عدم آگاهی حسین س از نص مربوط به‌ امامت خود و این‌که‌ پیامبر ج آخرین انبیاء است

اینک کار حسین س عجایب‌تر است، شیعه روایت می‌کنند که بعد از نزول آیه‌ی:

﴿وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمُ [الأنفال: ۷۵] .

«كسانی كه با یكدیگر خویشاوندند برخی برای برخی دیگر سزاوارترند (و حقوق آنان) در كتاب خدا (بیان شده است و حكم خدا بر آن رفته است و) بیگمان خداوند آگاه از هر چیزی است».

حسین س گفت: درباره تفسیر آن، از رسول الله ج سؤال کردم، فرمود: به خدا سوگند به جز شما مقصود دیگری ندارد، شما أولوالأرحام هستید و هرگاه که من مُردم پدرت علی به من اولی‌تر و به دست‌یابی به‌ مقام من از هر کس دیگری شایسته‌تر است، و هرگاه پدرت رفت برادرت حسن به او اولی‌تر است، و اگر حسن نیز رفت تو به او اولی‌تر هستی، گفتم: ای رسول خدا! چه کسی پس از من به مقام من اولی‌تر است؟

و در روایتی آمده: چه کسی بعد از من می‌آید؟[۲۱۹] .

باز شیعه از او روایت می‌کنند که فرمود: خدمت رسول الله ج رفتم، دیدم که‌ در فکر فرو رفته‌ و اندوهگین است، گفتم: ای رسول خدا! چه خبر است که تو را در حال فکر کردن می‌بینم؟ فرمود: ای پسرم! جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! خداوند به تو سلام می‌رساند و به تو می‌گوید که: به درستی تو نبوتت را به پایان رسانیده‌ای و روزهای خودت را تکمیل کرده‌ای، پس اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت را نزد علی‌بن ابی‌طالب قرار بده، و من زمین را ترک نخواهم کرد مگر اینکه عالمی را بعد از خود جا می‌گذارم که به وسیلۀ او فرامین من شناخته می‌شود و ولایت و دوستی من به واسطۀ او شناخته می‌شود.

به درستی من از طریق غیب، علم نبوت را از نوادگان تو قطع نخواهم کرد همچنانکه از نوادگان پیامبرانی که میان تو و پدرت آدم بوده‌اند، قطع نخواهم کرد. گفتم: ای رسول خدا! پس از شما چه کسی این امر را بدست می‌گیرد؟ فرمود: پدرت علی‌بن ابی‌طالب که پس از من خلیفه و برادرم است[۲۲۰] .

تأخیر این روایت و نزدیکی آن به فوت پیامبر ج برای همگان واضح است، لذا باید گفت که چگونه تا هنگام فوتش مسأله نص مخفی مانده است، چرا که این مسأله‌ای است که از اول کتاب و در لابه‌لای روایات گذشته همراه تو بوده است.

و اما این فرصت را از دست نمی‌دهم که حیرت و تعجب خود را ابراز نمایم از سؤال حضرت حسین س از رسول الله ج که گفت: چه کسی پس از خودت این امر را بدست خواهد گرفت؟ با وجود اینکه رسول الله ج قول جبرئیل را که گفت: اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت را نزد علی‌بن ابی‌طالب قرار بده، ذکر کرد. مثل اینکه واضع این روایت خواسته که بگوید: حضرت حسین ندانسته که کسی اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت نزد او قرار می‌گیرد اولی‌تر است به امامت و عجیب‌تر از این سؤال، سؤال او است از رسول خدا ج که می‌گوید: ای رسول خدا! آیا پس از تو پیامبر دیگری وجود دارد؟[۲۲۱] .

کسی که نداند محمد ج خاتم پیامبران است جهل و نادانی‌اش به امام و خلیفۀ او به طریق اولی است.

اما اینکه شیعه به ما بگویند این گفتار از حضرت حسینس صادر شده و او جزء امامان منصوص‌علیه از طرف خدا و رسولش می‌باشد به گمان شیعه این امری است که اصلاً قابل توجیه نیست.

اما بدبختی بزرگتر این هزاران نامه‌ای است که شیعیان پدر و برادرش س برای او فرستادند که از او می‌خواستند به عراق بیاید تا به او بیعت بدهند و آنان امام دیگری پس از حسن س ندارند و نخواهند داشت[۲۲۲] .

آیا شیعیان عراق نمی‌دانستند که پس از حسن س با نص قطعی از طرف خدا و رسولش، بیعت با حسین س بر گردنشان است، خواه حسین به کوفه بیاید یا خیر؟

آیا نشنیده بودند یا یکی از آنها نشنیده بود، در حالی که به روایتی دوازده هزار نفر بودند یا بیشتر بنا به روایت دیگری؟[۲۲۳] . (که بیعت با حسین س به‌ نص قطعی از طرف خدا و رسولش بر گردن آنها واجب است ـ مترجم).

آیا اهل عراق که شیعیان پدر و برادرش بودند، نشنیده بودند که رسول الله ج نص نهاده به پدر و برادر و خودش و به نه نفر دیگر از نوادگانش که پس از خودش خلیفه هستند و آنها را نام برده بود که آنها امامان پس از او هستند؟[۲۲۴] .

[۲۱۹] کفایة الأثر: (۲۳)، البحار: (۳۶/۳۴۴)، إثبات‌الهداة: (۱/۵۹۳)، منتخب‌الأثر: (۱۱۳). [۲۲۰] کفایة الأثر: (۲۴)، البحار: (۳۶/۳۴۵)، إثبات‌الهداة: (۲/۴)، (۲/۱۹، ۱۱۰، ۱۱۲)، البصائر: (۴۶۸)، منتخب‌الأثر: (۷۰). [۲۲۱] الـمناقب: (۱/۳۰۰)، إثبات‌الهداة: (۱/۶۷۰)، منتخب‌الأثر: (۵۴)، البحار: (۳۶/۲۷۱). [۲۲۲] به تفصیل این نامه نگاه کن در البحار: (۴۴/۳۳۳، ۳۳۴) (ج: ۴۸). [۲۲۳] تعداد نامه‌هایی که یاران حسین س به او نوشته بودند به /۱۲۰۰۰ نامه رسیده است. [۲۲۴] و نیز نگاه کن عدم علم حسین س به اعتبار شیعه به نص منتخب‌الأثر : (۱۰۲).