ویژگی‌های جسمانی

حسن بن علی ب از لحاظ ظاهری سر و گردن با رسول الله بسیار شبیه بود و بدین جهت ابوبکر س او را در کودکی به آغوش می‌گرفت و می‌گفت: پدرم فدایش باد، شبیه رسول الله ص است نه شبیه علی، و علی س می‌خندید [۵۰].

اما غیر از سر و گردن، در روایات آمده است که جسم حسین بن علیس به رسول الله ص بیشتر شبیه بود.

ترمذی از طریق هانی بن هانی از علی س نقل کرده است که گفت: «سر و گردن حسن س به رسول الله ص شبیه‌تر است اما پایین‌تر از آن، حسین به ایشان شباهت بیشتری دارد» [۵۱].

طبرانی از علی بن ابی طالب س روایت نموده است که: هر کس دوست دارد که شبیه‌ترین فرد به رسول الله ص را از گردن به پایین از لحاظ رنگ و اندام بنگرد، به حسین بن علی بنگرد [۵۲].

ابن عساکر از فروه بن ابی المغراء و او از قاسم بن مالک و او از عاصم بن کلیب از پدرش نقل نموده است که گفت: رسول الله ص را در خواب دیدم، و خوابم را برای ابن عباس س تعریف کردم، وی گفت: آیا هنگامی که ایشان را دیدی به یاد حسین بن علی افتادی؟ گفتم: آری والله وقتی که راه می‌رفتند با دیدن دست‌های ایشان به یاد او افتادم. گفت: ما او را به رسول الله ص تشبیه می‌کردیم [۵۳].

زبیر بن بکار به نقل از محمد بن ضحاک حزامی می‌گوید: چهرهی حسن شبیه چهرهی رسول الله ص و جسد حسین شبیه جسد رسول الله ص بود [۵۴].

من در حدیث انس بن مالک که امام بخاری روایت نموده است اندیشیدم که می‌گوید: سر حسین بن علی ÷ را نزد عبیدالله بن زیاد آوردند و در تشتی گذاشتند و او درباره‌ی زیبایی ایشان سخن گفت. انس گفت: او از همه به رسول الله ص بیشتر شبیه بود و در آن هنگام خضاب زده بود ... [۵۵].

و در روایت ترمذی از طریق حفصه بنت سیرین چنین آمده است که انس س گفت: نزد ابن زیاد بودم که سر حسین س را آوردند و در تشتی گذاشتند و ابن زیاد گفت: تاکنون چنین زیبا رویی را ندیده‌ام، انس می‌گوید: من گفتم: وی شبیه‌ترین فرد به رسول الله ص بود [۵۶].

پس از تأمل به این نتیجه رسیدم که حسین س حتی در سر و صورت نیز شبیه رسول الله ص بود، نه آن گونه که از روایات ضعیف سابق که شباهت را در جسد منحصر می‌گردانید بر می‌آید، وگرنه چرا عبیدالله بن زیاد شباهت ایشان با رسول الله ص را یادآور شد، بنابراین به تمام معنا از تمام اهل بیت به رسول الله ص بیشتر شبیه بود.

این شباهت یک نوع شباهت فطری و غیر اختیاری بود، اضافه بر آن، حسین س می‌کوشید که شباهتش به رسول الله ص در اموری مانند خضاب وغیره نیز کامل گردد.

ابویعلی از سفیان نقل نموده که می‌گوید: از عبیدالله بن ابی یزید پرسیدم که آیا حسین بن علی س را دیده‌ای؟ گفت: آری، سر و محاسن صورت سیاه بود جز چند تار موی در قسمت جلوی محاسنش، نمی‌دانم که دیگر قسمت‌‌های آن را رنگ کرده بود و این چند تا را به خاطر مشابهت به رسول الله گذاشته بود و یا فقط همین چند تار سفید شده بود... [۵٧].

موی سر و محاسن حسین س بسیار سیاه بود، ذهبی از ابن جریج و او از عمر بن عطا نقل می‌کند که می‌گوید: حسین را دیدم که با وسمه (گیاهی که رنگش مایل به سیاهی است) موهایش را رنگ می‌کرد و سر و محاسنش بسیار سیاه بود [۵۸].

لباس و زینت

حسین س لباس پشمی می‌پوشید همانند دیگر صحابه لباس شهرتی که آنان را از سایر مردم متمایز کند نمی‌پوشید.

طبرانی به نقل از سدی می‌گوید: حسین بن علی س را دیدم که عمامه‌ای پشمی پوشیده و موهایش از زیر آن نمایان بود [۵٩].

و نیز از شعبی نقل نموده که گفت: نزد حسین بن علی رفتم ایشان لباس پشمی پوشیده بود [۶۰]. و در روایت شعبی آمده است که حسین س بیشتر دوست داشت در رمضان انگشتر بپوشد، انگشتر پوشیدن از عادات حسنه است و عبادت نیست.

شعبی می‌گوید: حسین س را دیدم که در ماه رمضان انگشتر می‌پوشید [۶۱]. و روایت شده که انگشتر ایشان در دست چپ بود، ترمذی این مطلب را از محمد باقر روایت کرده است که گفت: حسن و حسین در دست چپ انگشتر می‌پوشیدند [۶۲]. و طبرانی از باقر آورده است که: حسین بن علی در دست چپ انگشتر می‌پوشید [۶۳] و پوشیدن انگشتر از رسول الله ص هم در دست راست و و هم دست چپ ثابت است.

مسلم از انس بن مالک روایت نموده است که وی گفت: انگشتر رسول الله ص در این انگشت بود، و به انگشت خنصر (انگشت کوچک) دست چپ اشاره نمود [۶۴].

و در جامع ترمذی از صلت بن عبدالله آمده است که گفت: ابن عباس را دیدم که در دست راست انگشتر می‌پوشید و گمان کنم که گفت: رسول الله ص را دیدم که در دست راست انگشتر می‌پوشیدند [۶۵].

و نیز از حماد بن سلمه آمده است که می‌گوید: ابورافع را دیدم که در دست راست انگشتر پوشیده بود از او در این باره پرسیدم گفت: عبدالله بن جعفر نیز در دست راست انگشتر می‌پوشید و عبدالله‌بن جعفر گفت: رسول‌الله در دست راست انگشتر می‌پوشیدند [۶۶].

در سنن نسائی از انس روایت شده است که رسول الله ص در دست راست انگشتر می‌پوشیدند [۶٧]. امام نووی می‌گوید: اما درباره‌ی حکم فقهی مسأله، فقها اتفاق نظر دارند که پوشیدن انگشتر هم در دست راست و هم در دست چپ، بدون کراهیت جایز است، اما کدام یک بهتر است؟ بسیاری از سلف در دست راست و بسیاری هم در دست چپ انگشتر می‌پوشیدند... [۶۸].

درباره‌ی زینت ایشان روایت شده که دایما با وسمه موهای خویش را رنگ می‌کردند، طبرانی از قیس مولای خباب نقل نموده است که می‌گوید: حسن و حسین س را دیدم که موهای خویش را سیاه می‌کردند [۶٩].

در مصنف عبدالرزاق از زهری آمده است که می‌گوید: حسین بن علی موهایش را سیاه می‌کرد [٧۰]. شوکانی در «السیل الجرار» می‌گوید: رنگ نمودن با دلایل صحیح ثابت است و روایاتی بر مشروعیت آن صحه گذاشته‌اند، آن گونه که در صحیحین و دیگر کتاب‌ها از ابوهریره س روایت شده که رسول الله ص فرمودند: یهود و نصارا رنگ نمی‌کنند و شما با آنان مخالفت کنید، امام احمد و اصحاب سنن از ابوذر س روایت کردهاند که: بهترین چیزی که می‌توان با آن سفیدی مو را تغییر داد حنا و کتم است، و ترمذی آن را صحیح گفته است، در این مورد احادیث بسیاری وجود دارد و این سنت میان سلف مشهور بوده است به گونه‌ای که در بیوگرافی افراد ذکر می‌کنند که فلانی موهای خویش را رنگ می‌کرد یا خیر... [٧۱].

[۵۰] صحیح بخاری، حدیث شماره‌ی ۳۵۴۲. [۵۱] ترمذی (۵/۶۶۰)، آلبانی آن را ضعیف شمرده است. [۵۲] المعجم الکبیر (۳/٩۵) ابن حدیث به خاطر ضعف ابراهیم بن یوسف و هبیره بن مریم ضعیف است. [۵۳] تاریخ دمشق (۱۴/۱۳۵) این اثر ضعیف است به خاطر انقطاع میان فروه بن ابی المغراء (م ۲۲۵هـ) و ابن عساکر (م ۵٧۱ هـ). [۵۴] البدایة والنهایة (۸/۱۵۰)، روایت به خاطر مجهول بودن محمد بن ضحاک ضعیف است. [۵۵] صحیح بخاری، حدیث شماره‌ی ۳۵۳۸. [۵۶] ترمذی، حدیث شماره‌ی ۳٧٧۸. آلبانی این حدیث را صحیح گفته است. [۵٧] مسند ابویعلی (۱۲/۱۴۴)، حسین سلیم اسد اسنادش را صحیح گفته است. [۵۸] نگا: سیر أعلام النبلاء (۳/۲۸۱) والبدایة (۸/۱۵۰). [۵٩] المعجم الکبیر (۳/۱۰۰) شماره‌ی ۲٧٩۶. [۶۰] المعجم الکبیر (۳/۱۰۱) شماره‌ی ۲٧٩٧. [۶۱] سیر أعلام النبلاء (۳/۲٩۱). [۶۲] ترمذی، شماره‌ی ۱٧۴۳. آلبانی آن را صحیح و موقوف گفته است. [۶۳] المعجم الکبیر (۳/۱۰۱) شماره‌ی ۲٧٩٧.طاهر بن ابی احمد زبیری یکی از راویانش مجهول است. [۶۴] مسلم ، شماره‌ی ۲۰٩۵. [۶۵] ترمذی، شماره‌ی: ۱٧۴۲. [۶۶] ترمذی، شماره‌ی ۱٧۴۴. [۶٧] نسائی، شماره‌ی ۵۲۸۳. آلبانی آن را صحیح گفته است. [۶۸] شرح نووی بر صحیح مسلم (۱۴/٧۲). [۶٩] المعجم الکبیر (۳/٩۸) شماره‌ی ۲٧۸۲. [٧۰] مصنف عبدالرزاق (۱۱/۱۵۵) شماره‌ی ۲۰۱۸۴. [٧۱] السیل الجرار (۴/۱۲۶).