درس بیستم: صداقت و امانت حضرت ختمی مرتبت ج

پیامبر اکرم ج قبل از مشرف شدن به پیامبری در بین مردم به راستگوئی و امانتداری مشهور بود، و بیشتر مردم او را به نام «امین» ـ امانت دار ـ می‫شناختند. و این شهرت و لقب را تنها کسی می‫تواند بدست آورد که در راستگوئی و امانتداری و دیگر صفات پسندیده و برتر سرآمد مردمان زمان خود باشد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬ اخلاق پسندیده و صفات برتر آن حضرت هرگز مورد بحث جامعه نبوده است، تا جائیکه حتی دشمنان سرسخت او نیز این ویژگی‌ها و اوصاف او را نمی‫توانستند انکار کنند.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬ بنگر به فرعون این امت؛ ابوجهلی که در بغض و کینه به پیامبر اکرم ج چه تجاوزها که نکرده بود، و با وجود اینکه زبانش جز در انکار رسالت پیامبر ج و دروغ پنداشتن آن نمی‫چرخید، ضمیرش بخوبی می‫دانست که پیامبر خدا ج راستگو ودرستکار و پیک برگزیده‫ی آسمان است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ خداوند متعال می‫فرمایند:‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬ ﴿قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحۡزُنُكَ ٱلَّذِي يَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِ‍َٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٣٣ [الأنعام: ۳۳].

«‏(ای پیغمبر !) ما می‌دانیم که آنچه (کفّار مکه) می‌گویند تو را غمگین می‌سازد. (ناراحت مباش) چرا که آنان (از ته دل به صدق تو ایمان دارند و در حقیقت) تو را تکذیب نمی‌کنند. بلکه ستمکاران (چون ایشان، از روی عناد) آیات خدا را انکار می‌نمایند».‏

روزی مردی از ابوجهل پرسید: آیا محمد راستگوست یا دروغ می‫گوید؟! ابوجهل سر او داد زد و گفت: خفه شو! سوگند به خدا که محمد راستگوست، محمد در عمرش هرگز دروغ نگفته است! ولی اگر قرار باشد خانواده‫ی او ـ بنی قصی ـ؛ شرف رهبریت، مهمانداری حاجیان، و خدمت خانه‫ی خدا و پیامبری را بدست گیرند، برای سائر خانواده‫های قریش چه باقی می‫ماند؟!...‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ و ابوسفیان؛ سردار قریش که پیش از اسلام آوردنش شعله‫ای سوزان از دشمنی با پیامبر خدا ج بود، وقتی هرقل پادشاه رومیان از او پرسید: آیا هرگز او را قبل از اینکه پیامبریش را اعلام کند به دروغگوئی متهم ساخته‫اید؟ گفت: هرگز نه! هرقل در جواب گفت: از تو پرسیدم که آیا او را پیش از اعلام پیامبریش به دروغگوئی متهم ساخته‫اید، در جواب گفتی: نه. و من دانستم که امکان ندارد کسی که دروغ را بر مردم ترک می‫کند بر خدا دروغ گوید!‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ در تصویری دیگر دیدیم هنگامی که برای اولین بار وحی بر پیامبر خدا ج در غار حرا نازل شده بود و آن حضرت هراسان خودش را به خانه رسانید و در حالیکه بشدت می‫لرزید به همسرش گفت: مرا بپوشانید. وقتی مادر مؤمنان؛ خدیجه کبری، همسر پیامبر اکرم ج از اتفاقی که افتاده بود با خبر شد ایشان را آرامش داده گفتند: «مژده بادا تو را، سوگند بخدا که پروردگارم هرگز تو را خوار نمی‫کند، چرا که تو به خانواده و خویشانت می‫رسی، و در گفتارت راستگو هستی و....» [۴۸].‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ عبدالله فرزند عباس؛ پسر عموی پیامبر ج آورده است: وقتی آیه‫ی:‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬ ﴿وَأَنذِرۡ عَشِيرَتَكَ ٱلۡأَقۡرَبِينَ٢١٤ [الشعراء: ۲۱۴].

«و (نخست) خویشان نزدیکت را (از خدا) بترسان».

بر پیامبر خدا ج نازل شد، آن حضرت روی کوه صفا بالا رفته داد زدند:« آهای مردم جمع شوید». مردم گفتند: این کیست؟

اهل مکه در کنار کوه جمع شدند. پیامبر خدا ج فرمودند: «اگر به شما بگویم لشکری در این دره است و می‫خواهد به شما حمله کند، آیا حرفم را باور می‫کنید؟ همه با هم و یکصدا گفتند: آری، ما هرگز جز راستی و صداقت از شما ندیده‫ایم. آن حضرت فرمودند: من شما را از عذاب شدید پروردگارم برحذر می‫دارم [۴٩].‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ شهرت راستگوئی و امانتداری و درستکاری پیامبر خدا ج باعث شده بود مشرکان در متهم ساختن ایشان مات و مبهوت و حیران بمانند. و نمی‫دانستند چگونه توده‫های مردم را بر علیه آن حضرت بشورانند. گاهی می‫گفتند: جادوگری دروغگوست. و احیانا می‫گفتند: شاعر است. و احیانا می‫گفتند: کاهن است. و گاهی او را به دیوانگی متهم می‫ساختند! و هر بار که تهمتی بر علیه آن حضرت می‫تراشیدند از سوی افرادی از خودشان مورد ملامت و سرزنش قرار می‫گرفتند که این تهمت و برچسب بر او نمی‫چسبد و خریدار ندارد. چیز دیگری بگوئید! همه‫ی آن‌ها بخوبی می‫دانستند که پیامبر خدا ج از این صفات زشت و اوصاف پست بکلی پاک است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ نضر بن حارث از جمله افرادی است که در شکنجه و آزار و اذیت پیامبر خدا ج کوی سبقت را از دیگران ربوده بود، و نمی‫توانست کوچک‌ترین نقطه ضعفی را در پیامبر خدا ج پیدا کند. روزی در مقابل ضمیرش اعتراف کرده به قریشیان گفت: ای قریشیان! سوگند بخدا که مصیبتی بس بزرگ بر سر شما فرود آمده که پیش از این هرگز به چنین بلائی مبتلا نشده‫اید. محمد در بین شما پسر بچه‫ای خردسال بود، از تمامی شما باهوشتر، و از همه راستگوتر، و امانتدارترین همه‫ی شما، حالا که بزرگ شده و آثار پختگی و بزرگی در او نمایان گشته، و آنچه خود می‫دانید را برایتان آورده، می‫گوئید: جادوگر است!‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ سوگند بخدا که او جادوگر نیست. می‫گوئید: او کاهن و طالع بین است! بخدا سوگند که چنین نیست. می‫گوئید: شاعر است. یا می‫گوئید: دیوانه است.. سپس گفت: ای قریشیان ! خود را دریابید. قسم بخدا که چیزی بسیار بزرگ بر سر شما آمده است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ امانتداری پیامبر خدا ج گویاترین سببی بود که خدیجه کبری را شیفته‫ی آن حضرت نمود. و دست ازدواج بسوی او دراز کرد. پیامبر خدا ج در آن روزها بر تجارت خدیجه در سرزمین شام نظارت داشت. و خدیجه از زبان غلامش؛ میسره، از امانتداری و اخلاق پیامبر خدا ج چیزهایی شنید که او را شیفته‫ی آن حضرت نمود.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬ حقا که آن حضرت در امانتداری آیتی بود نمونه، و الگوئی بی‫مانند! تا جائیکه مشرکان قریش ـ با وجود دشمنی‫ با او، و اتهام آن حضرت به دروغگوئی، و کفر ورزیدن به ایشان ـ ثروت‌ها و دارائی‌شان را پیش او به امانت می‫گذاشتند، و هرگز از اینکه مبادا دشمنیشان را بهانه گرفته ثروت‌هایشان را چپاول کند هیچ گونه هراسی نداشتند. ووقتی خداوند متعال به پیامبرش اجازه‫ی هجرت به مدینه را دادند آن حضرت، پسر عمویشان؛ علی، را در مکه گذاشتند تا امانت‌های مردم را به صاحبانشان برساند!‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ و بزرگ‌ترین امانتی که پیامبر خدا ج مسئولیت آن را بدوش گرفت و به بهترین وجه و شیواترین روش و والاترین نمونه آن را به جای آورد، امانت وحی الهی و پیامبری، و یا رساندن پیام پروردگار یکتا به بشریت بود که خداوند متعال او را به رسانیدن آن موظف نمود.

پیامبر خدا ج این پیام بزرگ و ویژه را به بهترین وجه به جهانیان رسانید. و این امانت والا را آنچنان که شایسته بود بجای آورد. و با بیان شیوا و روش و دلیل و برهان گویا با دشمنان خدا به جهاد پرداخت. و با شمشیر بران سدهای طغیان و کفر و خود خواهی که ملتهای ستمدیده و مظلوم را به اسارت خود در آورده بودند را در هم شکست تا صدای خدا به گوش بندگان او برسد. خداوند به وسیله‫ی او دلهای مؤمنان را بسوی حق رهنمایی کرد، و افرادی به او ایمان آوردند و در مدرسه‫ی او پرورش یافته او را با جان و دل پذیرفتند و در سختی‌ها و راه و رسم دعوت گام بگام یار و یاور او بودند. تا اینکه پرچم توحید و یکتاپرستی برافراشته شد، و بانگ اسلام در چهارسوی جهان به صدا درآمد. و هیچ خانه و کاشانه‫ای در شرق و غرب زمین نماند مگر اینکه پیام این دین بدانجا رسید.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ سلام و صلوات و درود خدا بر این پیک راستگو و درستکار او بادا که در راه خداوند عرق‌ها ریخته، جانفشانی‌ها کرده، تا آخرین نفس برای برافراشته شدن پرچم توحید در جهان از هیچ جهاد و تلاشی دریغ نورزید.

[۴۸] به روایت امام بخاری و امام مسلم نیشابوری. [۴٩] به روایت امام بخاری و امام مسلم نیشابوری.