صفحه نخست اخلاق اسلامی از زندگی ات لذت ببر نیت و اراده‌ات را به خاطر خدا نیکو کن

نیت و اراده‌ات را به خاطر خدا نیکو کن

من در روش‌های تعامل با برخی اشخاص می‌اندیشیدم و سال‌های درازی با آن‌ها زندگی می‌کردم، به یاد ندارم که از آنان لبخند و حتی خنده‌ای که از روی مجامله باشد و یا واکنشی با یک شخص در حال صحبت با آنان را مشاهده کنم.

من فکر می‌کردم که آن‌ها به این شیوه بزرگ شده‌اند و در تغییر آن قادر نیستند، سپس به طور اتفاقی در جاهای مشخصی آن‌ها را مشاهده کردم که با برخی مردم از جمله ثروتمندان و افراد بانفوذ در پست‌های مشخصی با خوبی می‌خندند و نرمی و مهرورزی می‌کنند. بنابراین، دریافتم که آن‌ها از روی مصلحت چنین می‌کنند، در نتیجه آنان با این عمل پاداش بزرگی را از دست می‌دهند، چنان‌که مؤمن، با اخلاق و مهارت‌های تعامل با همه مردم، خداوند را عبادت می‌کند نه به خاطر مال و منصب و نه به این منظور که مردم از او تعریف کنند و نه به خاطر ازدواج یا کسب درآمد. بلکه فقط این که خدا او را دوست بدارد و مهر او را در دل مخلوقش بیندازد.

آری! هرکسی خوش‌رفتاری را عبادتی به حساب آورد، در برخورد با مردم اعم از ثروتمند و فقیر، مدیر و رفتگر بهترین مهارت‌ها را به کار می‌برد.

اگر روزی از کنار یک انسان بیچاره‌ای که خیابان را تمیز می‌کند بگذری و او دستش را به سوی تو جهت مصافحه دراز بکند و روز دیگری نزد مسئولی بلندپایه بروی و او نیز دستش را دراز بکند، آیا این دو از نظر استقبال و لبخند و بشاشت و خوشرویی در نزد تو مساوی هستند؟ نمی‌دانم! اما این دو در نزد آنحضرت ج در استقبال، خیرخواهی و شفقت یکسان بودند. تو چه می‌دانی شاید آن کسی که تو او را تحقیر می‌کنی و بر او فخر می‌فروشی. در نزد خداوند به اندازه‌ی بزرگی زمین از کسی که او را گرامی می‌داری و با استقبال گرم از او پذیرایی می‌کنی بهتر باشد.

رسول خدا ج می‌فرماید: «إِنَّ مِنْ أَحَبِّكُمْ إِلَيَّ، وَأَقْرَبِكُمْ مِنِّي مَجْلِسًا يَوْمَ القِيَامَةِ: أَحَاسِنَكُمْ أَخْلَاقًا» [١٨] «همانا محبوب‌ترین و نزدیک‌ترین‌تان از حیث مجلس در روز قیامت نسبت به من خوش‌اخلاق‌ترین‌تان است».

و نیز به اشبح بن عبدقیس فرمود: «إِنَّ فِيكَ لَخَصْلَتَيْنِ يُحِبُّهُمَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ» «همانا در تو دو خصلت وجود دارد که خدا و رسولش آن‌ها را دوست دارند) آن دو خصلت چه بودند: آیا آن دو نماز شب یا روزه‌ی روز بودند؟ اشبح شادمان شد و گفت: یا رسول الله! این دو خصلت کدامند؟ آنحضرت ج فرمود: «الْـحِلْمُ وَالْأَنَاةُ» [١٩] «بردباری و استقامت».

از رسول خدا ج در مورد نیکی پرسیدند؟ فرمود: «الْبِرُّ حُسْنُ الْـخُلُقِ» [٢٠] «نیکی همان خوش‌اخلاقی است».

نیز از آنحضرت ج از بیشترین کسانی که وارد بهشت می‌گردند پرسیده شد، فرمود: «تَقْوَى اللَّـهِ وَحُسْنُ الخُلُقِ» [٢١] «تقوی و پرهیزگاری از خدا و خوشرفتاری».

و نیز فرمود: «أَكْمَلُ الْـمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا أحاسنهم أخلاقاً» [٢٢] «کامل‌ترین مردم از نظر ایمان، خوش‌اخلاق‌ترین آنان هستند که مصاحبت و همنشینی با آنان آسان است، با مردم الفت و دوستی می‌کنند و با آنان الفت و محبت می‌شود و خیری نیست در کسی که الفت و محبت نمی‌کند و با او دوستی و الفت نمی‌شود».

و نیز فرمود: «مَا مِنْ شَيْءٍ أَثْقَلُ فِي الْـمِيزَانِ مِنْ حُسْنِ الْـخُلُقِ» [٢٣] «هیچ چیز در ترازوی اعمال سنگین‌تر از خوش‌اخلاقی نیست».

و نیز فرمود: «إن الرجل ليبلغ بحسن خلقه درجة قائم الليل وصائم النهار» [٢٤] «همانا انسان با خوش‌اخلاقی خودش به درجه‌ی کسی می‌رسد که شب را به عبادت بیدار شده و روز را روزه می‌گیرد».

هرکسی که اخلاقش خوب باشد سود دو دنیا را حاصل می‌کند. اگر موافق هستی به زندگی أم سلمهل بنگر. روزی همراه رسول خدا ج نشسته بود، آنگاه به یاد آخرت افتاد که چه چیزی برای آن مهیا کرده است! لذا گفت: یا رسول الله! زنی که در دنیا دو شوهر داشته باشد و سپس او و هر دو شوهر بمیرند و داخل بهشت شوند، این زن از آن کدامیک می‌شود؟

رسول خدا ج چه فرمودند: آیا فرمود: از آن کسی می‌شود که عبادت‌ها و قیام‌های طولانی‌تری داشته است؟ یا از آن کسی که بیشتر روزه گرفته است؟ یا کسی که از علم بیشتری برخوردار بوده است؟ هرگز! بلکه فرمود: «از آنِ کسی که اخلاق زیباتری داشته است». أم سلمه تعجب کرد. وقتی آنحضرت ج تعجب و شگفتی أم سلمه را دید، فرمود: یا أم سلمه! حسن اخلاق، خوبی دنیا و آخرت را برده است. آری! خیر و خوبی دنیا و آخرت را برده است. خیر دنیا این است که محبت او در دل خلق خدا جای می‌گیرد و خیر آخرت این است که پاداش بزرگی را برای خود گرد می‌آورد و هرچند که انسان اعمال صالح زیادی را جمع‌آوری نماید، اما بداخلاقی همگی آن‌ها را نابود می‌کند.

حال زنی را برای رسول خدا ج بازگو نمودند که نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد و صدقه می‌کند و فلان و فلان عمل نیک را انجام می‌دهد، اما همسایگانش را با زبان می‌آزارد (یعنی بداخلاق است) آنحضرت ج فرمود: «او در دوزخ است».

رسول خدا ج در هرگونه اخلاق حمیده، اسوه و الگوی زیبایی است، او گرامی‌ترین، شجاع‌ترین و بردبارترین مردم است. او از دوشیزدگان پرده‌نشین هم شرمگین‌تر و باحیاتر بود. او امین و راستگو است و برای او کفار قبل از مؤمنین و فساق قبل از صالحین گواهی می‌دهند تا جایی که نخستین بار وقتی وحی بر او نازل گردید و خدیجه تغییر حالت او را مشاهده نمود، گفت: به خدا قسم که الله تو را رسوا نمی‌کند (چرا؟؟)

زیرا از اوصاف و اخلاق تو چنین است که تو صله رحم می‌کنی، بار درمانده را به دوش می‌گیری، بینوایان را یاری می‌کنی، مهمان‌نوازی می‌کنی و با حمایت‌کنندگان حق همکاری می‌کنی، سخن (راست) را تصدیق می‌کنی و امانت را به اهلش می‌سپاری. بلکه خداوند چنان از وی در قرآن پاک ستایش نموده است که تا روز قیامت آن را تلاوت می‌کنیم، فرموده است: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ٤ [القلم: ٤]. یعنی: «همانا ای پیامبر! تو بر اخلاقی عظیم قرار داری».

و اخلاق آنحضرت ج قرآن بود. آری، اخلاقش قرآن بود. وقتی در قرآن می‌خواند: ﴿وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ١٩٥ [البقرة: ١٩٥]. یعنی: «در تمام اعمال خود نیکی را پیشه کنید، زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد».

آن وقت احسان و خوش‌رفتاری می‌کرد، بله به هر فرد، اعم از بزرگ و کوچک خوشرفتاری می‌کرد و هرگاه این سخن خداوند را می‌شنید: ﴿فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا [البقرة: ١٠٩]. یعنی: «از همدیگر عفو و گذشت نمایید». از مردم درگذشته و آن‌ها را می‌بخشید.

و هرگاه تلاوت می‌کرد: ﴿وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا [البقرة: ٨٣]. یعنی: «با مردم سخن نیک بگویید».

با بهترین سخنان با مخاطبان سخن می‌گفت. وقتی او اسوه و الگوی ماست و منهج او منهج و روش ماست. پس در زندگی او تأمل و اندیشه کن، چگونه با مردم تعامل و رفتار می‌کرد و چگونه اشتباهات آنان را درمان می‌کرد و آزار و اذیت آنان را تحمل می‌نمود، چگونه جهت آسایش و رفاه آنان، خودش را خسته می‌کرد و برای دعوت آنان خود را به زحمت می‌انداخت. روزی می‌بینی جهت نیاز درمانده‌ای تلاش می‌کند و روزی برای حل و فصل دشمنی بین مؤمنان در تکاپوست و روزی کفار را دعوت می‌دهد. تا این که سنش بالا رفت و استخوان‌هایش ضعیف گردید. عایشهل حالش را توصیف نموده و می‌فرماید: بیشترین نمازهای آنحضرت ج زمانی بود که سنش بالا رفت. بعد از این که مردم او را شکسته حال و اذیت نمودند؟ (چرا؟) وإذا كانت النفوس كبارا
تعبت في مرادها الأجسام
یعنی: «وقتی ارواح به بزرگی و کمال برسند، جسم‌ها از حمل آن‌ها ناتوان و درمانده می‌شوند».

حتی عشق و علاقمندی او به حسن اخلاق به حدی رسیده بود که دعا می‌کرد و از خدا چنین می‌خواست: «اللهم كما أحسنت خلقي فأحسن خلقي» [٢٥]، یعنی: «بار خدایا! آنگونه که مرا زیبا خلق نمودی، اخلاقم را نیز زیبا و نیکو گردان».

و نیز می‌گفت: «اللَّهُمَّ اهْدِنِي لِأَحْسَنِ الْأَخْلَاقِ لَا يَهْدِي لِأَحْسَنِهَا إِلَّا أَنْتَ، وَاصْرِفْ عَنِّي سَيِّئَهَا لَا يَصْرِفُ عَنِّي سَيِّئَهَا إِلَّا أَنْتَ» [٢٦].

«خدایا! مرا به نیکوترین اخلاق رهنمون ساز؛ زیرا جز تو کسی مرا به نیکوترین آن رهنمون نمی‌سازد، و مرا از اخلاق بد برهان؛ زیرا جز تو کسی از اخلاق بد نمی‌رهاند».

لذا ما نیاز داریم تا به او در اخلاقش تمسک جوییم و آن را با مسلمانان جهت کسب و دعوت آنان به کار گیریم و همچنین آن را با کفار و غیر مسلمانان اعمال نماییم، تا به حقیقت اسلام پی ببرند.

[١٨] ترمذی با سند صحیح. [١٩] احمد و مسلم. [٢٠] مسلم. [٢١] ترمذی با سند صحیح. [٢٢] ترمذی با سند صحیح. [٢٣] ابوداوود با سند صحیح. [٢٤] ترمذی با سند صحیح. [٢٥] احمد با سند صحیح. [٢٦] مسلم.