صفحه نخست عقاید (کلام) امامت در پرتو نصوص پس از مهدی دوازده مهدی دیگر خواهند آمد

پس از مهدی دوازده مهدی دیگر خواهند آمد

پیش از آن که بحث خود را دربارۀ مهدی به پایان ببرم، در اینجا برخی از روایات شیعه را که مرتبط به موضوع مهدی هستند، ذکر می‌کنم که یقین دارم بیشتر خوانندگان این کتاب آنها را نشنیده‌اند و از آنها اطلاع پیدا نکرده‌اند.

از ابوبصیر روایت شده که‌ گوید: به صادق گفتم: ای فرزند رسول الله ج! از پدرت شنیده‌ام که‌ می‌گفت: پس از قائم دوازده‌ مهدی دیگر خواهند آمد. گفت: پدرم گفته دوازده مهدی دیگر نه دوازده امام دیگر خواهند آمد، آنها گروهی از شیعیان ما هستند که‌ مردم را به دوست داشتن ما و شناختن حق ما فرا می‌خوانند[۷۴۳] .

و در روایتی آمده: پس از قائم دوازده مهدی دیگر از فرزندان حسین خواهند آمد[۷۴۴] .

از امیرالمؤمنین س روایت شده که‌ فرمود: پیامبر ج فرموده: ای علی! پس از تو دوازده امام به‌ صحنۀ ظهور می‌آیند و پس از آنان دوازده مهدی خواهند آمد. تو ای علی! اولین نفر از میان دوازده امام هستید[۷۴۵] .

از باقر روایت شده که‌ گفت: به خدا قسم، مردی از میان ما اهل بیت پس از مرگش سی صد و نه سال مالک و پادشاه زمین می‌شود. گفتم: این در چه مقطع زمانی رخ می‌دهد؟ گفت: پس از مرگ قائم[۷۴۶] .

شیعه در جواب و رد این اشکال یا باتلاق دچار اضطراب و ناهماهنگی شده‌اند و در این‌باره توجیهاتی را ذکر نموده‌اند که شایسته بحث نیستند[۷۴۷] .

تعجب اینجاست که این مهدی مورد بحث ما تا چهل روز قبل از وقوع قیامت باقی می‌ماند و فوت نمی‌کند[۷۴۸] .

همه آن روایاتی که دربارۀ دوازده مهدی پس از قائم بحث می‌کردند که‌ بدان‌ها اشاره‌ کردیم و روایت آن شخصی از اهل بیت که سیصد و نه سال مالک زمین می‌شود، حتماً باید در فاصله این چهل روز باقی مانده از عمر دنیا واقع شوند!.

شگفت‌‌تر این جا است که آن چهل روز پس از فوت قائم مخالف روایات شیعه است که می‌گویند: زمین هیچ‌گاه از حجت خالی نمی‌باشد، مانند این روایت شیعه از صادق که می‌گوید: زمین تنها یک روز بدون امامی از ما اهل بیت نمی‌باشد که مردم در مسائل به او پناه می‌برند[۷۴۹] .

بلکه تنها یک ساعت خالی از امام نمی‌باشد، باقر می‌گوید: اگر برای یک ساعت زمین خالی از امام باشد، زمین همچون دریا ساکنانش را با‌ امواج روبرو می‌سازد[۷۵۰] .

شیعه روایت نموده‌اند که از صادق سؤال شد: آیا زمین بدون امام می‌باشد؟ گفت: اگر زمین یک ساعت بدون امام باشد، برای همیشه‌ صاف می‌گردد[۷۵۱] .

بلکه زمین برای کمتر از یک ساعت نیز نمی‌تواند بدون امام باشد، هنگامی که در این‌باره‌ از رضا سؤال شد؟ گفت: اگر یک لحظه زمین از امام خالی شود، ساکنانش را با خاک یکسان می‌سازد[۷۵۲] .

از صادق روایت شده که‌ گفت: اگر مردم تنها دو نفر باشند، باید یکی از آن دو امام ‌باشد، و آخرین کسی که می‌میرد امام است تا هیچ کسی نزد خداوند نتواند دلیل بیاورد که بدون امام بر روی زمین زندگی کرده است[۷۵۳] .

بلکه آن‌گونه که برمی‌آید این مسئله‌ نیز در میان ائمه جای اختلاف است، در روایت محمد بن فضیل از ابوالحسن رضا آمده که‌ گوید: به او گفتم: آیا زمین بدون امام خواهد بود؟ گفت خیر. گفتم: ما از ابوعبدالله روایت می‌کنیم که‌ زمین بدون امام نخواهد بود مگر این‌که خداوند بر اهل زمین غضبناک شود. گفت: خیر بدون امام نمی‌شود وگرنه زمین صاف و یکسان می‌گردد.

در روایتی آمده که‌ گفت: پناه بر خدا، تنها یک ساعت بدون امام نخواهد بود وگرنه صاف و یکسان می‌شود[۷۵۴] .

روایات در این‌باره بسیار فراوان هستند[۷۵۵] .

شیعه بعید نمی‌دانند که قائل به روایات آن دوازده مهدی که پس از قائم می‌آیند و همچنین روایت آن مرد از اهل بیت که سیصد و نه سال حکم می‌کند، در فاصله این چهل روز باشد. همانا بی‌پایه و اساس بودن این ادعا برای همگان واضح و روشن است، زیرا روایات از خالی نبودن زمین از امام نه از مهدی بحث رانده‌اند، شاید در قول صادق چنان که در روایت اولی از ابوبصیر نقل شد که گفت: گفته: دوازده مهدی نه‌ دوازده امام، یا روایت رضا که گفت: زمین از امام در میان ما اهل بیت خالی نمی‌باشد[۷۵۶] ، و غیر این روایات دلیلی بر این تفاوت باشد، چرا ‌که آن مدت باقی مانده از عمر دنیا که چهل روز می‌باشد شامل همۀ دوران‌های دوازده مهدی نمی‌شود چه رسد به آن مردی که سیصد و نه سال حکم می‌کند.

خوانندۀ محترم برای تو روشن شد که بر این ائمه (رحمهم الله) از اهل بیت دروغ بسته شده است و دروغهایی به آنها نسبت داده شده که تنها خدا می‌داند، بدون شک آنان مردمانی صالح و پاک بوده‌اند، اما اقوالی به آنها نسبت داده شده که اصلاً مربوط به‌ آنان نمی‌باشد، و افتراهای فراوانی به آنها نسبت داده شده است و براستی که‌ همگی نزد خداوند جمع خواهند شد (چه افتراکنندگان و چه ائمه نزد خداوند حاضر خواهند شد و خداوند به حساب همگی رسیدگی می‌کند. مترجم).

بله دین تا روز قیامت باقی خواهد ماند و علمای صالح آن را برای نسل آینده نقل خواهند کرد، خداوند دستور فرموده که از اهل ذکر و علم سؤال شود و دستور فرموده: از هر فرقه‌ای گروهی برای کسب علم و فقه خارج شوند تا قوم خویش را به هنگام رجوع از عذاب خداوند بترسانند و شاید آنها هم پند و عبرت گیرند، و خداوند اهل علم را به کسانی مخصوص تخصیص نداده‌ است و هر کسی می‌تواند اهل علم باشد.

در دو باب آینده حقیقت موضوع برای تو روشن خواهد شد، که آیا در قرآن و سنت نص بر ائمه دوازدگانه وجود دارد یا خیر؟ خداوند کمک کننده است و توکل ما فقط بر او است ولا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.

[۷۴۳] کمال‌الدین: (۳۳۵)، البحار: (۵۳/۱۴۵). [۷۴۴] البحار: (۵۳/۱۴۸)، غیبة الطوسی: (۲۸۵). [۷۴۵] غیبة الطوسی: (۱۰۵)، البحار: (۳۶/۲۶۱) ۵۳/۱۴۸). [۷۴۶] تفسیر العیاشی: (۲/۳۵۲)، مختصر البصائر: (۱۳۰)، البحار: (۵۳/۱۴۶)، غیبة النعمنی: (۲۳۱)، غیبة الطوسی: (۲۸۶)، الاختصاص: (۲۵۷)، البرها: (۲/۴۶۵). [۷۴۷] جهت مراجعۀ بیشتر: البحار: (۵۳/۱۴۸) و کتاب: الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، باب فی أنه هل بعد دولة المهدی دولة أم لا؟ تألیف حر عاملی: (۳۹۲)، إثبات الهداة: (۱/۱۱۰)، غیبة الطوسی: (۲۸۵)، (حاشیه). [۷۴۸] الإرشاد: (۳۴۵)، إعلام الوری: (۴۳۵)، کمال‌الدین: (۲۲۰)، المحاسن: (۲۳۶)، الکافی: (۱/۳۲۹)، البصائر: (۱۴۱)، البحار: (۲۳/۴۱)، (۵۳/۱۴۵، ۱۴۶)، إثبات الهداة: (۱/۱۱۰)، غیبة الطوسی: (۱۴۶، ۲۱۸). [۷۴۹] کمال‌الدین: (۲۲۱)، البصائر: (۱۴۳، ۱۵۰)، البحار: (۲۳/۴۲، ۵۰، ۵۳)، إثبات الهداة: (۱/۱۳۰). [۷۵۰] کمال‌الدین: (۱۹۴، ۱۹۵، ۱۹۶)، غیبة النعمانی: (۸۸)، البصائر: (۱۲۴)، البحار: (۲۳/۳۴، ۳۵). [۷۵۱] علل الشرایع: (۷۶، ۷۷)، کمال‌الدین: (۱۹۴، ۱۹۵، ۱۹۷)، غیبة الطوسی: (۹۹، ۱۳۲، ۱۴۲)، غیبة النعمانی: (۸۹)، عیون الأخبار: (۱/۲۴۶، ۲۴۷)، البصائر: (۱۴۴)، البحار: (۲۳/۲۱، ۲۴، == ۲۸، ۲۹، ۳۴، ۳۵، ۳۷)، المناقب: (۱/۲۴۵). [۷۵۲] عیون اخبار الرضا: (۱/۲۴۷)، إثبات الهداة: (۱/۱۰۱، ۱۰۶)، کمال‌الدین: (۱۹۷)، البحار: (۲۳/۲۹)، علل الشرایع: (۷۷)، البصائر: (۱۴۴). [۷۵۳] علل الشرایع: (۷۶)، کمال‌الدین: (۱۱۷، ۱۳۴، ۱۳۵)، البصائر: (۱۳۴)، البحار: (۲۳/۲۱، ۲۲، ۳۶، ۴۳، ۵۲، ۵۳)، الکافي: (۱/۱۸۰)، إثبات الهداة: (۱/۸۰). [۷۵۴] الکافي: (۱/۱۷۹)، إثبات الهداة: (۱/۷۸، ۱۰۰، ۱۰۵، ۱۰۶)، (صاحب إثبات الهداة: علت تقیه را برای این روایت ذکر نموده (من نمی‌دانم فرق میان این قول چیست تا یکی از آنان با تقیه تعلیل کنیم و آن یکی بدون تقیه)، علل الشرایع: (۷۷)، عیون الأخبار: (۱۵۰)، غیبة النعمانی: (۹۹)، البحار: (۲۳/۲۴، ۲۸). [۷۵۵] برای مثال نگاه کن: البحار: (مجلد ۲۳، باب الاضطرار إلی الحجة وأن الأرض لا تخلو من الحجة که در آن ۱۱۸ روایت ذکر نموده، إثبات الهداة: (۱/۷۷)، و پس از آن (۹۷، ۹۸، ۱۰۰، ۱۰۱) و باب ششم که در آن ده روایت ذکر شده است، غیبة الطوسی: (۱۱۱، ۱۳۲، ۱۳۴)، البصائر: (۳۳۱، ۴۸۴، ۴۸۵، ۴۸۶، ۴۸۷، ۴۸۸، ۴۸۹، ۵۱۱، ۵۱۶)، نورالثقلین: (۳/۴۴) (۴/۳۶۹، ۳۷۰)، أمالی الصدوق: (۱۵۷)، الکافی: (۱/۱۷۸) و پس از آن، غیبة النعمانی: (۱۹، ۸۷، ۹۱)، کمال‌الدین: (۱۹۴، ۲۲۵، ۶۹۵). [۷۵۶] کمال‌الدین: (۱۳۳)، البحار: (۲۳/۴۲)، إثبات الهداة: (۱/۱۱۰).