صفات و شمایل عثمانس

عثمانس مردی بود که جان و مالش را فدای رسول الله ج نمود، اخلاق او الگوی خوبی برای مسلمانان بود، مهربان وبا حیا بود، طوری که فرشتگان از عثمان شرم می‌کردند، عایشهس می‌گوید: پیامبر ج در خانه‌اش به پهلو تکیه داده بود وساق پایش لخت بود. ابوبکرس اجازه ورود به خانه را خواست ووارد شد پیغمبر ج همچنان تکیه داده بود، سپس عمرس اجازه ورود خواست، پیامبر ج همچنان تکیه زده بود وبا آن‌ها سخن می‌گفت: بعد از آن عثمانس اجازه ورود خواست وچون وارد شد پیامبر ج راست نشست و لباس‌هایش را مرتب کرد وبا او سخن گفت. عایشهل شاهد قضیه بود، گفت: ای پیامبرخدا! ابوبکر وارد شده وشما تکان نخوردید وتوجه نکردید بعد عمر وارد شد شما باز هم تکان نخوردید وتوجه نکردید اما وقتی عثمان آمد شما نشستید و لباس‌هایتان را جمع وجور کردید...! پیامبر خدا ج فرمود: «آیا من از مردی حیا نکنم که فرشتگان از او شرم دارند».

عثمان مردی بزرگوار وسخاوتمند در این زمینه برای دیگران الگو بود. سخاوت‌های عثمان یادگارهای نیکویی از او ماند. در آن زمان آب کالای اساسی ومهمترین ضرورت زندگی بود که مردم به وسیله آب به زندگی خود وگوسفندان وشترهایشان ادامه می‌دادند. چاهی بنام «بئر رومه» متعلق به فردی از بنی غفار بود، وهر دلو آب این چاه را به چندین درهم می‌فروخت. مردم به ستوه در آمده بودند، پیامبر ج به صاحب چاه گفت: آیا این چشمه را به چشم‌های در بهشت نمی‌فروشی؟ مرد غفاری گفت: ای پیامبر خدا! من و خانواده‌ام چشم‌های دیگر جز این نداریم و من نمی‌توانم این را بخشش کنم.

وقتی این خبر به عثمانس رسید چاه را از آن مرد به مبلغ سی وپنج هزار درهم خرید و بعد نزد پیامبر ج آمد و گفت: برای من چشم‌های در مقابل آن چاه در بهشت می‌دهی؟ پیامبر فرمود: بله اینطور است. عثمان گفت: من آن چاه را خریدم و آن را برای مسلمانان وقف نمودم. آری، عثمان اینگونه بود، بارها پیامبر ج او را مژده بهشت داده بود.

سخاوت‌مندی‌های او همواره راه را برای او به سوی بهشت باز گذاشته بود. در روز صلح حدیبیه، پیامبر ج، عثمانس را نزد قریش و رهبر شان ابوسفیان (که در آن زمان اسلام را نپذیرفته بود) فرستاد تا به آن‌ها بگوید که پیامبر ج به قصد جنگ نیامده است، بلکه او برای زیارت کعبه آمده وهم چنان حرمت کعبه را حفظ خواهد نمود ونیز پیامبر ج به عثمان گفت که به مردان وزنان مسلمانی که در مکه بسر می‌برند مژده بده که فتح وپیروزی نزدیک است، عثمانس به مکه آمد وپیام رسول اکرم ج را به ابوسفیان وبزرگان قریش رساند، وقتی عثمانس پیام را به آن‌ها رساند وسخنش تمام شد، گفتند اگر تو می‌خواهی کعبه را طواف کنی طواف کن [۲۵]. عثمان گفت: تا زمانی که پیامبر ج طواف نکند من طواف نخواهم کرد.

در این هنگام قریش عثمان را بازداشت کردند وتا سه روز او را نگه داشتند تا اینکه به پیامبر ج خبر رسید که عثمانس کشته شده است. پیامبر ج فرمود: ما بر نمی‌گردیم تا زمانی که با قریش بجنگیم. وانتقام خون عثمان را بگیریم آنگاه پیامبر ج مردم را برای بیعت فرا خواند وبه آن‌ها گفت که خداوند به من دستور داده تا از شماها بیعت بگیرم. مردم همه به سوی پیامبر ج آمدند وزیر درخت با او بر مرگ وفرار نکردن از جنگ بیعت کردند نیز عهد کردند که یا فتح مکه یا شهادت [۲۶].

پیامبر ج به نیابت از عثمان س بیعت کرد بدین صورت که دست راستش را بر دست چپش گذاشت و گفت: «بارخدایا! عثمان به دنبال کار خدا وپیامبرش رفته است ومن به جای او بیعت می‌کنم». و پیامبر ج دست راستش را بر دست چپ خویش نهاد.

بعد خبرهای موثقی رسید که عثمان صحیح وسالم است و بازداشت شده است.

یکی از افتخارات دیگر عثمان این است که با دو دختر پیامبر ازدواج نمود یعنی بعد از وفات یکی با دیگری ازدواج کرد به این سبب ذی النورین گفته می‌شود.

رحمت خداوند بر او باد. او یکی از شش نفری است که پیامبر ج درگذشت، واز آن‌ها اعلام خشنودی کرد ویکی از کسانی بود که قرآن را جمع نمود.

رحمت خدا بر عثمان که پیامبر ج در روز تبوک در مورد او گفت: عثمان از امروز به بعد هر عملی انجام دهد برای او ضرر نخواهد داشت.

رحمت خداوند برعثمان بن عفان جامع قرآن وفاتح شهرها.[۲۵] مسلم والریاض النضرة ج ۳ ص ۱۳. [۲۶] السیرة الحلبیة ج ۳ ص ٧۰۱، وسیرة ابن هشام ج ۳ ص ۳۳۰.