یأجوج و مأجوج

یأجوج و مأجوج انسان هستند، و از فرزندان حضرت آدم می‌باشند، آن‌ها بعد از نزول حضرت عیسی، و کشته شدن دجال، خارج می‌شوند، و در زمین فساد و تباهی می‌کنند.

خروج آنان قبل از قیامت نشانه‌ای از نشانه‌های قیامت است، و قرآن کریم و سنت رسول خداص بر خروج آنان دلالت دارد.

خداوند می‌فرماید:

﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فُتِحَتۡ يَأۡجُوجُ وَمَأۡجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٖ يَنسِلُونَ٩٦ وَٱقۡتَرَبَ ٱلۡوَعۡدُ ٱلۡحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَٰخِصَةٌ أَبۡصَٰرُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَٰوَيۡلَنَا قَدۡ كُنَّا فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا بَلۡ كُنَّا ظَٰلِمِينَ٩٧[الأنبياء: ٩۶-٩٧]. «تا وقتی که (سد) یأجوج و مأجوج گشوده شود، و آن‌ها از هر (تبه و) بلندی شتابان سرازیر گردند. و وعده‌ی حق (= قیامت) نزدیک شود، پس در آن هنگام چشمهای کسانی که کافر شدند (از وحشت) خیره ماند (گویند:) ای وای برما که از این (واقعه) در غفلت بودیم، بلکه ما ستمکار بودیم!».

و در داستان ذی القرنین در سوره کهف آمده:

﴿ثُمَّ أَتۡبَعَ سَبَبًا٩٢ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ بَيۡنَ ٱلسَّدَّيۡنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوۡمٗا لَّا يَكَادُونَ يَفۡقَهُونَ قَوۡلٗا٩٣ قَالُواْ يَٰذَا ٱلۡقَرۡنَيۡنِ إِنَّ يَأۡجُوجَ وَمَأۡجُوجَ مُفۡسِدُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَهَلۡ نَجۡعَلُ لَكَ خَرۡجًا عَلَىٰٓ أَن تَجۡعَلَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَهُمۡ سَدّٗا٩٤ قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيۡرٞ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجۡعَلۡ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَهُمۡ رَدۡمًا٩٥ ءَاتُونِي زُبَرَ ٱلۡحَدِيدِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا سَاوَىٰ بَيۡنَ ٱلصَّدَفَيۡنِ قَالَ ٱنفُخُواْۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَعَلَهُۥ نَارٗا قَالَ ءَاتُونِيٓ أُفۡرِغۡ عَلَيۡهِ قِطۡرٗا٩٦ فَمَا ٱسۡطَٰعُوٓاْ أَن يَظۡهَرُوهُ وَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ لَهُۥ نَقۡبٗا٩٧ قَالَ هَٰذَا رَحۡمَةٞ مِّن رَّبِّيۖ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ رَبِّي جَعَلَهُۥ دَكَّآءَۖ وَكَانَ وَعۡدُ رَبِّي حَقّٗا٩٨ ۞وَتَرَكۡنَا بَعۡضَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ يَمُوجُ فِي بَعۡضٖۖ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَجَمَعۡنَٰهُمۡ جَمۡعٗا٩٩[الكهف: ٩۲-٩٩]

«سپس (ذوالقرنین) از وسایل و اسباب استفاده کرد، و به سفر ادامه داد، تا به میان دو کوه رسید. و در کنار آن دو کوه مردمی را یافت که هیچ سخنی را نمی‌فهمیدند.

آنان به او گفتند: ای ذی القرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‌کنند، آیا هزینه‌ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آن‌ها سدّی بسازی؟

ذی القرنین گفت: آنچه پروردگارم در اختیار من قرار داده از قدرت و ثروت بهتر است از آنچه شما پیشنهاد می‌کنید، پس مرا با نیرو یاری کنید، تا میان شما و آن‌ها سدّ محکمی بسازم.

قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید، و روی هم بچینید تا وقتی که کاملاً میان دو کوه را برابر کرد و پوشانید، گفت: در طرف آن آتش بیفروزید، و در آن بدمید، آن‌ها دمیدند.

تا وقتی که قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت: اکنون مس ذوب شده برایم بیاورید، تا بر روی آن بریزم.

سر انجام سد محکمی ساخت، که آن‌ها (یأجوج و مأجوج) اصلا نتوانستند از آن بالا روند، و نتوانستند سوراخ و نقبی در آن ایجاد کنند.

آنگاه گفت: این از رحمت پروردگار من است، و تا خدا بخواهد پا بر جا می‌ماند، اما هنگامی که وعده‌ی پروردگارم را رسد، آن را درهم می‌کوبد، و وعده‌ی پروردگارم حق است».

در حدیثی که حذیفه بن اسید غفاری از رسول خداص در باره ده نشانی قبل از قیامت، روایت کرده، آمده:

«... و خروج یأجوج و ماجوج...» [۱۴۲].

ام المؤمنین زینب بنت جحش روایت می‌کند که: روزی رسول خداص خوف زده بر من وارد شد می‌فرمود: «لا إله إلا الله، وای بر عرب [۱۴۳] از شری که نزدیک شده است، امروز بمانند این از سد یأجوج و مأجوج باز شده است. (و با دو انگشتان شست و شهاده اشاره کرد)».

زینب می‌گوید:

عرض کردم: ای رسول خدا، آیا در حالی که صالحان در میان ما باشند باز هم هلاک می‌شویم؟

فرمود: «آری، هرگاه پلیدی زیاد شود» [۱۴۴].

[۱۴۲] صحیح مسلم (۲٩۰۱). [۱۴۳] حافظ ابن حجر در فتح الباری(۱۳/۱۰٩) می‌گوید: ذکر «عرب» در این حدیث بدین خاطر است که آن وقت بیشتر مسلمانان از عرب بود. [۱۴۴] صحیح بخاری (٧۱۳۵) و صحیح مسلم (۲۸۸۰).