مسئولیت‌های متقابل شوهر و همسر

دستورات و قوانین مربوط به ازدواج: (النساء / ۲۲. النساء / ۲۳. البقرة / ۲۲۱. النور / ۳. النساء / ۲۴. المائدة / ۵).

ویژگی‌ها و صفات نیک و پسندیده همسران: (النساء / ۳۴. التحریم / ۵. الاحزاب / ۲۸ ـ ۲۹).

رضایت متبادل: (النساء / ۱۹. البقرة / ۲۳۲).

مهریه: (النساء / ۴. المائدة / ۵. النساء / ۲۴).

ضوابط و قوانین چند همسری: (النساء / ۳).

زندگی مشترک یا رابطه مقدس ازدواج: (النساء / ۱).

ازدواج برای امنیت روحی و مهر و محبت همسران: (الروم / ۲۱).

مشورت و همدلی: (البقرة / ۲۳۳).

رفتار و تعامل نیک در همه حالات زندگی: (الطلاق / ۱ـ ۲. الطلاق / ۶. النساء / ۱۹. النساء /۱۲۹).

صلح و آشتی در خانه: (النساء / ۱۲۸).

قرآن كریم پس از بنای ساختار اخلاقی فرد، خانواده و جامعه، آنها را به مرحله‌ای بالاتر راهنمایی می‌کند، و آن چیزی جز برپایی حکومت و نظامی بر اساس ویژگیهای اخلاقی و قانونی کتاب آسمانی نیست. فرامینی اخلاقی و رستاخیز که شرافت و کرامت هر فرد را تضمین کرده، دود خودکامگی و فرعون‌منشی را از جامعه زدوده، آزادی و احترام افراد جامعه را بطور کامل حفظ می‌کند. در این راستا قرآن روابط اخلاقی متقابلی بین رهبر و ملت، و اصول و قوانینی اخلاقی در رابطه با نحوه برخورد با ملت‌های دیگر، وضع کرده است.

از جمله روابط متقابل مسئولین و توده مردم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

أ‌) واجبات و مسئولیت‌های رهبر

لطف و نرمی و مشاورت با مردم در نحوه اداره مملکت، و پایبندی به اتفاق نهایی (آل عمران/ ۱۵۹)، عدالت و امانتداری (النساء/۵۸)، برپایی امنیت (المائدة/۳۳-۳۴)، حفاظت از اموال عمومی و عدم تصرف بی‌جا در آن (آل عمران/۱۶۱)، جلوگیری از احتکار ثروت در دست گروهی (الحشر/۷)، حفظ حقوق اقلیت‌ها (المائدة/۴۲ – ۴۸).

ب‌) مسئولیت‌های مردم

احترام قانون و نظام (الحشر/۷)، پیروی از دستورات رهبر به شرط مطابقت با شریعت الهی (النساء/۵۹)، وحدت و یکپارچگی (آل عمران/۱۰۳، الروم/ ۳۱- ۳۲)، مشاورت در قضایای عمومی (الشوری ۳۶-۳۸)، دوری از دوستی و همکاری با دشمنان (الممتحنة/ ۱، ۸، ۹ ، المجادلة /۲۲، آل عمران/ ۳۸)،

و در رابطه با سلوک رفتاری با بیگانگان چنین ضوابطی را در قرآن کریم می‌خوانیم:

۱. در حالت‌های عادی

اهتمام به صلح و آشتی عمومی (التوبة/ ۱۲۸)، دعوت آنها با حکمت و درایت و پند و اندرز نیکو (النحل/۱۲۱ ، العنکبوت/۴۶)، مجبور نکردن آنها برای پذیرش دین (البقرة/ ۲۵۶، الغاشیة/ ۲۱- ۲۲)، عدم اهانت به معتقدات دیگران (الأنعام/ ۱۰۸)، دوری از استبداد، خودکامگی و فساد (القصص/ ۸۳)، عدالت، نیکی و حسن جوار (الممتحنة/ ۸).

۲. در حالت‌های اضطراری و جنگ و ستیز

تجاوز نکردن (المائدة/۲)، آتش بس در ماههای حرام (التوبة/ ۳۶)، امنیت اماکن مقدسه (البقرة/۱۹۱)، جنگیدن تنها با جنگجویان (البقرة/۱۹۰)، فرار نکردن از میدان کارزار (الأنفال/۱۵)، ثبات و پایداری (الأنفال/ ۴۵- ۴۶)، صبر و شکیبائی (آل عمران/۲۰۰، آل عمران/۱۳۹)، نهراسیدن از مرگ (آل عمران/ ۱۵۴، ۱۵۶، النساء/ ۷۷-۷۸ ، آل عمران/ ۱۷۱-۱۷۴)، بیداری و احتراز از مکر و حیله و نقشه دشمنان (البقرة/ ۱۹۱، ۲۱۷)، تسلیم نشدن و قبول کردن آتش بس (محمد/ ۳۵، البقرة/ ۱۹۲-۱۹۳، الأنفال/۶۱-۶۳، النساء/۹۴)، وفا به عهد و میثاق (المائدة/۱)، برخورد شدید با خائنان (الأنفال/۵۸)، پایبندی به تمامی شرطها و معاهدات هر چند به ضرر باشد (النحل/۹۱-۹۲)، احترام برادری انسانی (النساء/۱، الحجرات/۱۳).

با توجه به آنچه رفت، بر ما واضح و روشن گشت که قرآن كریم اساسنامه رفتار و سلوک انسانی در مقابل با خود، دیگران، و پروردگار یکتاست. و یک گزارش مفصل از کشف جوانب اخلاقی و تربیتی قرآن، کتابی با هزار و یک من ورق می‌طلبد، که از دایره این گزیده بیرون است.

نویسنده سعی دارد در صفحات آتی به صورتی بسیار گذرا به شمه‌ای از جوانب اخلاقی سوره حجرات اشاره کند. بدون شک کتابچه حاضر توان جمع کردن اقیانوس در یک کوزه تنگ را ندارد، و البته چنین ادعایی هم مطرح نیست. تنها تلاش مؤلف برقراری نوعی آشتی و عشق و محبت و سوز دل بین شما خواننده عزیز و قرآن کریم؛ کلام پروردگار یکتاست. هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست دل افسرده غیر از آب وگل نیست
پس از برقراری این رابطه دوستی و صمیمیت انسان در آینه شفاف قرآن كریم عیب‌های خود را دریافته، سعی می‌کند آنها را از سیرت و سرشت خود پاک کند: آن کو قبول کرد و پذیرفت عیب خویش از باده غرور تهی گشت ساغرش
آن کس که عیب خویش نداشت چون بقا
اید گرفت آینه‌ای در برابرش
زحمت و تلاش نویسنده توانا بسیار قابل ارج و تقدیر است، و از باریتعالای یکتا تمنای آن دارم زحمت بیدریغ این جوان فرخنده را مورد قبول و رضایت خویش قرار داده، من و ایشان و همه جوانان برومند مسلمان را به اخلاق قرآن آراسته، سربازانی قرار دهد در راستای تحقق یافتن مرام قرآن... مدتی گفتار بی‌کردار کردی مرحمت
روزگاری هم به من کردار بی‌گفتار ده