برداشت نادرست از روایت ابن ابی شیبه

براستی اگر ما با دیدۀ انصاف و به دور از تعصب محتوای روایت ابن ابی شیبه را بررسی نماییم بجای توهین و هتک حرمت به حضرت فاطمه زهرا ب، احترام و بزرگداشت آن بانوی بزرگوار به اثبات می‌‌رسد که ما نکات قابل توجه روایت مزبور را بر می‌‌شماریم:

الف: در روایت آمده است که حضرت عمر فاروق س قبل از هر گونه اقدامی شخصاً نزد حضرت فاطمه ب رفت و مقام و منزلت او را چنین بیان فرمود:

«والله ما من أحد أحب إلینا من أبیک، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک»[۱۵] .

«ای فاطمه! به خدا قسم هیچ کسی نزد ما محبوبتر از پدر گرامیت نیست، و به خدا قسم هیچ کس بعد از پدر بزرگوارت نزد ما محبوبتر از شما نیست».

عمل کرد حضرت فاروق اعظم س، و بیان منزلت دختر گرامی رسول اکرم ص نشان احترام و محبت به اهل بیت رسول اکرم ص می‌باشد.

ب: مسأله بیعت با خلیفه از چنان اهمیتی برخوردار بود که حضرت عمر فاروقس با الفاظی سخت این مسأله را به حضرت فاطمه ب تفهیم نمود و فرمود:

«وأیم الله ما ذاک بمانعی ان اجتمع هؤلاء النفر عندک إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت»[۱۶] .

«به خدا قسم! هیچ چیزی مانع من نمی‌‌شود که در مورد کسانی که نزد تو گرد آمده‌اند دستور دهم تا خانه را بر آنان بسوزانند».

مسأله بیعت بخاطر اتحاد و همبستگی مسلمانان از اهمیت ویژه ‌ای برخوردار بود، و با عنایت به تأکیدات پیامبر اسلام ص در مورد اتحاد و همبستگی و اجتناب از تفرقه و بیعت با چند خلیفه[۱۷] ، حضرت عمر فاروق س مصلحت را در آن دید تا مخالفان بیعت با ابوبکر س را تهدید نماید.

ج: حضرت فاطمه زهرا ب به مخالفان ابوبکر س مشورت بیعت داد و در تأکید و تأیید فرموده‌‌های حضرت عمر فاروق س فرمود:

«فانصرفوا راشدین فروا رأیکم ولا ترجعوا إلى»[۱۸] .

«به خوبی باز گردید و تصمیم‌ تان را قطعی نمایید و نزد من نیایید».

د: عدم اثبات سوزاندن خانۀ حضرت زهرا ب توسط حضرت عمر فاروق س وبسنده نمودن حضرت عمر فاروق س به تهدید مصلحت آمیز، چنانکه در پایان روایت آمده است:

«فانصرفوا عنها فلم یرجعوا إلیها حتى بایعوا لابی بکر»[۱۹] .

«از نزد فاطمه بازگشتند و تا با ابوبکر بیعت نکردند به خانه فاطمه نیامدند».

نتیجه: در هیچ جای روایت ابن ابی شیبه به سوزاندن خانۀ حضرت زهرا ب تصریح نشده است و اگر تهدید محض بمثابۀ سوزاندن خانۀ حضرت زهرا محسوب می‌شود، پس تهدیداتی که از رسول اکرم ص نقل شده است، باید به حقیقت حمل شود. چنانکه می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أُحَرِّقَ قُرَيْشًا»[۲۰] .

«خداوند به من دستور داده تا قریش را بسوزانم».

«لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِالصَّلاةِ فَتُقَامُ، ثُمَّ آمُرَ رَجُلا يُصَلِّي بِالنَّاسِ، ثُمَّ آخُذُ حُزَمًا مِنْ حَطَبٍ، ثُمَّ آتِي أَقْوَامًا فِي دُورِهِمْ لا يَشْهَدُونَ الصَّلاةَ، فَأُحَرِّقُ عَلَيْهِمْ بُيُوتَهُمْ»[۲۱] .

«قسم به ذاتی که جانم در دست اوست، قصد کرده‌‌ام تا دستور به جمع‌آوری هیزم دهم سپس مؤذن را بگویم تا اذان دهد و شخصی را برای امامت مردم مقرر نمایم و خود به خانۀ متخلفان بروم و خانه‌هایشان را بر آنان آتش زنم».

اما هیچ عاقلی از روایات فوق بر سوزاندن قریش و متخلفان از نماز جماعت توسط پیامبر اسلام ص استدلال نمی‌نماید، و می‌‌داند که منظور پیامبر ص اهمیت دعوت به مسألۀ توحید و نماز با جماعت بوده است. لذا تأکید و تصریح به سوزاندن خانۀ حضرت زهرا ب توسط عمر فاروق س ؛ به دور از انصاف و از روی تعصب است.

[۱۵] همان مرجع ج، ۸ ص، ۵۷۲. [۱۶] همان مرجع ج، ۸ ص، ۵۷۲. [۱۷] ر.ک. هیثمی نورالدین منبع الزوائد و مجمع الفوائد، ج، ۵ ص، ۳۵۹ کتاب الخلافه، باب النهی عن مبایعة خلیفتین (دارالفکر، ۱۴۱۲ ه‍. ۱۹۹۲ م). [۱۸] ابن ابی شیبه، المصنف فی الاحادیث و الآثار، ج، ۸ ص، ۵۷۲ کتاب المغازی باب ماجاء فی خلافه ابی بکر سیرته فی الرده، (دارالفکر، ۱۴۰۹ ه‍. ۱۹۸۹ م). [۱۹] همان مرجع، ج، ۸ ص، ۵۷۲. [۲۰] شرح نووی، ج، ۱۷ ص، ۱۹۵ کتاب الجنه باب الصفه التی یعرف بها فی الدنیا اهل الجنه واهل النار شماره (۷۱۳۶-۶۳/۱) دارالمعرفه ۱۴۱۴ ه‍. ۱۹۹۴. [۲۱] بخاری، صحیح بخاری، ج، ۱ ص، ۱۹۷ کتاب الأذان، باب وجوب صلاة الجماعه شماره حدیث : ۶۴۴ دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ه‍. ۱۹۹۲ م.