صفحه نخست عقاید (کلام) فیلم های کارتون و تاثیر آن بر عقیده کودکان محور دوم: نمونه‌هایی از تاثیر فیلم‌های کارتون ...

محور دوم: نمونه‌هایی از تاثیر فیلم‌های کارتون بر عقیده‌ی کودک درباره‌ی توحید الوهیت

توحید در لغت از ریشه‌ی وّحَّدَ است، یعنی یکی کردن چیزهای بسیار، و این محقق نمی‌شود مگر با یک نفی و یک اثبات. نفی حکم از هر چیز دیگر و اثبات آن برای آن یگانه.

الوهیت نیز از اله مشتق شده. ابن فارس می‌گوید: «همزه و لام و هاء از یک ریشه است که معنای تَعَبُّد (پرستش) می‌دهد. الله متعال را از این جهت اله می‌نامند که مورد عبادت قرار می‌گیرد. همچنین گفته می‌شود: «تّألّه الرجل» یعنی اهل عبادت شد». [٣٤]

معنای الوهیت در اصطلاح: یگانه ساختن الله متعال در عبادت. یعنی تنها الله را عبادت کنی و چیزی را [در عبادت] با او شریک قرار ندهی؛ نه پیامبری مُرسَل، و نه فرشته‌ای مُقَرَّب، و نه رئیس و پادشاه و هیچ مخلوق دیگری را. یعنی تنها او را از روی محبت و بزرگداشت و رغبت و رَهبَت مورد پرستش قرار دهی. [٣٥]

حقیقت این عبادت چنین است که همه‌ی انواع عبادت‌ها از جمله دعا و بیم و امید و نماز و روزه و قربانی و نذر و دیگر عبادات، از روی رغبت و رهبت به همراه کمالِ محبت و فروتنی در برابر عظمت الله متعال، تنها برای او انجام شود. [٣٦]

ابن تیمیۀ/ می‌گوید: «حقیقت توحید این است که الله را به یگانگی عبادت کنیم. یعنی تنها او به دعا خوانده شود، خشیت و ترس تنها از او باشد و جز بر او توکل نشود و دین تنها برای او باشد نه برای هیچ مخلوق دیگری، و اینکه ملائکه و پیامبران را پروردگار خود قرار ندهیم چه رسد به امامان و شیوخ و علما و دیگران». [٣٧]

علامه بن باز/ می‌گوید: «بهترین چیزی که این توحید را تعریف می‌کند این سخن خداوند متعال است که: ﴿۞وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ [النساء: ٣٦] و این سخن الله متعال که: ﴿۞وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًاۚ [الإسراء: ٢٣]». [٣٨]

این توحید را توحید الوهیت، یا الهیه یا توحید عبادت می‌نامند.

شیخ ابن سعدی/ می‌گوید: «به این توحید، توحید الهیه هم می‌گویند، زیرا اله بودن، توصیفی است برای الله متعال که شایسته است هر انسانی به آن ایمان بیاورد و یقین داشته باشند که این وصف همیشه همراهِ اوست و نام بزرگش یعنی «الله» دال بر آن است و این نام مستلزم همه‌ی صفات کمال است. این توحید را «توحید الوهیت» می‌نامند به اعتبار اینکه خالص گرداندن همه‌ی عبادات بنده برای الله، و ملازمت وصف بندگی با همه‌ی معانیِ آن بر بنده واجب است و این محقق نمی‌شود مگر اینکه بنده پروردگار خود را بشناسد و همه‌ی عبادات خود را مخصوص و خالصِ او گرداند و برای آن، [همه انواع] شرک را چه کوچک و چه بزرگ، ترک گوید». [٣٩]

ادله‌ی توحید الوهیت بسیار است و منظور از آن یگانگی پروردگار در عبادت است و کسی در این مورد با او شریک نیست:

الله متعال می‌فرماید: ﴿۞وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِكُواْ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗاۖ [النساء: ٣٦]

«و الله را عبادت کنید و چیزی را با او شریک نگردانید».

و می‌فرماید: ﴿۞وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنًاۚ [الإسراء: ٢٣]

«و پروردگار تو مقرر کرده که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] نیکی کنید».

و می‌فرماید: ﴿إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُۚ [يوسف: ٤٠]

«حکم [و فرمان] جز از آن الله نیست؛ امر نموده که جز او را نپرستید».

همچنین پروردگار ما می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ [البقرة: ٢١]

«ای مردم پروردگار خود را بپرستید که شما را آفرید».

و می‌فرماید: ﴿قُلۡ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَأۡمُرُوٓنِّيٓ أَعۡبُدُ أَيُّهَا ٱلۡجَٰهِلُونَ٦٤ [الزمر: ٦٤]

«بگو آیا مرا دستور می‌دهید که غیر الله را عبادت کنم ای نادانان؟».

و می‌فرماید: ﴿۞وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ [الأحقاف: ٢١]

«و برادر عادیان را به یاد آور آنگاه که قوم خویش را در احقاف بیم داد در حالی که پیش از او و پس از او [نیز] قطعا هشدار دهندگانی گذشته بودند که جز الله را مپرستید».

این توحید یعنی توحید الوهیت، هدف اصلی از فرستادن پیامبران است، زیرا همه‌ی شریعت‌ها به آن امر کرده‌اند و همه‌ی ادیان آن را برپا داشته‌اند، چنان‌که الله متعال می‌فرماید:

﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَۖ [النحل: ٣٦]

«و بی‌شک در هر امتی پیامبری را برانگیختیم [با این پیام که] الله را عبادت کنید و از طاغوت دوری کنید».

و می‌فرماید: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِيٓ إِلَيۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدُونِ٢٥ [الأنبياء: ٢٥]

«و پیش از تو پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به سوی او وحی کردیم که معبودی به حق جز من نیست پس مرا عبادت کنید».

و می‌فرماید: ﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۚ [المؤمنون: ٢٣]

«و قطعا نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس گفت: ای قوم من الله را عبادت کنید که شما معبود دیگری جز او ندارید».

از جمله‌ی این آیات، این سخن پروردگار متعال است که می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعۡبُدُواْ رَبَّكُمُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تَتَّقُونَ٢١ [البقرة: ٢١]

«ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید که شما را و کسانی را که پیش از شما بودند، آفرید؛ باشد که پرهیزگار شوید».

منظور آیات این است که وقتی شما اعتراف دارید او خالق شما و دیگران است پس چگونه جز او را عبادت می‌کنید؟

ابن کثیر/ درباره‌ی این آیه می‌گوید: «مضمون آیه چنین است که وی آفریننده و روزی دهنده و صاحب این خانه و ساکنان آن و روزی دهنده‌ی آنان است. بر این اساس او مستحق است که به تنهایی عبادت شود و کسی [در عبادت] با وی شریک قرار داده نشود». [٤٠]

همچنین وی/ درباره‌ی دو آیه [۶۱ و ۶۲] سوره‌ی عنکبوت می‌گوید: «بسیار پیش می‌آید که الله متعال الوهیت خود را با اقرار [مردم] به توحیدِ ربوبیت ثابت می‌کند زیرا مشرکان به این توحید (یعنی ربوبیت) اعتراف داشتند». [٤١]

الله متعال بندگان را برای این آفرید که تنها او را عبادت کنند؛ بنابراین کسی که عبادت را برای دیگری انجام دهد آن عبودیت مطلوب و پرستش مطلق را انجام نداده است. خداوند متعال بندگانش را بیهوده نیافرده و آنان را بی هیچ امر و نهیی رها نکرده، بلکه آنان را آفریده تا این جهان را با طاعت و عبادت آباد کنند.

انسان تنها با اقرار به توحید ربوبیت نجات نمی‌یابد. شیخ الاسلام ابن تیمیه می‌گوید: «مشخص است که مشرکان عرب، که محمد ج به سوی آنان فرستاده شده بود در این مورد (توحید ربوبیت) با وی مخالفت نمی‌کردند بلکه اقرار داشتند که الله خالق همه چیز است و حتی با وجود آنکه مشرک بودند به تقدیر نیز ایمان داشتند، بنابراین مشخص است در جهان کسی نیست که سر شرک بودن این نوع شرک (یعنی شرک در ربوبیت) بحثی داشته باشد». [٤٢]

ابن قیم/ می‌گوید: «و هدف این فنا [٤٣] در توحید ربوبیت که گواهی دادن به پروردگاری و خالق بودن و مدبّر بودن تنها الله است، حق است؛ اما توحید ربوبیت به تنهایی برای نجات انسان کافی نیست چه رسد به آنکه شهودِ آن و فنا شدن در آن هدف و مقصد نهایی موحدان باشد، زیرا هدفی که پس از آن هدفی نیست، فنا شدن در توحید الوهیت است». [٤٤]

وی همچنین می‌گوید: «به همین سبب لا إله إلا الله بهترین نیکی‌ها است و توحید الوهیت که کلمه‌اش لا إله إلا الله است اساس کار است، اما توحید ربوبیت که همه‌ی آفریدگان به آن اقرار دارند هرچند لازم است، اما به تنهایی کافی نیست و [در واقع] حجتی است علیه کسی که توحید الوهیت را انکار کند». [٤٥]

اما با دقت در برخی از فیلم‌های کارتون می‌شود ایراداتی درباره‌ی توحید الوهیت مشاهده کرد از جمله:

۱- یاری جستن از غیر الله:

پروردگار ما را امر نموده تا در سوره‌ی فاتحه در هر رکعت نماز چنین بگوییم که: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ٥ [الفاتحة: ٥]

«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم».

تا بدانیم عبادت کامل نمی‌شود مگر هنگامی که استعانت نیز کاملا و به تنهایی از آن الله باشد. استعانت یعنی اعتماد کامل قلبی به الله در جلب سود و دفع زیان، به همراه اطمینان کامل به الله در حصول این خواسته و حسن ظن به وی. اعتماد قلبی یعنی آنکه استعانت به الله برای قلب مانند ستون برای ساختمان باشد. منافع نیز هر مطلوبی در امر دنیا و آخرت است، چنان‌که زیان یعنی هر چیزی که انسان در دنیا و آخرت از آن گریزان است. اطمینان به الله متضمن شناختِ او و عبادتِ او به نیکی است، زیرا گمان نیک به الله از عبادت نیک سرچشمه می‌گیرد و رسول الله ج خطاب به معاذس می‌فرماید: «در پی هر نماز این را ترک نکن که بگویی: ای الله، مرا بر شکرت و یادت و عبادت نیکویت یاری ده». [٤٦]

الله متعال عبادات را برای ما قرار داده و ما را امر نموده که در امور دین و دنیا از این نمازها یاری جوییم:

﴿وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِينَ٤٥ [البقرة: ٤٥]

«از صبر و نماز یاری جویید و به راستی این [کار] گران است مگر بر فروتنان».

بنابراین، استعانت حقیقی با نزدیکی به الله و عبادت او حاصل خواهد شد.

اما استعانت از غیر الله در شفای بیماران یا درخواست نزول باران و زیاد شدن عمر و امثال این خواسته‌هایی که تنها مخصوص الله متعال است، نوعی از شرک اکبر است که انجام دهنده‌اش را از اسلام خارج می‌کند.

همچنین استعانت از مردگان یا غایبان، مانند فرشتگان یا جنیان یا انسان‌هایی که حضور ندارند در جلب سود و دفع زیان، نوعی از انواع شرک اکبر است که خداوند آن را نمی‌بخشد مگر برای کسی که از آن توبه کند. زیرا این نوع استعانت در واقع نوعی قربت و عبادت است که جز برای الله متعال جایز نیست. یکی از دلایل ما این سخن الله متعال است که به بندگانش یاد می‌دهد بگویند: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ٥، یعنی: «جز تو نمی‌پرستیم و جز از تو یاری نمی‌جوییم».

همچنین این آیات:

﴿۞وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّآ إِيَّاهُ [الإسراء: ٢٣]

«و پروردگار تو چنین مقرر نموده که جز او را عبادت نکنید».

﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ [البينة: ٥]

«و دستور داده نشده بودند مگر آنکه الله را بپرستند و در حالی که به توحید گراییده‌اند دین [خود] را برای او خالص گردانند»

﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواْ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا١٨ [الجن: ١٨]

«و همانا مساجد از آن الله است، پس کسی را همراه با الله به دعا نخوانید».

اما در حدیث، سخن ایشان ج خطاب به ابن عباسب ثابت است که فرمود: «اگر خواستی از الله بخواه، و اگر یاری جسته، از الله یاری بجوی». [٤٧]

همینطور در حدیث معاذس آمده که رسول الله ج فرمودند: «و حق الله بر بندگان این است که او را عبادت کنند و کسی را [در عبادتش] با وی شریک نسازند». [٤٨]

اما یاری جستن از غیر الله در مواردی که در حدود اسباب عادی باشد که خداوند قدرت آن را به بندگان عطا کرده، جایز است. مانند یاری جستن از پزشک برای علاج بیماری، غذا دادن به گرسنگان و آب دادن به تشنگان و دادن مال توسط انسان بی‌نیاز به فقرا و امثال آن، شرک نیست، بلکه نوعی همکاری است میان بندگان در امور زندگی و به دست آوردن وسایل معیشت. همینطور بهره بردن از زندگانی که حضور ندارند توسط روش‌های حسی تجربی، مانند نامه نگاری و تلگراف و تلفن و دیگر وسایل، اشکالی ندارد. [٤٩]

در برخی از کارتون‌ها، مواردی از اشکالات در باب یاری جستن از غیر الله، وجود دارد. از جمله: کودکی که از میان ابرها بیرون می‌آید تا کسانی را که دچار مشکل شده‌اند نجات دهند. در همین حال می‌گوید: «یک خرگوش تو دردسر افتاده! من دارم میام!»

اینگونه صحنه‌ها معنای عقیدتی خطرناکی در ذهن کودک به جای می‌گذارد. این مخلوقی که از آسمان فرو می‌آید دارای توانایی‌هایی فرابشری است. او بدون هیچگونه وسایل حسی صدای کسانی را که از او کمک می‌خواهند می‌شنود. ممکن است اینگونه صحنه‌ها برای به تصویر کشیدن جهانی است غیبی که حس انسان قادر به درک آن نیست که در این صورت هم کوچک شمردن امر آخرت است و هم باعث ریشه‌دار شدن بیشتر شرک می‌شود. همینطور باعث ضعیف شدن عقیده‌ی استعانت از الله در هنگام سختی‌ها.

۲- سر فرو آوردن برای غیر الله:

گاه این حرکت شبیه سجده یا رکوع است. مثلا در کارتون فوتبالیست‌ها در پایان مسابقه بازیکنان دو تیم برای نشان دادن دوستی و صمیمت به همدیگر تعظیم می‌کنند که بسیار شبیه رکوع نماز است. همینطور در کارتون «ببر نقابدار» که حرکتی شبیه به سجده انجام می‌دهد. [٥٠]

۳- سخنانی که از نظر عقیدتی اشکال دارد:

مانند «کارم را به تو سپرده‌ام» یا «این از فضل تو هست دوست من». در یکی از همین کارتون‌ها وقتی باران شروع به باریدن کرد، شخصیت داستان خطاب به باران گفت: «وقت بهتری برای باریدن پیدا نکردی؟!». [٥١]

[٣٤] مقاییس اللغة (۱/ ۱۲۷). [٣٥] معجم ألفاظ العقیدة (۱۰۲). [٣٦] العقیدة الصحیحة وما یضادها، ابن باز (۶). [٣٧] منهاج السنة (۳/ ۴۹۰). [٣٨] العقیدة الصحیحة وما یضادها، ابن باز (۱۸). [٣٩] القواعد الحسان (۴۲). [٤٠] تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (۱/ ۱۸). [٤١] تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (۳/ ۲۱۴). [٤٢] مجموع الفتاوی (۳/ ۹۷-۹۸). [٤٣] منظور فنا شدن صوفیان در ربوبیت است. (مترجم) [٤٤] طریق الهجرتین (۳۰). [٤٥] طریق الهجرتین (۵۶-۵۷). [٤٦] «اللهمَّ أَعِنّی علی ذکرِكَ وَ شُکرِكَ وحُسنِ عِبادَتك» به روایت بیهقی در شعب الإیمان (۴/ ۱۶۲۰). [٤٧] ترمذی (۲۵۲۶). [٤٨] بخاری (۶۵۰۰). [٤٩] فتوای کمیسیون دایم فتوا (۲۱۴). [٥٠] از پژوهش دکتر خالد الحلیبی. [٥١] همان.