مقدمه

الحمد لله رب العالـمين، الذي هدانا طريق الإسلام والإيمان والإحسان والصلاة والسلام على سيدنا ومولانا محمد وعلى آله وأصحابه وأتباعه أجمعين إلى يوم الدين.

سپاس خالق هستی را که فکر و اندیشه، عقل و خرد، هدایت و نور را آفرید. ذات پاکی را ستایش می‌کنیم که کل جهان هستی در قبضه و احاطه‌ی مطلق اوست، سر تعظیم و تکریم و بندگی به پیشگاه خداوندی فرود می‌آوریم که به ما علم و معرفت، خرد و اندیشیدن را ارزانی فرموده است.

خدایا! تو را سپاس می‌گویم که نور هدایت را در قلب من نیز تاباندی.

الهی! تو را می‌ستایم که نعمت اندیشیدن را به من دادی.

پروردگارا! تو را شاکرم که شهامت را به من بخشیدی تا بتوانم در راه شهادت قدم بردارم.

آنچه پیش روی شما خواننده‌ی گرامی است، سوگنامه‌ای است از دوران گمراهی و ضلالت، گزارشی است از ظلم ظالمان دوران، در مقابله با آزادی، درد نامه‌ای است از دوران هدایت و وصل شدن به محبوب و معبود حقیقی و بالاخره کلماتی است در مورد «تولدی دوباره و زیستنی نو با اندیشه‌ای نو» در پیمودن راهی صحیح و درست که همانا راه رسیدن به محبوب و معبود اصلی است.

پس چنانچه در نوشتن مطالب اشکالات و نقص‌های ادبی دیده می‌شود، امیدوارم خوانندگان عزیز این حقیر را مورد عفو قرار دهند، چرا که بنده تا به حال در زمینۀ ادبی قلم نزده‌ام و رشته دانشگاهی‌ام نیز ادبیات نبوده است، پس پیشاپیش به خاطر عدم وجود ادبیاتی خوب و استاندارد در نوشته‌ام پوزش می‌طلبم.

اما بنا به تعهد و رسالتی که در خود احساس می‌کردم، ناگزیر شدم مختصری از زندگی خویش و وقایع و لحظاتی که حاصل مطالعات و تحقیقات چند ساله من در محیط دانشگاهی و حوزوی، تجارب دوران زندان، شکنجه، حبس، آوارگی و مهم‌تر از همه آنچه سبب تحول و دگرگونی فکری و عقیدتی در من گردید، به صورت رساله‌ای مدوّن تدوین و تحریر نمایم، به این امید که آنانی که می‌خواهند آزادانه بیندیشند و به دور از هر گونه تقلید و از روی تحقیق و تفحص آیین و مذهبی درست و صحیح را انتخاب نمایند در پیمودن و انتخاب این راه، تجربه‌ای داشته باشند.

خواننده‌ی گرامی! اگرچه می‌خواستم تصور کاملا روشنی از واقعیات و آنچه بر من گذشته بود و در وجودم نفوذ کرده بود و اساساً زمینه‌های تحول فکری و عقیدتی را در من ایحاد کرد، ترسیم نمایم اما به علت بیماری شدیدی که به آن مبتلا شدم و همچنین به دلیل نداشتن تخصص کافی و آمادگی لا‍زم د‍ر این زمینه نتوانستم تمام آنچه را که باید می‌نوشتم، بنویسم و در اخیتار شما عزیزان قرار دهم، اما به هر جهت به خاطر تشویق تعدادی از اطرافیان و دوستان بر آن شدم که صفحاتی هر چند مختصر و اندک از آن دوران بر کاغذ بکشم شاید پروردگارم عمر و توفیقی داد تا در آینده بیشتر بتوانم به طور مفصل زندگی پر فراز و نشیب خویش را به ترسیم بکشم.

سعی نمودم تا حدی که برایم مقدور باشد حوادث و اتفاقات در این مجموعه بر اساس واقعیات و همراه با شواهد باشند، البته نه به سبک رمان کلاسیک، بلکه به زبان ساده و گویا آن را به رشته تحریر در آورم.

از دیدگاه خود، واضح‌تر بگویم به عقیده خود، از مطالب و حوادث مندرج در این مجموعه به عنوان عامل گسستن زنحیرهای اسارت از دام خرافات، موهومات و فرو ریختن دیوارهای بلند جهالت، تفکرات محض جاهلانه و تعصب‌گونه مذهبی و گریز از دنیای تاریک ابهامات افراط، تفریط، تشکیک، تردید و نهایتا صعودم بر قله بلند علم و معرفت و رسیدن به افق حقیقت و هدایت، تعبیر می‌نمایم.

البته خروج از دنیای تاریک ابهامات و تعصبات جاهلانه و افراط و تفریط‌های مذهبی به نحوی که زیر باران شدید تبلیغاتی و تربیتی، پدیده‌ای به نام «مذهب» که در کشور ما مصرف عامه داشته، جز با توجه واستعانت به خداوند، کار بس دشواری است.

خداوند سبحان را سپاسگذارم که توفیق عنایت فرمود با مطالعه و تحقیق هر چند مختصر و محدود آگاهانه و با اطمینان خاطر به زندگی بسیار مرفه و اشرافی و تجدد‌گرایانه پدر و همچنین دنیای متعصبانه و صرف مذهبی مادر، بی‌اعتنا، و با دریدن پرده‌های تاریکی و ابهام و بعضاً خرافات و موهومات و نپذیرفتن این واقعیت که جز عالم شیعی، دنیای اسلام دیگری نیز هست، پایان دهم و رو به حقیقتی بیاورم که باعث نجات و سربلندیم در دنیا و آخرت می‌گردد.

با پشت کردن به مذهب و خطوط فکری شیعی، گرویدن و پیوستن به مذهب اهل سنت و جماعت به واقعیتی بسیار مستحکم دینی اتصال پیدا کرده‌ام.

خواهر و برادر مسلمان! مطالب و مباحث مندرج در این مجموعه عمدتا اعتقادی و محور برخورد متقابل دو اندیشه و خط فکری متفاوت و متمایز یعنی مذهب اهل سنت و جماعت و مذهب شیعه است. لذا به صراحت اعلام می‌دارم که با هیچ یکی از احزاب سیاسی وابستگی نداشته و اغراض تعاملات، مناسبات، ملاحظات و دیدگاه‌های سیاسی مورد لحاظ قرار نگرفته است. از خداوند سبحان خواستارم تا به همه جوانان جامعه‌ی ما توفیق درست فهمیدن و درست اندیشیدن و درست انتخاب کردن را عنایت فرماید. إن شاء الله.

مرتضی رادمهر
۱/۱/۱۳۸۱ هـ.ش
پنج‌شنبه ۶ محرم الحرام ۱۴۲۳هـ.ق