صفحه نخست اخلاق اسلامی از زندگی ات لذت ببر از این که شراب می‌نوشد نفرینش نکن

از این که شراب می‌نوشد نفرینش نکن

اغلب مردم که ما با آن‌ها زندگی می‌کنیم، هرچند که در بدی غرق باشند اما از خیر – اگرچه بسیار اندک هم باشد – خالی نیستند، پس اگر بتوانیم به کلید خیر آن‌ها دسترسی پیدا کنیم بسیار خوب است.

مشهور است که یک جنایتکار از خانه‌های مردم بالا می‌رفت و اموال آن‌ها را سرقت می‌کرد تا بخشی از آن‌ها را برای انسان‌های ضعیف و یتیم خرج کند یا مسجد بسازد! یا زنی را می‌بینی که فرزندان یتیم و گرسنه‌ای دارد، لذا زنا می‌کند تا از این جهت آن‌ها را سیر نماید: بنى مسجداً لله من غير حله
فكان بحمد الله غير موفق
كمطعمة الأيتام من كدِّ عرضها!
لك الويل لا تزني ولا تتصدقي
«از راه حرام برای خداوند مسجد می‌سازد و به حمد خداوند در کارش موفق نمی‌شود»

«مانند زنی که ناموس‌فروشی می‌کند و به یتیمان غذا می‌خوراند! وای بر تو زنا نکن و آن را صدقه نکن».

چه‌قدر افراد شمشیربدست هستند که انسان‌ها را با آن بدرند که ناگهان کودک یا زنی در قلبش رسوخ کرده و آنان را به رحم و شفقت وامی‌دارد و شمشیر و اسلحه را می‌اندازند. بنابراین، با همه مردم چنان برخورد کن که احساس می‌کنی در آن‌ها خیری است قبل از این که نسبت به آن‌ها گمان بد داشته باشی.

اخلاق پیامبر و خنکی چشم ما حضرت محمد ج به حدّی رسیده بود که در پی عذرهای اشتباهکاران بوده و به گناهکاران خوش‌بین و نیک‌گمان بود.

هرگاه با گناهکاری برخورد می‌کرد نخست به جنبه‌های ایمانی او می‌نگریست، پیش از این که به جوانب شهوت و عصیان او بنگرد. نسبت به هیچکس بدگمان نبود و با آنان چون فرزندان و برادرانش برخورد می‌کرد. همچنان‌که خیرخواه خویش بود، برای دیگران نیز خیرخواه بود. شخصی در زمان رسول خدا ج به شرب خمر و می‌گساری مبتلا بود، روزی او را در حالی آوردند که شراب نوشیده بود. رسول خدا ج دستور داد به او شلاق بزنند. چند روزی گذشت و باز شراب نوشید و دو مرتبه او را آوردند و باز به او شلاق زده شد. باز چند روزی گذشت و سپس او را آوردند که شراب خورده است و شلاق زده شد. وقتی بیرون رفت، یکی از اصحاب گفت: خدا نفرینش کند، چه‌قدر او را می‌آورند.

رسول خدا ج به او نگاه کرد در حالی که رنگ چهره‌اش متغییر شده بود و گفت: به او نفرین نکن. زیرا به خدا قسم تو چه می‌دانی که او خدا و رسولش را دوست دارد [٧٠].

پس هرگاه با مردم تعامل نمودی عادل و با انصاف باش، خیری را که در آن‌ها وجود دارد یادآوری کن و این احساس را در آن‌ها به وجود آور که این شر و بدی که در آن‌ها قرار دارد باعث نشده که تو خیر آن‌ها را فراموش کنی و این امر آن‌ها را به تو نزدیک می‌کند.

[٧٠] متفق علیه.