مبحث سیزدهم: خیانت‌های شیعه به دولت سنی مذهب سلجوقیان

زمانی که دولت آل بویه (شیعه مذهب) از بین رفته و نابود شد بعد از آنان قومی دیگری از ترکان سلجوقی روی کار آمدند که اهل سنت را دوست داشته و با آن‌ها موالات کرده و احترامشان می‌نمودند [۱۱۸]، آن‌ها سنت را یاری کرده و آتش رافضی‌گری و اهل آن را خاموش کردند اما این دولت سنی نیز از خیانت‌ها و نیرنگ‌های شیعیان در امان نماند.

در سال۴۵۰ هجری بساسیری رافضی خبیث با لشکری وارد بغداد مقر سلطان سلجوقی طغرلبیک-که در آن زمان آنجا حضور نداشت-شد و همراه او پرچم‌های سفید مصری بودند که در رأس آن‌ها نام المستنصر بالله فاطمی نوشته شده بود، اهل کرخ که رافضی بودند به استقبال او رفته و از او خواستند که از نزد آن‌ها عبور کند، بساسیری وارد کرخ شد و این در زمانی بود که مردم در قحطی و گرسنگی شدیدی بودند. کرخیان رافضی منازل اهل سنت در بصره را چپاول کردند که دارای بیشترین اسناد و کتب بود و منزل قاضی القضات دامغانی را نیز چپاول شده و به عطاران فروخته شد، روافض "حی علی خیر العمل" را در مناطق بغداد به اذان‌ها باز گرداندند و در بغداد به اسم المستنصر بالله عبیدی خطبه خوانده شد و به نام او سکه ضرب شد و دار الخلافة محاصره و سپس چپاول شد و روافض از این اوضاع و احوال در نهایت شادمانی بودند. بساسیری از بزرگان اهل سنت بغداد انتقام گرفت؛ او ابن مسلمه وزیر که ملقب به رئیس الرؤساء بود را دستگیر کرده و به او جبه‌ای پشمین پوشیده و کلاه بلند و بی لبه‌ای از نمد قرمز بر سرش گذاشت و در گردنش ریسمانی آویخت و او را سوار شتری سرخ مو کرد و با این شکل در شهر گردانده شد و پشت سرش عده ای او را با قطعه‌ای پوست سیلی می‌زدند و هنگامی که از کرخ-محله رافضیان-گذرانده شد بر سرش آشغال ریختند و به صورتش تف کردند و او را نفرین و دشنام دادند. سپس هنگامی که از گرداندن او در شهر فارغ شدند به اردوگاه آورده شد و در آنجا پوست گاوی به همراه شاخهایش به او پوشانده شد و از گردن با قلابی آویخته و به روی تیرکی بلند کردند و تا پایان روز او را کتک زده و شکنجه کردند تا این‌که کشته شد و آخرین سخن آن مرحوم این بود که "شکرو سپاس و ستایش الله را که به من زندگی با سعادتی داد و شهیدم میراند"» [۱۱٩].

بلاد شام صحنه‌ای برای مبارزات میان سلجوقیان (که از اهل سنت بودند) و فاطمیان (که شیعه بودند) شده بود که منجر به از هم پاشیدگی وحدت مسلمین شده و زمینه را برای صلیبیان برای حمله به بلاد شام فراهم کرد تا به آسانی و سهولت بدان دست یابند به طوری‌که در سال۴٩۰ هجری به اطراف آن رسیدند.

اینجا خیانت‌های فاطمیان خود را نشان می‌دهند؛ بدر الجمالی وزیر المستعلی فاطمی شیعی در سال ۴٩۰ هجری سفیری از جانب خود به سوی فرمانده حمله صلیبی اول فرستاده و پیشنهادی را به او ارائه می‌کند که خلاصه‌اش این است که دو طرف برای نابود کردن سلجوقیان در شام همکاری کنند و این سرزمین میان آن دو طرف تقسیم شود به طوری‌که قسمت شمالی شام از آنِ صلیبیان باشد و فلسطین در دست فاطمیان باقی بماند.

از آنجایی که هدف صلیبیان سیطره بر بیت المقدس بود، جوابشان به این پیشنهاد مبهم بود و به اطمینان بخشی به فاطمیان اکتفا کرده و به این ترتیب به ضعف مسلمین و تفرقه شان پی بردند.

هنگامی که امیر"کربوق"صاحب موصل –از سوی سلاجقه- اقدام به تجهیز نیرویی کرد تا مانع سقوط انطاکیه به دست صلیبیان شود فاطمیان هیچ همکاری نکرده و فقط تماشا کردند و به این هم اکتفا نکرده و بلکه از این فرصت سوء استفاده کرده و لشکری را به سوی بیت المقدس که بدست سلجوقیان بود فرستادند و آن را محاصره کردند و بیش از چهل منجنیق را نصب کرده و دیوارهای شهر را کوبیدند تا این‌که ویران شده و بر آن مسلط شدند [۱۲۰].

رهبران شیعه اسماعیلی از اختلاف میان سلاطین سلجوقی در حوالی سال ۴۸۸ میلادی سوء استفاده کرده و به رضوان بن تاج الدولة تتش که شام در دست او بود نزدیک شده و نزد او جایگاه بزرگی بدست آوردند تا این‌که او پیرو نظریات آنان شده و به تشیع گروید و هیچ توجهی به پیروزی‌های صلیبیان و سیطره آن‌ها بر برخی بلاد اسلام در آسیای صغیر نکرد [۱۲۱] در حالیکه آن‌ها در سال ۴٩۱ هجری بر انطاکیه مستولی شده و سپس در سال ۴٩۲ هجری بر المعرة سیطره پیدا کردند و مسیرشان را تا کوهستان لبنان ادامه دادند و مسلمین ساکن آن را کشتند و سپس به سوی حمص رفتند و حاکم حمص به شرط پرداخت مالی به آنان با آن‌ها سازش کرد.

ابن کثیر رحمه الله می‌گوید: «در جمادی الاولی سال ۴٩۱ هجری فرنگیان انطاکیه را بعد از یک محاصره شدید و با همکاری برخی از نگهبانان برج‌های شهر تصرف کردند و حاکم آن فرار کرد. هنگامی که خبر به امیر کربوق حاکم موصل رسید لشکر بزرگی را فراهم کرده و دقاق حاکم دمشق و جناح الدولة حاکم حمص و دیگران به او پیوستند، او به سوی فرنگیان حرکت کرد و در منطقه انطاکیه با آن‌ها درگیرشدند و فرنگیان آن‌ها را شکست دادند و شمار زیادی از آنان را کشتند و اموال هنگفتی از آنان غنیمت گرفتند. سپس فرنگیان به سوی معرة النعمان حرکت کردند و بعد از محاصره شهر آن را تصرف کردند و لا حول و لا قوة إلا بالله» [۱۲۲].

[۱۱۸] ابن کثیر: البدایة والنهایة (۱۲/۶۸، ۶٩). [۱۱٩] البدایة والنهایة (۱۲/٧۶-٧٩) با تصرف و اختصار. [۱۲۰] دکتر احمد کرزون: نور الدین محمود زنکی فرمانده مجاهد (٩-۱۱) با تصرف-نشر ابن حزم-بیروت۱٩٩۵ میلادی. [۱۲۱] رجوع شود به کتاب الجهاد ضد الصلیبیین ص۵۱ تألیف مسفر الغامدی به نقل از زبدة الحلب (۲/۱۴۵) . [۱۲۲] البدایة والنهایة ۱۲/۱۵۵.