ادعیه و تعویذ (متوسط) [۶٧] از احادیث نبوی

۱- «ألّلهُمً إنِّي أسألُكَ بِأنَّ لَكَ الحَمدَ لا إله الّا أنت، الحنّانُ، بيدع السَّمواتِ وَالأرْضِ، ذَالجَلالِ وَالإكرامِ، يَا حيُّ يا قَيُّومُ». [۶۸]

«بار خدایا! (تنها) خواسته‌هایم را نزد تو مطرح می‌کنم، چرا که حمد و ستایش را تنها تو سزایی و جز تو خدایی وجود ندارد. تو آن بخشاینده‌ای هستی که آسمان و زمین را پدید آورده‌ای (و همانا) تو صاحب عظمت و بزرگی هستی ای زنده‌ی پاینده!»

۲- «ألّلهُمً إنِّي أسألُكَ إنِّي أشهَدُ أنَّكَ أنتَ اللهُ الَّذي لا إله إلا أنتَ، الأَحَدُ الصَّمَدُ، الّذي لَم يَلِدْ وَلَمْ يولَدْ ولَمْ يَكُنْ لَهُ كفواً أحَدٌ». [۶٩]

«بار خدایا! (تنها) خواسته‌هایم را نزد تو مطرح می‌کنم. همانا گواهی می‌دهم که بی‌تردید تو آن ذاتی هستی که (معبودی) جز تو وجود ندارد. تو یگانه‌ی برآورنده‌ی امیدها و برطرف کننده‌ی نیازمندی‌ها هستی که نزاده‌ای و زاده نشده‌ای و همتا و همگونی (نیز) نداری».

۳- «ألّلهُمً إنا نسألكَ مِنْ خَير مَا سَألَكَ مِنهُ نَبِيُّكَ مُحَمَّدٌ صَلى الله عَلَيه وَسَلَم، وَنعوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما إستَعاذَ مِنهُ نَبِيَّكَ مُحَمَدٌ صَلى الله عَلَيه وَسَلم وَأنت المستعانُ وعَلَيكَ البَلاغُ ولا حَوْلَ وَلا قُوَّةً إلا بِاللهِ». [٧۰]

«بار الهی! هر آنچه از خیر را که نبی (بزرگوارت) محمدج از حضرتت مطالبه کرده را از تو مسالت می‌داریم و از آنچه که نبی تو محمد (مصطفی) از شر آن به تو پناه آورده، به درگاه تو پناه می‌جوییم و (بی‌شک) توذاتی مددگار هستی (که انسان‌ها از تو مدد می‌خواهند)».

۴- «ألّلهُمً إنِّي أعوذُ برضاكَ مِنْ سَخَطِكَ و(أعوُذ) بمعافاتك من عقوبتك وأعوذ بكَ منكَ، لا أُحصِي ثناءً عَلَيكَ، أنْتَ كَمَا اثنيتَ عَلى نَفْسِكَ». [٧۱]

«خداوندگارا! از خشم و غضبت به رضا (و خشنود) به تو پناه می‌برم و از عذاب تو به بخشش (و رحمت لایتناهی) به تو پناهنده می‌شوم. (الهی) از (ترس) تو به تو پناه می‌برم. (چرا که این حقیر) نتوانم ثنای تو را آنگونه که شایسته‌ی توست بازگو کنم و (راستی که) تو آنگونه هستی که خود (توصیف و) ثنای خویش گفته‌ای».

۵- «لا إله إلا اللهُ العَظيمُ الحَليمُ، لا إلهَ إلا اللهُ ربُّ العرشِ العظيمِ، لا إلهَ إلا اللهُ ربُ السموات وربُّ الأرضِ وَربُّ العَرْضِ الكَريم». [٧۲]

«هیچ معبودی جز خداوند بزرگ و بردبار وجود ندارد. هیچ معبودی جز خداوند که پروردگار عرش عظیم است وجود ندارد. هیچ معبودی جز خداوند که پروردگار آسمان و زمین و پروردگار عرش باعظمت و بزرگ است وجود ندارد».

۶- «ألّلهُمً رَحْمَتكَ أَرجُوا، فَلا تكِلنِي إلى نَفْسِي طرفَةَ عَينٍ وأصْلِحْ لِيْ شأنِي كُلَّهُ، لا إله إلا أنْتَ». [٧۳]

«خداوندا! رحمتت را از تو مطالبه می‌کنم (و از تو می‌خواهم) لحظه‌ای مرا به خودم واگذار نکنی و (تمام) حوائج و دشواری‌های کارم را سامان بخشی. (بی‌تردید) جز تو معبودی وجود ندارد.»

٧- «أعُوذُ باللهِ السَّمِيْعِ العَلِيْمِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ، من همزة ونفخة». [٧۴]

«پناه می‌برم به خداوندگار شنوای دانا از (شر) شیطان رانده شده و از (شر) وساوس و کبر و شعر (و سحر و ساحری) او». [٧۵]

۸- «بِسْمِ اللهِ أرقيِكَ، مِن كُلِّ شيٍء يُوذيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أو عَينِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسم اللهِ أرقيكَ». [٧۶]

«به نام خداوند آنچه (از ارواح پلید و غیره که) موجبات اذیت و آزار تو (بیمار) را فراهم می‌کنند از تو دور می‌سازم و از گزند هر نفس (سرکش) یا چشم زخم حسودی می‌رهانمت. (بی‌تردید) این خداست که تو را شفا می‌دهد و من (تنها) با نام و یاد او به مداوایت می‌پردازم».

٩- «بسم الله الذِي لا يَضُرُّ مَعَ إسمِه شيٌء في الأرْضِ ولا في السماءِ وَهو السَّميعُ العليم». [٧٧]

«به نام خداوندگاری که هیچ چیز را در زمین و آسمان یارای ضرر رسانیدن به گوینده‌ی نام او (که نام مبارکش ورد خویش ساخته و کارهایش را با نام او آغاز می‌کند) نیست و او شنوای داناست». این دعا بایستی سه مرتبه تکرار شود.

۱۰- «بِسْمِ اللهِ يُبريِكَ ومِنْ كُلِّ دَاءٍ يَشْفِيكَ ومِنْ شَرِّّ حَاسِدٍ إذا حَسَدَ وشَرِّ كُلِّ ذي عَينٍ». [٧۸]

«با نام و یاد خداوند از او می‌خواهم که تو را (از آنچه بدان مبتلایی) رهایی بخشد و از هر درد و بلایی شفا داده از شر هر حسود آنگاه که حسد ورزد و شر هر چشم زخم زننده‌ای در امان بدارد».

۱۱- «بسم الله (ثلاثا)، أعوذ بِاللهِ وقُدْرَتَه، مِنْ شَرِّ ما اَجِدُ واُحاذرُ». [٧٩] (سبع مرات)

«به نام خداوند، پناه می‌برم به خدا و قدرت (لا یزالش) از گزند آنچه (هم اکنون) با آن مواجه هستم و آنچه ترس دارم (بدان مبتلا گردم». (در این تعویذ باید سه بار (بسم الله) و هفت بار باقی تعویذ تکرار گردد).

۱۲- «بسم اللهِ الكَبِير، أَعُوذُ بِاللهِ العَظِيْمِ مِنْ شَرِّ كُلِّ عِرقٍ نَعّارٍ [۸۰] ومِنْ شَرِّ حَرِّ النّارِ». [۸۱]

«به نام (و یاد) خداوند بلند مرتبه، از شر فوران خون (که چون شدت یابد موجب هلاک شود) و شر حرارت (و تب) به ذات عظیم او پناه می‌برم».

۱۳- «أذْهِبِ البأسَ، ربَّ الناسِ، وَاشْفِ أنتَ الشَّافِي، لا شفاءَ إلا شِفاوك، شفاء لا يغادر سقماً». [۸۲]

«ای پروردگار انسان‌ها! (هرگونه) زیان و ترس را زایل کن و شفا (ی عاجل) عنایت فرما که همانا تو (تنها) شفا دهنده هستی و جز شفای تو که تمامی بیماری‌ها را در مان می‌بخشد شفایی وجود ندارد».

۱۴- «ألّلهُمَ أشفِ عبدَكَ وصَدَّقَ رَسُولَكَ (ج)». [۸۳]

«بار خدایا! (این) بنده‌ی خویش را شفا (و عافیت) عنایت کن و رسول گرامی خودج تصدیق (و باور) فرما».

۱۵- «ألّلهُمَ اشفِ عبدَكَ ينكا [۸۴] لكَ عَدُوّاً ويَمشي لَكَ إلى الصلا‌ة». [۸۵]

«بار خدایا! بنده‌ی خویش که برای رضای تو (به میدان نبرد می‌رود تا) دمار از روزگار دشمنت برآورد و صرفاً برای جلب رضایت تو به سوی نماز می‌شتابد را شفای (کامل) عنایت فرما».

۱۶- «ألّلهُمَ بارِكْ عَلَيْهِ وَأذْهِبْ عَنْهُ حَرَّ العَينِ وَبَردَها وَوصَبَها». [۸۶]

«بار خدایا به وی برکت عنایت کن و حرارت (تب) و سرد شدن بدن و همچنین سستی و کسالت حاصل از چشم زخم را از وی زایل کن».

۱٧- «رَبنا الله الذي في السماء، تَقَدَّس أسمُكَ، أمرُك في السماء والأرضِ، كما رحمتك في السماء فَأجْعَلْ رَحْمَتِكَ فِي الأرضِ، إغفرلنا حُوبَنا وخطايانا، أنْتَ رَبُّ الطيبينَ، أنْزِلْ رحمةً من رَحْمَتِكَ وشفاءً من شِفائِكَ عَلى هَذَا الوَجَع، فَيْبرَأ». [۸٧] (ثلاث مرات)

«پروردگارا! ای خدایی که در آسمان ماوی گرفته ای. نام تو پاک و مقدس است و فرمان تو آسمان و زمین را احاطه کرده (و همه مخلوقات تحت سیطره و فرمان تواند). (خداوندا!) از تو می‌خواهیم که همانگونه که (دریای) رحمتت را در آسمان (بر اهل آن) ارزانی داشته ای همچنان (اهل) زمین را نیز از آن برخوردار نمایی و از گناهان و لغزشهای ما درگذری، همانا تو پروردگار پاکان هستی. (پس) گوشه ای از (دریای) رحمت و شفای خویش را بر این بیمار دردمند سرازیر کن تا از این دردمندی رهایی یابد. (این دعا باید سه مرتبه خوانده شود».

۱۸- «أعُوذُ بِكَلِماتِ الله ِالتّامَّةِ مِنْ كُلّ شيطانٍ وهامَّةٍ وَمِنْ كُلِّ عَينٍ لأمَّةٍ». [۸۸]

«پناه می‌برم به کلمات تامه‌ی الهی از گزند شیطان و هر جنبنده‌ی مضر (و زیانبخش) و هر (کسی که دارای) چشم بد (چشم زخم زننده باشد». [۸٩]

۱٩- «أعُوذُ بِكَلِماتِ الِله التَّامّات مِنْ شَرِّ مَا خَلَقْ». [٩۰]

«از گزند مخلوقات خداوند به کلمات تامه‌ی او پناه می‌برم».

۲۰- «أعوذُ بوجه الله ِالكريم وبكلماتِ اللهِ التَّامّات اللاتي لا يجاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلا فاجِرٌ مِنْ شَرِّ ما ينزِلُ مِنْ السَّماءِ وشَرِّ ما يعرج فيها وشَرِّ ما ذَرا فِي الأرضِ وشَرِّ ما يَخْرُجُ مِنْها، ومِنْ فِتَنِ الليلِ وَالنّهَارِ وَمِنْ طَوَارِقِ الليلِ والنّهَار إلا طَارقاً يَطرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمنُ». [٩۱]

«پناه می‌برم به ذات کریم الهی و به کلمات تامه‌ی او که هیچ کس چه فاجر و چه نیکوکار از آن مستغنی نیست از شر هر آنچه (از زیان و ضرر) که از آسمان فرود آید یا بدان عروج نماید. و (همچنین) از شر آنچه که در زمین خلق شده و شر آنچه از آن براید و از شر فتنه‌ها و حوادث ناخوشایندی که در شب و روز حادث می‌شود به ذات خداوند و کلمات تامه‌ی او پناه می‌برم. ای خداوند رحمان! (من را یاری کن)».

۲۱- «بِسم اللهِ، أعُوذُ بِكَلِماتِ اللهِ التّامَّةَ مِنْ غَضَبَه وعِقابِه، وشَرِّ عِبادِهِ ومن هَمَزاتِ الشياطِيْنِ وَأنْ يَحضُرُونِ». [٩۲]

«با نام و یاد خداوند، از خشم و عذاب خداوندی و از شر بندگان وی و از شر وساوس و اغواگری‌های شیاطین و از اینکه با آنان (شیاطین) مواجه شوم به کلمات تامه‌ی الهی پناه می‌برم».

۲۲- «أسْأَلُ الله َالعَظِيْمَ رَبَّ العَرْشِ العَظِيمِ أنْ يَشْفِيَكَ». [٩۳] (سبع مرات)

«از خداوند بزرگ که پروردگار عرش عظیم است می‌خواهم که تو (بیمار) را شفا دهد». (این دعا بایستی هفت مرتبه تکرار شود).

۲۳- «حَسْبِيَ الله ُلا لله إلا هُوَ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ وهُوَ ربُّ العَرشِ العَظيمِ». [٩۴] (سبع مرات)

«خداوندی که هیچ معبودی جز او نیست مرا بسنده است. بر او توکل می‌کنم که او پروردگار عرش عظیم است». (این دعا باید هفت مرتبه خوانده شود).

۲۴- «يا ذَا الجَلالِ وَالإكرام، يا حَيُّ يا قَيُّومُ، بِرَحْمَتِكَ أسْتَغِيثُ». [٩۵]

«ای صاحب بزرگی و کرامت، ای زنده‌ی پاینده، به رحمت (بی‌پایان) تو استغاثه می‌کنم (و از تو می‌خواهم من را یاری کنی)».

۲۵- «ألّلهُمَ إني أعُوذُ بِوجهِكَ الكَريم وَكَلَمِاتِكَ التّامه مِنْ شَرِّ مَا أنتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتهِ، ألّلهُمَّ أنْتَ تكشِفُ المَغْرَمَ وَالمأثَمَ، ألّلهُمَّ لا يُهزَمُ جُنْدٌكَ وَلا يُخْلَفُ وَعْدَكَ، وَلا يَنفَعُ ذالجَدِّ مِنكَ الجَدُّ، سُبْحانَكَ وبحَمْدِكَ». [٩۶]

«بار خدایا! از شر هر آنچه که تحت تو قرار دارد به ذات کریم و کلمات تامه‌ی تو پناه می‌جویم. خداوندگارا! این تو هستی که دیون و بدی‌های بدهکاران را زایل می‌کنی (و با استعانت آن‌ها مددشان می‌کنی) و گناهان گنهکاران را قلم عفو می‌کشی! خداوندا! نیرو (و سپاه) تو شکست ناپذیر است و تو هیچگاه خلف وعده نمی‌کنی. (بی‌تردید) دارایی (و قدرت) هیچکس وی را از تو مستغنی نمی‌سازد (و) تو پاک و منزهی و ستایش تو را سزاست».

۲۶- «ألّلهُمَ إني عَبدُكَ وَابنُ عبدِكَ وابنُ أمَتِكَ، ناصِيَتي بِيَدِكَ مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ عَدْلٌ فِيَّ قَضَاؤكَ، أسْألُكَ بِكُلِّ إسمٍ هُوَ لَكَ، سَمَّيتَ بِه نَفْسَكَ أو عَلَّمْتَهُ أحَداً مِنْ خُلْقِكَ، أو أنْزَلْتَهُ فِي كِتابِكَ أوِ استأثَرتَ بِه فِي عِلْمٍ الغيبِ عِندَكَ، أن تَجْعَلَ القرآنَ رَبيعَ قَلْبِي ونورَ صَدْرِي وجَلاءَ حُزنِي وَذَهَابَ هَمِّي». [٩٧]

«بار خدایا! من و پدر و مادرم نیز بنده‌ی توایم، سرنوشتم بدست توست و هرآنچه در مورد من حکم کرده‌ای قطعی است (و تحقیق خواهد یافت) و قضاوت و داوری تو در مورد من مبتنی بر عدل (و انصاف) است. (بار خدایا!) با تمام اسمای (حسنای) تو و آنچه خود خویش را بدان مسمی نموده‌ای و آنچه از اسماء که (بطور خصوص) به بنده‌ای از بندگان خود آموخته‌ای و اسمای (مبارکی) که در کتاب (جاوید) خویش ذکر نموده یا به عنوان راز آن را جزو علم غیب خویش قرار داده‌ای (اسم غیب) تو را می‌خوانم و از تو می‌خواهم که قرآن را بهار دل و نور سینه‌ام قرار دهی و حزن و اندوه را از من بزدایی».

۲٧- «ألّلهُمَ إني أسْألْكَ العَافِيةَ فِي الدُّنيا وَالأخِرَةِ، ألّلهُمَ إني أسْألْكَ العَفْوَ والعَافِيةَ فِي دِيني ودُنيايَ، وَأهْلِيْ وَمَالِي، ألّلهُمَّ اسْتُر عَورابي وآمِنْ رَوْعَاتِي، ألّلهُمَّ احْفَظْنِي مِنْ بَيِنِ يَدَيَّ وَمِنْ خَلْفِي وَعَن يَمينِي وَعَنْ شِمَاليِ وَمِنَ فَوقِي وَأعُوذُ بِعَظِمَتِكَ أن اُغتالَ مِنْ تَحْتِي». [٩۸]

«بار خدایا! در دنیا و آخرت عافیت را نصیبم کن، خداوندگارا! از تو عفو (لذت) و عافیت را در مورد (امور) دین ودنیا و اهل و مالم مسالت می‌دارم، خدایا! عیوبم بپوشان و آرامش نصیبم کن. خدایا من (بطور کامل) از جلو و عقب و راست و چپ و از بالا و پایین (از گزند حوادث) حفاظت کن و از اینکه به بلایی ناگهانی مبتلا شوم (خسف شوم) به عظمت تو پناه می‌برم».

۲۸- «ألّلهُمَّ عافِنِي فِي بَدَنِي، ألّلهُمَّ عافِنِي فِي سَمْعِي، ألّلهُمَّ عافِنِي فِي بَصَرِي، لا إله إلا أنْتَ». [٩٩] (ثلاث مرات)

«خداوندا! در بدن و شنوایی و بینائی‌ام عافیت و سلامتی عنایت کن (که) جز تو معبودی وجود ندارد. (این دعا سه مرتبه باید خوانده شود)».

۲٩- «ألّلهُمَّ آت نَفْسِيْ تَقْواهَا وَزَكِّها أنْتَ خَيْرُ مَنْ زَكّاها، أنْتَ وَلِيُّها وَمَولاها، ألّلهُمَّ إنِّي أعُوذُبِكَ مِن عِلْمٍ لا يَنْفَعُ وَمِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ وَمِنْ نَفْسٍ لا تَشبَعُ وَمِنْ دَعوَةٍ لا يُستَجَابُ لَها». [۱۰۰]

«بار خدایا! تو مولا و سرپرست نفس منی پس نفسم را از گناهان بیالای و تقوا بدان عنایت کن (که) تو بهترین تزکیه کنندگانی، خداوندا! از هر علمی که نافع نباشد و از هر قلبی که (در مقابل تو) فروتن و خاشع نباشد و از هر نفس سیری ناپذیر (حریص) و هر دعایی که قابلیت اجابت (در درگاه تو را) نداشته باشد به تو پناه می‌برم».

۳۰- «ألّلهُمَّ بَرِّدْ قَلْبِي بِالثَلْجِ وَالبَرَدِ وَالماءِ البارِدِ، ألّلهُمَّ نَقِّ قَلْبِي مِنَ الخَطايا كما نَقَيتَ الثَوبَ الأبَيضَ مِنَ الدَّنَسِ». [۱۰۱]

«خداوندا! دلم با برف و تگرگ و آب سردخنک گردان، بار خدایا قلبم را آنچنان که پارچه‌ی سفید را از آلودگی تطهیر نموده‌ای پاک و مطهر گردان».

۳۱- «ألّلهُمَّ صَليِّ عَلى مُحَمدٍ وَعَلى آلِ مُحَمدٍ كَما صَليتَ عَلى إبراهِيمَ وَعَلى آل إبراهيمَ إنكَ حَميدٌ مَجِيدٌ، ألّلهُمَّ بارِكْ عَلى مُحَمَدٍ وَعَلى آلِ مُحَمدٍ كَما بارِكتَ عَلى إبراهيمِ وَعَلى آل إبراهيم إنك حَميدٌ مَجيدٌ». [۱۰۲]

«بار خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست آنگونه که بر ابراهیم و آل او درود فرستادی. همانا تو (خداوندگار) ستوده و عالی مرتبه هستی، بارخدایا! محمد و آل محمد را بزرگی و کرامت عنایت کن آنگونه که (در میان جهانیان) ابراهیم و آل ابراهیم را (برکت و بزرگی) عنایت فرمودی. همانا تو (پروردگار) ستوده و عالی مقام هستی».

[۶٧] تعویذ (رقیه‌ی) (متوسط) تعویذی را گویند كه نه بسیار طولانی و نه مختصر باشد. بلكه در حد میانه بود و وقت خیلی زیادی را مصروف ندارد. (مترجم) [۶۸] مسند احمد (۳/۱۵۸) حدیث ش (۱۲۶۳۸). راوی این حدیث انس بن مالكس می‌باشد. [۶٩] همان (۵/۳۵۰) حدیث ش (۲۲٩۶۵) و صحیح ابن حبان (۸٩۱). ابن حبان این حدیث را از بریدةل نقل نموده است. [٧۰] ترمذی (۳۵۲۱)، كتا ب الدعوات. راوی این حدیث ابومامهس است و ابوعیسی (ترمذی) آن را (حسن غریب) دانسته است. [٧۱] مسلم (۴۸۶)، كتاب الصلاة و ترمذی (۳۵۶۶)، كتاب الدعوات. راوی این حدیث در صحیح مسلم عایشهل و در ترمذی علیس می‌باشد. [٧۲] بخاری (۶۳۴۶)، كتاب الدعوات و مسلم (۲٧۳۰)، كتاب الذكر. راوی این حدیث ابن عباسب است و حدیث (متفق علیه) است. [٧۳] ابوداود (۵۰٩۰)، كتاب الادب، باب: ما یقول اذا اصبح. این حدیث با الفاظ (دعوات المكروب ...) نیز از ابی بكر. (نفیع بن حارث) روایت شده است. [٧۴] ابوداود (٧٧۵)، كتاب الصلاة و ترمذی (۲۴۶)، كتاب الصلاة. راوی این حدیث ابوسعید خدری است و البته ترمذی ذیل شماره‌ی (٧۶۴) همین حدیث را به نقل از جبیر بن مطعم نقل كرده است. [٧۵] نك؛ پاورقی تعویذ چهارم از جمله تعویذهای كوتاه از احادیث نبوی. (مترجم) [٧۶] مسلم (۲۱۸۶)، كتاب السلام، باب الطب و المرض و الرقی، راوی حدیث ابوسعید خدریس است. [٧٧] ابوداود (۵۰۸۸)، كتاب الادب، راوی این حدیث عثمان بن عفانس می‌باشد. [٧۸] مسلم (۲۱۸۵)، كتاب السلام، باب الطب و ... راوی این حدیث عایشه‌ی صدیقهل می‌باشد. [٧٩] همان (۲۲۰۲)، كتاب السلام، باب استحباب وضع یده علی موضع الالم. راوی این حدیث از انسس روایت كرده است. [۸۰] برخی عرق نعار را زن بدزبان و بدخلق ترجمه كرده‌اند. (مترجم) [۸۱] ترمذی (۲۰٧۵)، كتاب الطب. ترمذی این حدیث را (غریب) دانسته است. [۸۲] بخاری (۵۶٧۵)، كتاب المرضی، باب: دعاء العائد للمریض و مسلم (۲۱٩۱)، كتاب السلام، باب استحباب رقیه المریض. راوی حدیث حضرت عایشهل است. [۸۳] نك؛ ترمذی (۲۰۸۴)، كتاب الطب، باب كيفية تبرید الحمی بالماء. راوی حدیث ثوبانس است. [۸۴] ینكا به معنی غلبه یافتن بردشمن وشكست اومی باشد. فیومی: نكات فی العدو نكئا (ازباب نفع). نكایه باكسر (ن) به معنی كشتن است. نك؛المصباح المنیر (ن ك ء). [۸۵] ابودود (۳۱۰٧)، كتاب الجنائز، باب الدعاء للمریض ... و راوی حدیث عبدالله بن عمرو بن عاصس می‌باشد. [۸۶] مسند احمد (۱۳/۴۴٧) حدیث ش (۱۵٧۰۰)، مسند مكیین و راوی حدیث عبدلله بن عامر است. این حدیث با الفاظی چون (فلیبركه) نیز وارد شده كه حاكم نیز آن را صحیح دانسته وذهبی هم با او موافقت كرده است. [۸٧] ابوداود (۳۸٩۲)، كتاب الطب، باب كیف الرقی و مسند احمد (۶/۲۱) حدیث ش (۲۳٩۵٧). ابوداود این حدیث را به نقل از ابودرداء و احمد آن را از فضاله بن عبید روایت كرده‌اند. تذكار: راقی موظف است پس از خواندن این دعا (سه مرتبه) معوذتین (سوره‌ی فلق و ناس) را نیز بلافاصله سه مرتبه قراءت كند و در میان دعا كه تقاضای رحمت و شفا از خداوند می‌كند نام مریض را نیز ببرد و مستقیم برای او طلب بهبودی نماید. این تذكر مبتنی بر روایت منقول توسط امام احمد حنبل بود و ابن قیم این تعویذ را تعویذ الهیه نامیده است. [۸۸] بخاری (۳۳٧۱)، كتاب احادیث الانبیاء، باب (۱۰). راوی حدیث ابن عباس است. [۸٩] نك؛ پاورقی بعد از مورد (۱۰) از جمله تعویذهای كوتاه بر گرفته از احادیث نبوی. (مترجم) [٩۰] نك؛ مسلم (۲٧۰۸)، كتاب الذكر، باب فی العوذ .... راوی حدیث خوله نبت حكیم السلمية است. [٩۱] موطا، مالك، (۱۰)، كتاب الشعر، باب ما یومر به من تعوذ و مسند احمد (۳/۴۱٩) حدیث ش (۱۵۴۶۰) مالك این حدیث را به صورت مرسل روایت كرده و راوی این حدیث در مسند احمد، عبدالرحمن بن جیش است. [٩۲] ابوداود (۳۸٩۳)، كتاب الطب، بابا: كیف الرقی، راوی حدیث عبدالله بن عمروس است و نك مسند احمد (۲/۱۸۱) حدیث ش (۶۶٩۶). [٩۳] ابوداود (۳۱۰۶)، كتاب الجنائز، با الدعاء للمریض عند العیادة و ترمذی (۲۰۸۳)، كتاب الطب باب ما یقول عند عیادة المریض. [٩۴] ابوداود (۵۰۸۱)، كتاب الادب، باب ما یقول اذا اصبح. راوی حدیث ابودرداء می‌باشد. [٩۵] ترمذی (۳۵۲۴)، كتاب الدعوات، باب قوله (یا حی یا قیوم). راوی حدیث انس بن مالك است. [٩۶] ابوداود (۵۰۵۲)، كتاب الادب، باب ما یقال عند النوم، راوی حدیث حضرت علیس است. [٩٧] احمد (۱/۳٩۱) حدیث ش (۳٧۱۲) راوی حدیث ابن مسعودس است. در پایان این حدیث رسول خداج به ضرورت یادگیری این دعا تاكید كرده است. [٩۸] ابوداود (۵۰٧۴) كتاب الادب، باب ما یقول اذا اصبح. راوی حدیث ابن عمرب است. [٩٩] ابوداود (۵۰٩۰)، كتاب الادب، باب ما یقول اذا اصبح. این حدیث را ابی بكره نفیع بن حارث روایت كرده و در ادامه‌ی آن آمده است كه (باید سه مرتبه صبح و سه مرتبه شامگاه تكرار كردد). ترمذی همین حدیث را به این ترتیب روایت كرده كه اولاً به جای (بدنی) واژه‌ی (جسدی) را آورده و در ضمن در روایت وی جلمه‌ی «اللهم عافني في سمعي» حذف و عبارت «وأجعله الوارث مني، لا إله إلا الله الحليم الكريم، سبحان الله رب العرش العظيم، والحمد لله رب العالمين» به حدیث افزوده شده است). نك؛ ترمذی (۳۴۸۰)، كتاب الدعوات، باب دعاء اللهم عافنی. راوی حدیث حضرت عایشه است. [۱۰۰] نك؛ مسلم (۲٧۲۲)، كتاب الذكر، راوی حدیث زیدبن ارقم می‌باشد. [۱۰۱] ترمذی (۳۵۴٧)، كتاب الدعوات، باب دعاء (اللهم برد قلبی ...) راوی این حدیث عبدالله بن ابی اوفی است و ترمذی حدیث مذكور را (حسن صحیح و غریب) دانسته است. [۱۰۲] بخاری (۳۳٧۰)، كتاب احادیث الانبیاء، باب (۱۰) و مسلم (۴۰۶) كتاب الصلاة، باب الصلاة علی النبیج بعد التشهد. راوی این حدیث كعب بن عجره است.