند این عمل مشرکین را نیز عمل شیطانى دانسته است و مى فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٩٠ [المائدة: ٩۰].

یعنى: «اى کسانی که ایمان آورده اید همانا شراب و قمار و بت ها و«ازلام» پلید است و از عمل شیطان است پس ازآنها اجتناب کنید شاید که رستگار گردید».

در اصول کافى باب «فضل قرآن» از حضرت صادق روایت کرده است «لا تتفال بالقرآن». یعنى: «تفأل به قرآن نزن». یعنى:«قرآن را كتاب فال قرار مده». يعنى: «با قرآن استخاره نكن».

متأسفانه در زمان ما، نه تنها با قرآن استخاره مى کنند بلکه با تسبیح نیز استخاره‌مى-نمایند.