صفحه نخست تاریخ اسلام عصمت حضرت زهرا رضی الله عنها از دیدگاه اهل سنت عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الامام علی بن ابی ط...

عبدالفتاح عبدالمقصود و کتاب «الامام علی بن ابی طالب»

ناگفته پیداست که هرگاه داستان‌پردازی همچون عبدالفتاح عبدالمقصود، دربارۀ زندگی حضرت علی س کتابی مشتمل بر ۹ جلد بنویسد و در هیچ جای آن، مرجع و ماخذی را ذکر نکند، به رسم داستان پردازی و تطویل موضوعات ناگزیر داستان سوزاندن خانۀ فاطمۀ زهرا ب را نیز بمیان خواهد آورد. که ما نیز وی را در این باره معذور می‌‌دانیم.

اما داستان وی از چند جهت قابل رد است.

اولاً: کتاب الامام علی بن ابی طالب به سبک انشاء و داستان نویسی، نوشته شده است و در هیچ جای آن مرجع و ماخذی ذکر نشده است تا ما به صحت و سقم خبر وی پی ببریم.

ثانیاً: مولف کتاب امام علی بن ابی طالب مسایلی را عنوان نموده و نقدهایی را بر خلفای راشدین و صحابه پیامبر اسلام روا داشته که بر خلاف عقیدۀ اهل سنت و جماعت است؛ قطعاً گفته‌ها و برداشت‌های هر نویسنده‌‌ای مورد قبول همگان نیست، و ادعای هر کس باید با ارائه دلیل باشد. نه هر که چهره بر افروخت، دلبری داند نه هر که آینه سازد، سکندری داند هزار نکتۀ باریکتر ز مو، اینجاست نه هر که سر بتراشد، قلندری داند[۸۱] ثالثاً: مولف کتاب «امام علی بن ابی طالب» در جایی دیگر کتاب خویش حضرت عمر فاروق س را در تهدید به سوزاندن خانة فاطمه زهرا س معذور و ماجور می‌‌داند چنانکه می‌‌گوید:

چیزی که فکر عمر را مشغول می‌داشت همان حفظ وحدت بود و هر چه از او صادر می‌‌شد در این راه بود، چه سر سختی و خشونتی که گاه و بی‌گاه از او سر می‌زد یا نرمی و ملاطفتی که سنجیده و پسندیده بود؛ عمر می‌نگریست که امواج حوادث در این روزها سخت بدین گوشه متوجه است. این حوادث باقی چیزها را از نظر او برده و بی ‌ارزش کرده بود، این مرد در نظر خود حق داشت و برای هدفش بی‌ نهایت مخلص بود»[۸۲] .

رابعاً: سخن وزین و متین مترجم کتاب «امام علی بن ابی طالب» است که در پاورقی ذکر شده است ولی نویسندگان مقاله «دردانۀ کوثر و یورش به خانۀ وحی» آن را نادیده گرفته‌اند، مترجم کتاب آقای سید محمود طالقانی می‌گوید:

«مولف محترم با مقدمه‌‌ای که پیش از این داستان ذکر کرده، خواسته برای اینکار عذری پیش آورد و تا حدی پرده پوشی کند گرچه در یکی از فصل‌ها (جلد چهارم واقعۀ صفین صفحات ۲۷۳ تا ۲۷۸) این داستان را آشکارتر ذکر کرده است، ما هم از جهت صلاح حال مسلمانان، نه از جهت بیان حقایق تاریخی، نظر مولف را می‌پسندیم.

زیرا با وضعی که مسلمانان دارند، دامن زدن بدین آتش، بیش از پیش، هستی مسلمانان را می‌‌سوزاند. می‌‌سزد که از امیر المومنین پیروی کنیم و سوز و درد داستان آتش را پنهان داریم، مترجم که خود وارث خونی و فکری این خانه است، در میان اطاق در بسته، با اشک دیده و آه درون این چند صفحه را ترجمه کرده است ولی در محافل عمومی از شرح آن خودداری می‌کند[۸۳] .

در هر حال در هیچ که از کتابهای تاریخ و حدیث در مورد سوزاندن خانۀ حضرت فاطمه ب تصریح نشده است و صرفاً سخنان تهدیدآمیزی از حضرت عمر فاروق س نقل شده است که با بررسی روایت مذبور مشخص گردید که ابن ابی دارم رافضی است که ادعای بدون دلیل آنان نیز به ما ربطی ندارد[۸۴] .

با این وصف داستان شهادت حضرت فاطمه ب با عقل سلیم سازگاری ندارد با بررسی سطحی در فرهنگ عرب به این نکته پی خواهیم برد که عربها بیش از هر قوم و ملتی نسبت به زنان سخت دارای غیرت بودند و زیر بار ننگ و عار نمي‌رفتند داستانی که در ذیل بیان می‌‌گردد روشنگر این مدعاست:

یک زن عرب وارد بازار «بنی قینقاع» شد و نزد زرگری رفت و نشست یهودیها خواستند حجابش را کشف نمایند، اما زن قبول نکرده، زرگر گوشۀ لباسش را به پشت او گره زد همین که زن بلند شد عورتش ظاهر گشت، همگی به او نگاه کرده و خندیدند زن فریاد کشید. مردی از مسلمانان به زرگر حمله کرده و او را کشت، یهودیها نیز بر مرد مسلمان حمله کرده و او را به شهادت رساندند، خویشاوندان مسلمان از مسلمانان کمک خواستند و درگیری بین مسلمانان و بنی قینقاع آغاز شد[۸۵] .

زمانی که در جامعۀ عرب نسبت به یک زن مسلمان عادی و آن هم به خاطر مساله‌ای نسبتاً جزئی چنین واکنش انجام بگیرد کدام عقل می‌‌پذیرد که حضرت فاطمه زهرا ب که جگر گوشۀ پیامبر خداست، مورد تعرض و بی حرمتی قرار گیرد تا آنجا که پهلوی مبارکش بشکند و فرزندش سقط شود و حضرت علی مرتضی س فاتح خیبر و قاتل عمرو بن – عبدودّ، پهلوان عرب – و سایر صحابه اعم از مهاجرین و انصار هیچ گونه واکنشی از خود نشان ندهند؛ بدون شک یک مسلمان عادی پیدا می‌شد که انتقام دختر گرامی رسول اکرم را بگیرد تاریخ این مساله را به اثبات رسانده است زمانی که حضرت عمر فاروق بر مسند خلافت نشست در میان مهاجرین و انصار خطابه‌ ای ایراد کرد و فرمود: اگر من در انجام برخی امور سهل انگاری نمایم شما چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟ کسی پاسخ نداد، حضرت عمر باری دیگر از آنان پرسید در این هنگام حضرت بشر بن سعد بلند شد و گفت: اگر تو چنین کنی ما تو را مانند تیر راست خواهیم کرد. آنگاه حضرت عمر فاروق فرمود: اگر چنین باشید شما گمراه نخواهید شد‌[۸۶] .

باز داستان ازدواج حضرت عمر فاروق با ام کلثوم دختر گرامی حضرت علی مرتضی و حضرت فاطمه زهرا ش که در کتب فقهی و تاریخی شیعه به آن تصریح شده است[۸۷] نیز بیانگر مودّت میان آن بزرگواران است و آیا ممکن است که حضرت علی شهادت حضرت فاطمه زهرا ب را به همین زودی فراموش کند و یا به خاطر ترس و بیم از حضرت عمر فاروق س مجبور شود تا دخترش را به ازدواج قاتل همسر گرامیش در آورد!!؟

علاوه بر این مشورت‌های مهم حضرت عمر س با حضرت علی س در امور خلافت، قضاوتها، احکام و ..... نشانۀ همکاری صمیمانه و ارتباط دوستانه میان آن بزرگواران است چنانکه در سخنان حضرت علی س در نهج البلاغه آمده است:

۱۳۴ «و من کلامه له (ع) وقد شاوره عمر بن الخطاب فی الخروج إلی غزو الروم بنفسه ... إنک متی تسیر إلی هذا العدو بنفسک قتلقهم فتنکیب لا تکن للمسلمین کافغه دون أقصی بلادهم، لیس بعدک مرجع یرجعون إلیه، فابعث إلیهم رجلاً محارباً واحضر معه أهل البلاد والنصحیحة، فإن أظهر الله فذاک ما تحب وإن تکن الأُخری کنت ردءاً للناس ومثابة للمسلمین»[۸۸] .

تو خود اگر به سوی این دشمن قیصر روم لشکریانش روانه شوی و در ملاقات با ایشان مغلوب گردی برای مسلمانان شهرهای دور دست و سرحدها پناهی نمي‌‌ماند، بعد از تو مرجعی نیست که به آنجا مراجعه نمایند پس (مصلحت در این است که تو در اینجا بمانی و به جای خود) مرد جنگ دیده و دلیری به سوی ایشان بفرست، و به همراهی او روانه کن کسانی را که طاقت بلا و سختی جنگ داشته و پند و اندرز را بپذیرند، پس اگر خداوند او را غالب گردانید همان است که میل داری و اگر واقعۀ دیگری پیش آید تو یار و پناه مسلمانان خواهی بود».

و نکتۀ مهم دیگر آنکه حضرت فاطمه ب در مورد فدک تا چندین روز با حضرت ابوبکر به بحث و گفتگو پرداخته و طبق ادعای شیعیان به مسجد نبوی تشریف برده و خطابه‌ای مفصل ایراد نمود و خواستار استرداد فدک شد[۸۹] . حال این سوال مطرح می‌شود که چگونه ممکن است که حضرت فاطمه ب با پهلوی شکسته و آن هم زمانی که سقط جنین کرده و در حالیکه از دخول مسجد شرعاً معذور می‌‌باشد در مسجد حضور یابد و با ایراد خطبه‌ ای آتشین حضرت ابوبکر را محکوم نماید؟! که این مطلب دلالت بر بی ‌اساس بودن داستان شهادت حضرت فاطمۀ زهراست.

و مطلب آخر آنکه جای بسی شگفتی است که واقعه ‌ای به این بزرگی که ما معتقدیم عرش خداوند را نیز به لرزه در خواهد آورد با گذشت بیش از چهارده قرن همچنان مسکوت مانده، در حالی که شهادت حضرت حسین که فرزند حضرت علی و حضرت فاطمه است چنان بازتاب گسترده ‌ای داشته که با شنیدن نام روز عاشورا هر مسلمانی از قاتلان حضرت حسین و یارانش اظهار تنفر می‌‌نماید و حماسه آفرینی قهرمانان کربلا را در ذهنش تداعی می‌کند. اکنون ما می‌‌خواهیم ما نسب پلاکاردها و نوشتن شعار بر رو در و دیوار، مسلمانان را از شهادت حضرت فاطمه نه در تقویم رسمی کشور نه در کتابهای تاریخ نظام آموزشی نبود، اما حال چه انگیزه‌ای در کار است که چنین غوغایی به راه افتاده است؟

باید توجه داشت که برخی این داستان را از محیط تحقیق و بررسی علمی خارج کرده و از آن یک سوژه برای تبلیغ ساخته‌اند و قطعا گروههایی که به نوعی خود را در تبلیغ این قصه ذی نفع می‌‌دانند دست بردار نیستند و کوشش دارند تا از راههایی این داستان را وسیلۀ تفرقه اندازی قرار دهند که ما واقعا از این روند متاسفیم «فالی الله المشتکی وهو المستعان وعلیه التکلان» در نتیجه ما این مبحث را در همین جا خاتمه می‌دهیم و مصلحت را در طولانی شدن این گونه مباحث نمي‌بینیم و معتقدیم که رشته اختلافات سری دراز دارد، که فقط در محکمه عدل الهی و در روز رستاخیز پایان می‌‌پذیرد.

چنانکه خداوند عزوجل می‌‌فرماید:

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ [النحل: ۱۲۴] .

«و بی‌گمان ‌خداوند میان آنان درباره آنچه در آن اختلاف ورزیده‌‌اند، روز رستاخیز داوری خواهد کرد».

﴿تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٣٤ [البقرة: ۱۲۴] .

«ایشان قومی بودند که گذشته آنچه انجام دادند متعلق به خودشان است و آنچه شما انجام داده‌ اید از آن شما است و دربارۀ آنچه می‌کرده‌‌اند از شما پرسیده نمی‌شود».

«و السلام علیکم ورحمة الله و برکاته»

[۸۱] شمس الدین حافظ شیرازی، دیوان حافظ، ص، ۱۴۸، (غزل ۱۲۷) سازمان امور فرهنگی و کتابخانه‌های تهران، آستان قدس ۱۹۷۱ م. [۸۲] عبدالفتاح عبدالمقصود، الامام علی بن ابی طالب، ج، ۱ ص، ۳۲۴ (چاپ سوم ۱۳۵۳ ه‍.ش. طلوع خورشید، ترجمه سید محمد طالقانی). [۸۳] عبدالفتاح عبدالمقصود، الامام علی بن ابی طالب، ج، ۱ ص، ۳۲۷ (چاپ طلوع خورشید، مترجم سید محمود طالقانی چاپ سوم، ۱۳۵۲ ه‍.ش. ۱۳۵۹ ه‍.ق). [۸۴] اخیراً گروه معارف و تحقیقات اسلامی مدرسه الامام امیر المومنین قم نقد مذکور را تحت عنوان یورش به خانه وحی منتشر نموده ‌اند و افزون بر مطالب مندرجه از کتاب الامامه و الخلافه که تالیف مقاتل بن عطیه است نیز سوزاندن خانه فاطمه زهرا را توسط حضرت عمر نقل کرده‌ اند، که ما بر رد این ادعا به همین مطلب بسنده می‌نماییم که احمد بن خلکان در کتاب وفیات الاعیان ج، ۵ ص، ۲۵۸) می‌گوید: ابوالهیجاء، مقاتل بن عطیه، بکری حجازی، شاعری بوده که در هرات به زنی عاشق شده و در مورد او اشعاری سروده است. حال نقل اینگونه فردی که در سال ۵۰۵ وفات کرده و قرنها از عصر خلفای راشدین فاصله داشته را چگونه می‌توان معتبر دانست!!!!. [۸۵] ابن هشام، السیره النبویه، ج، ۳ ص، ۱۰ (دارالکتاب العربی ۱۴۱۰ ۱۹۹۰ م). [۸۶] علاء الدین علی متقی کنزل العمان ج، ۵ ص ۶۸۷ شماره روایت ۱۴۱۹۶ موسسه الرساله ۱۴۰۵ [۸۷] ر ک به مجلۀ ندای اسلام سال اول شمارۀ سوم مقالۀ حضرت فاطمه زهرا از ولادت تا افسانۀ شهادت [۸۸] فیض الاسلام، شرح نهج البلاغه ج، ۲ ص، ۴۱۵ چاپ تهران و همچنین مراجعه شود به شرح نهج البلاغه ج ۳ ص ۴۴۲. [۸۹] ر ک علم الهدی سید احمد، زهرا مولود وحی ص ۲۳۶ موسسه انتشارات امیر کبیر تهران چاپ پنجم ۱۳۷۵ ه‍.ش.