امامت پیامبران

پیامبران، مقام رهبرى (امامت) داشته اند و چون پیامبر بوده اند و خداوند به آنان وحى مى نموده و آنان را انتخاب نموده است، لذا در امامتشان دچار خطا و اشتباه نمى شدند و اگر خداوند پیامبرى را از آنان مى گرفت و به آنان وحى نمى فرستاد در هر کارشان من جمله امامتشان نیز امکان داشت دچار خطا و یا پیروى از شیطان شوند و امامتشان مصون از خطا نبود.

در قرآن مجید به امامت ابراهیم، موسى، هارون، لوط، اسحاق و یعقوب اشاره شده است و مى دانیم همگى اینها پیامبر الهی بوده اند. و در آیات ۴۸ تا ٧۲ سوره انبیاء، ابتدا خداوند داستان انبیاى فوق را ذکر مى نماید و در آیه ٧۳ می فرماید:

﴿وَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ وَإِيتَآءَ ٱلزَّكَوٰةِۖ وَكَانُواْ لَنَا عَٰبِدِينَ ٧٣ [الأنبیاء: ٧۳].

یعنی: «آنان (ابراهیم، موسى، هارون، لوط، اسحق، یعقوب) را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت مى نمودند و به ایشان انجام کارهاى نیک و برپایى نماز و دادن زکات را وحى نمودیم و ما را عبادت مى کردند».

انبیاء، چون پیامبر بودند و خداوند آنان را به این مقام انتخاب نمود و به آنان وحى فرستاد و مورد مراقبت خداوند بودند امامتشان مانند هر کار دیگرشان با ارزش بود و اگر خداوند آنان را از پیامبرى خلع مى نمود و دیگر به آنان وحى نمى فرستاد همچون انسان هاى معمولى مى شدند و امامتشان نیز مانند امامت غیر پیامبران مى-شد و ارزش چندانى نداشت.

مقام پیامبرى مقامى است که هیچ کس نمى تواند با متقى شدن و دعا و کوشش و ریاضت به دست آورد و مقامى است که خداوند به هرکس که می خواست عطا مى‌نمود و خداوند انبیاى زیادى را مبعوث نموده که آخرین آنها محمّدج مى باشد.

پیامبر کسى است که خداوند او را انتخاب نموده و یارى کرده است و در کارهایش مصون از خطا بوده است و شیطان نمى توانسته او را بفریبد و یقیناً کسى بوده که عمداً خطایى انجام نمى داده و اگر سهواً خطایى انجام مى داده پیک وحى او را راهنمایى مى نموده است و پیامبرى مقامى است بس والا، ولى امامت بدون نبوت، مقامى است که هرکس مى تواند به آن برسد و در مقایسه با نبوت، کم ارزش تر و اصولاً قابل مقایسه با هم نمى-باشند.

و لذا، در قرآن مشاهده مى نماییم که ایمان به امامت جدا از نبوت وجود ندارد، ولى ایمان به نبوت و انبیاء چیزى است که در قرآن ذکر شده است و مؤمنان باید به انبیاء ایمان داشته باشند.

خداوند در آیه ۲۸۵ سوره بقره مى فرماید:

﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ ٢٨٥ [البقرة: ۲۸۵].

یعنى: «پیامبر به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شد ایمان آورد و مؤمنان همگى ایمان دارند به خدا و ملائکه اش وکتاب هایش و پیامبرانش، گفتند فرق نمى گذاریم میان هیچ یک از پیامبرانش و گفتند شنیدیم و فرمانبردارى کردیم آمرزش تو را مى خواهیم اى پروردگار ما، و به سوى توست بازگشت».

در این آیه مشاهده مى نماییم که ایمان به پنج چیز ذکر شده است.

۱- ایمان به خدا

۲- ایمان به ملائکه

۳- ایمان به کتب آسمانى

۴- ایمان به پیامبران الهی

۵- ایمان به روز قیامت

و همچنین در آیه ۱٧٧ سوره بقره مشاهده مى نماییم که خداوند، نیک را آن کسى مى داند که به همین پنج چیز ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، می فرماید:

﴿لَّيۡسَ ٱلۡبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمۡ قِبَلَ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡبِرَّ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلۡكِتَٰبِ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ وَءَاتَى ٱلۡمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِي ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلۡمُوفُونَ بِعَهۡدِهِمۡ إِذَا عَٰهَدُواْۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِي ٱلۡبَأۡسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلۡبَأۡسِۗ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ ١٧٧ [البقرة: ۱٧٧].

در این آیه مشاهده مى نماییم که ایمان به پنج چیز واجب شده است و اثرى از ایمان به امامت امامان شیعه وجود ندارد و اگر خداوند تبارک و تعالی افرادى را بعد از حضرت محمّد به امامت مؤمنین تعیین مى نمود یقیناً نام و نشان آنها را در قرآن ذکر مى نمود و یا لااقل ایمان به امامت آنها را در قرآن در کنار ایمان به انبیاء ذکر مى نمود، ولى مى بینیم در قرآن اثرى از امامت افراد خاصى وجود ندارد و اصولاً امامت بدون داشتن مقام نبوت، مقام آن چنان مهمى نیست همچنین در آیه ۱۳۶ سوره نساء مشاهده مى نماییم که خداوند گمراه را کسى مى داندکه به خدا و ملائکه و کتب آسمانى و پیامبران الهى و به روز قیامت کافر باشد و اگر امامانى از جانب خداوند متعال در زمان و یا بعد از حضرت محمّد براى مردم انتخاب شده بودند یقیناً در این آیه ایمان به آنها ذکر مى شد و گمراه را کسى مى-دانست که به امامت آنها کافر باشد ولى مى بینیم اثرى از امام و امامت امامان شیعه در آیه ۱۳۶ سوره نساء و در هیچ آیه اى از قرآن وجود ندارد درآیه ۱۳۶ سوره نساء مى فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ مِن قَبۡلُۚ وَمَن يَكۡفُرۡ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلَۢا بَعِيدًا ١٣٦ [النساء: ۱۳۶].

یعنى: «...و هرکس که به خدا و ملائکه اش و کتبش و پیامبرانش و به روز قیامت کافر باشد پس گمراه شده، گمراهى دور از راه حق».