مبحث چهارم: خلیفه عباسی شیعه می‌شود و خیانتش ثابت می‌گردد

خلافت کلمه کوچکی نیست بلکه به منزله دریچه اطمینان امت است و به مثابه رشته‌ای است که حلقه‌های زنجیر را منظم کرده است و هنگامی که این رشته قطع شود پیوند میان امت از هم گسیخته می‌شود. متأسفانه برخی از خلفای عباسی از مذهب اهل سنت به مذاهب دیگر روی آوردند مثلاً مأمون که به تحریک وزیرش احمد بن ابی داود به مذهب معتزله گروید و در قضیه آزمایش مردم در فتنه خلق قرآن جنایت‌ها مرتکب شد.

و خلیفه‌ای دیگر به نام ناصر لدین الله به تحریک یکی از وزرای رافضی‌اش شیعه می‌شود، ابن کثیر رحمه الله در باره او می‌گوید: «ناصر لدین الله ابو العباس احمد بن المستضیء بأمر الله ابی المظفر یوسف بن مقتفی لأمر الله... خلیفه عباسی... نسبت به رعیت زشت رفتار و ظالم بود، در دوره‌اش عراق ویران شد و اهل آن در شهرهای دیگر متفرق شدند، او گاهی کاری را انجام داده و ضد آن را نیز عملی می‌کرد.... و به مذهب شیعه گرویده بود.. و گفته می‌شود که میان او و مغول نامه‌نگاری‌هایی بود تا این‌که طمع آن‌ها را به سرزمین مسلمین برانگیخت و این مصیبت و بلای بزرگی است که در برابر آن هر گناه بزرگی کوچک دیده می‌شود» [۳۶].

[۳۶] البدایة والنهایة (۱۳/۱۰۶، ۱۰٧) با تصرف