۵- تناقض، بهتان و ادعای تحریف قرآن:

روایت کلینی مذکور مدعیست هنگامیکه پیامبرص از حجة الوداع برگشت آیت تبلیغ برایشان نازل شد، روایت دیگر کلینی که در باب «اشاره و نص بر ولایت امیر المؤمنین» آن را آورده با طول و عرض آن [۲۸] از ابو عبد الله÷ نقل می‌کند که فرمود: «هنگامیکه پیامبرص از حجة الوداع برگشت جبرئیل برایشان فرود آمد و فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ آنحضرتص دستور فرمود تا مردم جمع شوند و مردم جمع شدند. (گوییم: این خود سرعت پذیرش و فرمانبرداری پیامبر اکرمص در اجرای دستورات الله جل جلاله را نشان می‌دهد) و دستور فرمود تا خار‌های زیر در ختان را بردارند. و در کتاب احتجاج: پیامبرص دستور فرمودند تا به محل درختان کهنسال بروند و زیر درختان را جارو کنند [۲٩] سپس فرمودند: «ای مردم چه کسی ولی شما و در امورتان سزاوارتر است؟ گفتند: الله جل جلاله و پیامبر او! (گفتم: در روایت کلینی سابق که محل بحث ما می‌باشد ذکر شده که مردم مقصود از ولایت را ندانستند)، سپس فرمود: هرکس که من مولای اویم علی هم مولای اوست، پروردگارا! دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار گردان» سه بار این عبارت را تکرار نمودند- کینه و دشمنی و خار نفاق بر دل‌های مردم خلید و گفتند: الله تعالی هرگز این را بر محمد نازل نکرده و تنها میخواهد بازوی پسر عموی خود و شأن و شوکت و مقام او را بالا ببرد [۳۰].

حالا نمی‌دانیم اصحاب کرام چه چیز را تکذیب نمودند؟! آیا پیامبر اکرم را که گفتند هرگز این امر بر او نازل نشده است؟ و یا فرمودۀ ایشان را که فرمود: ای مردم چه کسی ولی شماست؟ یا اینکه آیت کریمه ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ را؟! که البته در این حدیث طولانی جعلی و ساختگی ذکری از آن نرفته است؟!

با توجه بر اینکه صحابۀ کرام، آنانی که به ادعای شیعه تکذیب کنندگان‌اند، آیت ولایت و آیت تبلیغ را که پس از آن نازل گردیده است با قول و عمل تایید و تصدیق نمودند و آن هنگامیکه ابوبکر صدیقس آن را در مصحفی که جمع آوری نمود درج نمود، سپس عثمانس چندین رونوشت آن را آماده نمود و به شهر‌های بزرگ اسلامی فرستاد.

مذهب دوازده امامی صحابه کرامش را متهم نموده ادعا دارند که ایشان قرآن کریم را کم کرده‌اند!!

در حالیکه اگر این بهتان بزرگ شیعه حقیقت میداشت آیتی را باید از قرآن حذف می‌نمودند که شیعه دوازده امامی ادعا دارد که گویا آیت ولایت است! زیرا شیعه با استناد به آن عقیده ولایت علیس را ثابت می‌کنند.

با اینگونه مزاعم بی‌اساس و جعلی مومنان واقعی را تکفیر می‌نمایند که نه تنها در قران بلکه در کتاب‌های آسمانی پیشین نیز از ایمان و فداکاری‌های ایشان ذکر به عمل آمده است. به ویژه ادعای کلینی مبنی بر اینکه اصحاب این آیت را رد کردند و یا نزول آن را بر پیامبرص تکذیب نمودند و یا اینکه فرموده پیامبرص را تکذیب نمودند که فرمود این آیت در مورد علی بن ابی طالب نازل گردیده است.

مناسب است در اینجا اشاره نماییم که همۀ این ادعاهای دروغ و بی‌اساس با روایتی دیگری نزد شیعه در تعارض است و آن اینکه: آنحضرتص فرمود: «شبی که به آسمان هفتم برده شدم ندایی را از زیر عرش شنیدم که گفت: علی نشانۀ هدایت است، و دوست کسی است که به من ایمان دارد و اینرا به علی برسان، هنگامی که آنحضرت از آسمان فرود آمد فراموش کرد!! و الله تعالی این آیت را نازل فرمود: (بلغ ما أنزل إلیك من ربك في علي وإن لم تفعل فما بلغت رسالته) نوری طبری می‌گوید: فراموش کرد یعنی ترک کرد!! شاید از ترس منافقان، چنانکه در بسیاری روایات ذکر شده است» [۳۱]

چنانکه معلوم شد در این روایت به مسأله ولایت اشاره نشده است! و در این مسأله خلافی وجود ندارد که علیس نشانه هدایت است که به او باید اقتدا کرد و حبیب قلب همه مومنان است. بنابر این، این سخنی بی‌مفهوم است که آنحضرتص گویا دستور الله را در مورد ولایت علی فراموش یا ترک کرد و یا اینکه از ترس منافقان حقیقی یا ادعایی از تبلیغ ولایت علی و دستور الله عزوجل سر باز زد و نافرمانی کرد. (والعیاذ بالله)!!

اما ادعای اینکه کلمۀ «فی علی» بخشی از آیت تبلیغ است که به زعم شیعه حذف شده است، نه اینکه تفسیر آن است و یا در آیت گنجانیده شده، بلکه روایاتی بسیاری دیگر در کتب شیعه وجود دارد که ادعای تحریف در قرآن در آن ذکر شده است چنانکه قمی در مقدمه تفسیر خود نوشته است که در برخی آیات تحریف صورت گرفته است و به آیت تبلیغ اشاره نموده که متن اصلی آن گویا چنین است: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك في علي وإن لم تفعل فما بلغت رسالته» [۳۲] و امثال این آیت در نزد قمی زیاد است.

اما نوری طبرسی روایات دیگری را با چندین سند ذکر نموده که اینجا گنجایش ذکر آن نیست و عموما همه روایات حاوی این زیادت است و در برخی از روایات اموری ذکر است که قلم را با ذکر آن آلوده نمیسازیم زیرا مقام و ساحت پاک و والای پیامبر اکرمص از همچو تهمت‌ها و افتراءات پاک و منزه است [۳۳].

به هر حال، روایت اسرای پیامبرص که قبلا ذکر شد، وقت تبلیغ ولایت علی توسط نبی کریمص را تعین ننموده است واگر گفته شود آنحضرتص پس از بازگشت از حجه وداع آن را به مردم رساند به این معناست که ایشان سیزده سال تبلیغ فرمان الهی را به تأخیر انداخته است!! پس دقت نمایید!!

الله تعالی نوری طبرسی و سایر روایان کذاب و افتراگر را سزای مناسب بدهد که نه تنها بر الله تعالی دروغ بسته‌اند بلکه پیامبر و برگزیدۀ او تعالی علیه الصلاة والسلام را نیز تکذیب نموده‌اند زیرا اوتعالی می‌فرماید: ﴿الٓرۚ تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ وَقُرۡءَانٖ مُّبِينٖ ١ [الحجر: ۱]. «الف. لام. را. این آیه‌های کتاب و قرآن روشن است».

[۲۸] به راستی حدیثی طولانی است که آمینختگی و عجمیت و باطنیت و قوم گرایی و تحریف الفاظ و معانی قرآن در آن آشکار است. [۲٩] الاحتجاج ۱/۶۴ روایت بسیار دراز و طولانی است که در بسیاری جاها با روایت کلینی مغایرت دارد. [۳۰] الوافی: حدیث شماره (٧٧٧) ۲/۳۱٧. [۳۱] فصل الخطاب از نوری طبرسی صـ۱۵۸. [۳۲] تفسیر قمی:۱/۲۳. [۳۳] نگا: فصل الخطاب، ص ۲۵٧-۲۵۸ از جمله به روایت شهرآشوب در اینجا اشاره می‌کنیم: (یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك في علي وإن لم تفعل عذبتك عذابا شدیدا)، و در روایت طولانی، طبرسی از محمد بن علی÷ نقل نموده که گفت: هنگامیکه در غدیر خم که سه میل قبل از جحفه واقع است رسیدند، جبرئیل در حالیکه پنج ساعت روز گذشته بود با سرزنش ونکوهش وعصمت از مردم فرود آمد...» الاحتجاج ۱/۶۴. عبد الحسین شرف الدین موسوی با نهایت بی‌ادبی به مقام پیامبرص این تهدید را چنین تعبیر نموده است: آیا پیامبرص به تبلیغ ولایت علی مامور نشده بود؟ وآیا زیر فشاری که به تهدید شباهت دارد قرار نگرفت؟ طوریکه آیت می‌رساند: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥۚ وَٱللَّهُ يَعۡصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِۗ نگا: مراجعات مراجعۀ ۱۲صـ ۱۴۰.