نور محمدجرسید

روی زمین سبز شد، جیب درید آسمان
بار دگر مه شکافت، روح مجرد رسید
گشت جهان پرشکر، بست سعادت کمر
خیز که بار دگر، آن قمرین خد رسید
دل چو سطرلاب شد، آیت هفت آسمان
شرح دل احمدی، هفت مجلد رسید
پیک دل عاشقان، رفت به سر چون قلم مژده همچون شکر، در دل کاغد رسید چند کند زیر خاک صبر روان‌های پاک؟
هین ز لحد برجهید نصر مؤید رسید
طبل قیامت زدند، صور حشر می‌دمد
وقت شد ای مردگان! حشر مجدد رسید
بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ، حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ
آمد آواز صور، روح به مقصد رسید
دوش در استارگان غلغله افتاده بود
رفت عطارد ز دست، لوح و قلم درشکست
کز سوی نیک اختران؛ اختر اسعد رسید
در پی او زهره جست مست به فرقد رسید
خیز که دوران ماست، شاه جهان آن ماست
رغم حسودان دین، کوری دیو لعین
چون نظرش جان ماست عمر مؤبد رسید
کحل دل و دیده در چشم مرمد رسید
از پی نامحرمان قفل زدم بر دهان
خیز بگو مطربا عشرت سرمد رسید!