صفحه نخست عقاید (کلام) امامت در پرتو کتاب و سنت برای روشن کردن این دروغ چند راه وجود دارد:

برای روشن کردن این دروغ چند راه وجود دارد:

اوّل: این آیات در سوره الرحمن هستند، این سوره هم به اجماع مسلمانان در مکّه مکّرمه نازل شده است در حالیکه حسن و حسین در مدینه متولد شده اند.

دوّم: اینکه نامگذاری فاطمه و علی به بحرین «دو دریا» و حسن به مروارید و حسین به مرجان و نکاح علی و فاطمه به در هم آمیختن دو دریا اصطلاحی است که در فرهنگ و زبان و قواعد عرب به هیچ وجه قابل توجیه نيست، نه در معنی حقیقی و نه در مجازی، بلکه همانطوری که دروغ و افتراء است بر خدا و قرآن مجید، به همان شیوه بر لغت و زبان قواعد عرب هم دروغ است([۲۶۹] ).

سوّم: اینکه در خلقت آنها چیزی زیادتر از خلقت باقی بنی‌آدم دیده نمی‌شود چون هر کسی که ازدواج کند و دارای دو بچه شود از همان جنس می‌باشد. پس در ذكر خلقت ایشان بدين‌صورت چیز عجیبی دیده نمی‌شود که سبب نشان دادن عظمت و قدرت خداوند گردد (البته در خلق انسان نهایت عظمت و قدرت خداوند دیده می‌شود) مگر همان چیزی که در بقیه بنی‌آدم دیده می‌شود. پس خلق آنان موجب تخصیص نمی‌باشد. و اگر هم به دلیل جایگاه و مقام زن و شوهر (علی و فاطمه) و دو تا بچه (حسن و حسین) باشد پس جايگاه ابراهیم و اسحاق و یعقوب و منزلتشان از جايگاه علی بزرگتر و برتر است. در حدیث صحیح آمده که از پیامبر ج سوال شد: چه کسی از همه گرامي‌تر است؟ فرمود: کسی که تقوايش بيشتر باشد. عرض کردند: ما در این باره از شما سؤال نکردیم، پس فرمود: یوسف پیامبر خدا پسر یعقوب پیامبر خدا پسر اسحاق پیامبر خدا پسر ابراهیم دوست خدا([۲۷۰] ).

و همچنین خاندان ابراهیم ÷ که خداوند ما را مأمور ساخته در نماز همانند مقام آنها برای آل پیامبرمان بطلبیم جایگاهشان بالاتر از خاندان علی است اما لازم است بگوییم که مرتبۀ محمد ج ‌از ابراهیم بالاتر است.

چهارم: خداوند در آیت دیگری از سورۀ فرقان می‌فرماید که خودش این دو دریا را با هم مخلوط کرده:

﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا ٥٣ [الفرقان: ۵۳] .

«و اوست ذاتى كه دو دريا را موج‏زنان به سوى هم روان كرد اين يكى شيرين و گوارا و آن يكى شور و تلخ است و ميان آن دو مانع و حريمى استوار قرار داد».

اگر منظور از این کار علی و فاطمه بود این خود برای یکی از ايشان ذّم تلقی می‌شود و این هم با اجماع تمام اهل سنت و تشیع باطل است.

پنجم: اینکه خداوند فرموده: ﴿بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٞ لَّا يَبۡغِيَانِ ٢٠ [الرحمن: ۲۰] . اگر منظور علی و فاطمه بود باید برزخ و پرده‌ای که مانع شده که آنان به یکدیگر تجاوز ننمایند پیامبر ج باشد-به گمان ايشان- و یا غیر او باشد که مانع باشد یکی از ایشان به دیگری تجاوز نماید و این به جای مدح بیشتر به ذمّ شباهت دارد.

ششم: تمامي مفسرین بر خلاف این نظریه متفق هستند، همانطور که ابن جریر و غیره ذکر می‌کنند که ابن عباس گفته: دریای آسمان و دریای زمین هر سال به هم می‌رسند. و حسن گفته: مرج البحرین، یعنی دریای فارس و روم، بینهما برزخ، یعنی جزیره‌ها([۲۷۱] ) و این آیه: ﴿يَخۡرُجُ مِنۡهُمَا ٱللُّؤۡلُؤُ وَٱلۡمَرۡجَانُ ٢٢ [الرحمن: ۲۲] . زجاج گفته: چیزی که از دریا خارج می‌شود نمک است و جمع کردن این دو دریا به خاطر این است اگر از هر کدام چیزی خارج شود و در واقع از دیگری هم همینطور چون با هم هستند، همانگونه که می‌فرماید: ﴿وَجَعَلَ ٱلۡقَمَرَ فِيهِنَّ نُورٗا وَجَعَلَ ٱلشَّمۡسَ سِرَاجٗا ١٦ [نوح: ۱۶] .

اما در مورد «لؤلؤ و مرجان» دو رأي هست، یکی اینکه مرجان یعنی مروارید ریز و کوچک و لؤلؤ یعنی مروارید بزرگ. این گفته ابن عباس و قتاده و فراء و ضحّاک است. زجاج می‌گوید: «لؤلؤ» نامی است برای تمامی دانه‌هایی که از دریا خارج می‌شود و مرجان هم یعنی کوچکترین این دانه‌ها. قول دوم: لؤلؤ به معنای کوچک و مرجان به معنای بزرگ آمده. این را مجاهد و سدی و مقاتل گفته‌اند. ابن عباس گفته: هنگامی که از آسمان باران می‌بارد و صدفها دهانشان را باز می‌کنند، هر چیزی که داخل آنها شود لؤلؤاست، اما ابن جریر می‌گوید: اگر قطره‌ای داخل آنان شود لؤلؤ مي‌شود. ابن مسعود گفته: مرجان به معنی صدفهای سرخ می‌باشد.

زجاج گفته: که مرجان بسیار سفید است. از ابی یعلی حکایت شده که مرجان نوعي از لؤلؤ است[۲۷۲] .

* * *

[۲۶۹] حافظ ابن کثیر در تفسیر این آیات می‌گوید: ﴿مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَیۡنِ یلۡتَقِیانِ ١٩ که ابن عباس گفته: یعنی آنها را رها کرده و در مورد «یلتقیان» ابن زید گفته یعنی: خداوند آنها را منع کرده که مخلوط شوند. بسبب پرده‌ای که غیر مرئی است و مانع بهم رسیدن آنها می‌باشد. منظور از کلمۀ (بحرین)‌ یعنی شور و شیرین، شیرین آنست که در بین مردم روان است واز آن استفاده می‌نمایند. در سورۀ فرقان در مورد آیه: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞ وَجَعَلَ بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٗا وَحِجۡرٗا مَّحۡجُورٗا ٥٣ [الفرقان: ۵۳] . «و اوست كسى كه دو دریا را موج‏زنان به سوى هم روان كرد این یكى شیرین [و] گوارا و آن یكى شور [و] تلخ است و میان آن دو مانع و حریمى استوار قرار داد». بر این موضوع صحبت کردیم.﴿بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٞ لَّا يَبۡغِيَانِ ٢٠ یعنی «در بین آنها پرده‌ای قرار داده که هیچکدام نمی‌تواند به دیگری غالب گردد» ﴿يَخۡرُجُ مِنۡهُمَا ٱللُّؤۡلُؤُ وَٱلۡمَرۡجَانُ ٢٢ یعنی: از مجموع آنان اگر این لؤلؤ مرجان از یکی شان بوجود بیاید کفایت می‌کند .لؤلؤ یعنی مروارید که معروف است و امّا مرجان گفته شده که به معنی مروارید کوچک می‌باشد .به این منابع نگاه کنید: ۱- تفسیر طبری ۲- زادالـمسیر ابن جوزی ۳- الدرالـمنثور: سیوطی. [۲۷۰] این حدیث از ابی هریره رضی الله عنه در صحیح بخاری ۴/۱۴۰ (کتاب الأنبیاء) باب قوله تعالی: ﴿وَٱتَّخَذَ ٱللَّهُ إِبۡرَٰهِيمَ خَلِيلٗا ١٢٥۴۰/۱۴۹ و (کتاب الأنبیاء) باب قول الله تعالی: ﴿لَّقَدۡ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخۡوَتِهِۦٓ ءَايَٰتٞ لِّلسَّآئِلِينَ ٧ روایت شده است. [۲۷۱] به تفسیر طبری (چاپ بولاق) ۲۷/۷۴-۷۶، و تفسیر زاد الـمسیر: ۸/۱۱۲ نگاه کنید. [۲۷۲] به تفسیر طبری (چاپ بولاق) ۲۷/۷۶-۷۸، و زادالـمسیر: ۸/۱۱۳، نگاه کنید.