زیارت ۳۲ منقول از صفوان

صفوان از قول امام صادق÷ نقل کرده است که چون به در بارگاه برسي چنين و چنان بگو. دروغ این راویان زمانی ثابت می‌شود که بدانیم در وقت حیات صفوان، حائر در و ديواری نداشته است. و باز مي‌گويد: امام فرمود چون به در گنبد رسيدي چنين بگو. راوي کذاب متوجه نبوده است که زمان صفوان ائمه گنبدي نداشته‌اند، چگونه امام به او گفته است چون به در گنبد رسيدي چنین بگو؟! مسلماً صفوان متحصر مي‌‌ماند که گنبد چيست و چرا در اسلام قبر گنبد ندارد! جای بسی تعجب است که چرا علماي شيعه کتاب‌هاي خود را از این دروغ‌ها پرکرده‌اند؟ آيا اگر دروغي را شيخ مفيد و کليني و صدها نفر ديگر بنويسند تبديل به حقیقت مي‌گردد يا این‌که بايد گفت آن بزرگان اشتباه کرده‌اند؟ چرا که خطاي بزرگان بزرگ‌ترين خطاهاست!

در اين روايت مي‌گويد: پس از زيارت «اخرج ولا تول وجهك عن القبر حتى يغيب عن معاينتك» یعنی خارج شو و روي خود را از قبر بر مگردان تا این‌که قبر از ديدگان تو غايب گردد! آيا مگر امام پشت گردن زائر را مي‌بيند و به او برمي‌خورد و مي‌رنجد؟! آيا مردم در زمان حيات ائمه با آنان چنين رفتاری مي‌‌کردند؟ زماني که در حوزه‌ی علميه‌ی قم و نجف مشغول تحصيل بودم مي‌ديدم که عوام از در مرقد و صحن عقب عقب بیرون مي‌روند و پشت به آن نمي‌‌کنند، ولي هنوز نمي‌دانستم که اين خرافات و اعمال ناموجه را از کتب زيارات علما گرفته‌اند!